آخرین مطلب سال 1389

رسم هرساله اینگونه رقم خورده که یک مطلب نوروزی بنویسم و آنچه برایم در این سال اهمیت داشته را به عنوان یادگار در وبلاگم ثبت کنم. هر سال مطلب سالهای گذشته را هم مرور می کنم و برایم این گذشت ایام و اتفاقات گذشته برایم جالب است.در سالی که گذست همه ی ما فراز و فرود هایی را تجربه کردیم. که گاه این فراز و فرود های برایمان مشترک بود.

کار و زندگی
دهه 80 برای من آغاز فصل تحصیل در زندگی بود و در انتهای این دهه وارد مرحله ی جدید و لذت بخش کار شدم. امید است دهه جدید هم برای همه و خودم زیبا و سرشار از کامیابی باشد گرچه همه نیک می دانیم غمهایی هم پیش رو داریم که امید است با صبر از آن بگذریم.

سفر
در سال 89 سفرهایم تنها بین لاهیجان و تهران خلاصه شد. اما یک سفر زیبا و خاطره انگیز برایم پیش آمد و آن سفر به گرگان در کنار جناب شهرام ناظری و اعضای گروه ایرانی بود. تا باشد از این سفر ها...

کنسرت ها
بخاطر کارم امسال پرکنسرت ترین سال زندگی ام بود . اما خاطره انگیز ترین کنسرت ها کنسرت شهرام ناظری در گرگان، و در روزهای پایانی سال کنسرت ناظری با گروه فردوسی در سالن میلاد بود. جشن خانه موسیقی و هم که جای خود دارد. عکس زیر یادگاری خوبی است از "شب موسیقی".

استاد شجریان- استاد شهیدی- استاد ظریف و من روی سن تالار وحدت

اقتصاد
هدفمندی یا همان حذف سوبسید ها مهمترین اتفاق اقتصادی ایران در دهه 80 بود. فشار اقتصادی روز به روز بیشتر احساس می شود و پیش بینی ها اینطور می گوید که دهه 90 از نظر اقتصادی برای مردم بسیار سخت خواهد بود . خدا بخیر کند.

دزدی و خفت گیری
بالاخره در 4 دی ماه از دچار خفت گیری شدم و 4 دزد نامهربان هر چه داشتم بردند و حساب بانکی را هم خالی کردند. به نظر من دزدی مثل آبله مرغان است و هر کسی یک بار باید گرفتارش بشود و تا یاد بگیرد ایمنی را رعایت کند . امیدوارم دفعه ی دومی وجود نداشته باشد !!

درگذشتگان
در ابتدا باید به مقام هنری همه در گذشتگان سال ۸۹ ادای احترام کرد. در میانه سال خبر درگذشت صدای مهربان روزگارمان، محمد نوری، بدترین خبر شد و همه را غمگین کرد. جمعیت عظیم برای تشییع پیکر نوری گواه این مطلب بود که او با جان و دل مردم پیوندی عمیق داشت. در انتهای مراسم تشییع نوری مردم دستها را با نشانه ای خاص بالا بردند و یک صدا با او خواندند:

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
    رنج دوران برده ایم
 
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دل ها خورده ایم
     خون دل ها خورده ایم ...


در سال 89 دایی امیر م را نیز دست دادم. گرچه او حدود 15 سال از کشور دور بود و خاطره چندانی با او نداشتم اما با گسترش اینترنت ارتباطمان با او پر رنگ تر  شد. دایی امیر مهربان و رنج کشیده بود. بیماری کبدی ناگهان به سراغش آمد و تنها چند روز درد کشید و پرواز کرد. این غم برای خانواده مادری ام دردناک بود و هست . خیلی سخت است که دیگر چراغ دایی امیر توی مسنجر روشن نمی شود تا کمی گپ بزنیم. به هر حال او هم رفت و داستانش به پایان رسید...

 و این روزها و فردا...
دیگر 1300 ، 90 ساله شده و آخرین دهه از این قرن آغاز می شود. این روزها می توان مردم را دید که سخت در تکاپوی تدارک عید هستند. مردمی که رنج ها برده اند اما هنوز چراغ این نوروز باستانی را روشن نگاه می دارند و گل و سنبل می خرند و به خانه می برند. مردمی که با صبر و استقامت روزها می گذرانند تا به سرسبز ترین بهار برسند.

و فردای ما قطعا روشن خواهد بود اگر خود بخواهیم و از نفس باد بهاری مدد بگیریم و بگوییم:


بهارا زنده مانی زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ساعت 12:24  توسط عطا نويدی  | 


رونمایی از سمفونی نامرئی

9 اسفند خبر دار شدم که نشست خبری "ناظری " در موزه موسیقی برگزار می شود. وقتی به موزه رفتم کسی نبود ولی اندک اندک جمع مستان رسیدند. حافظ و شهرام ناظری ، محمد رضا درویشی، هوشنگ و اردشیر کامکار، رامبد صدیف، محمود دولت آبادی، پرویز کلانتری، کیوان ساکت، داود گنجه ای و .... خلاصه کلی هنرمند آمدند و این رسم نا متعارفی برای یک نشست خبری بود و بیشتر به نشست دوستانه می مانست. کم کم نشست شروع شد و حافظ ناظری شروع کرد به معرفی کاری که قرار است به بازار بیاید.

نکات جالبی در این نشست بود که دلم نیامد از آنها بگذرم و در واقع نه حاشیه بلکه اصل ماجراست:

- حافظ ناظری پس از کلی صحبت در مورد تحصیل و داستان زندگی اش در غربت و ...، اشاره به "سمفونی رومی" کرد که قرار است تا سال آینده توسط کمپانی سونی به بازار جهانی عرضه شود.

- جالب اینجاست که این سمفونی به دلیل بسته بودن بازار فرهنگی ایران ، هرگز به ایران نمی آید و حافظ ناظری تاکید کرد که فرمهایی در اختیار شما قرار می گیرد که می توانید این اثر را پیش خرید کنید.

- حافظ ناظری در چند جای صحبت اش در مورد این سمفونی که نام رومی بر آن نهاده شده ادعا کرد حتی یک نت آن مثل چیزی نیست که تا کنون در ایران اجرا شده و اثری کاملا متفاوت و جهانی ست.

- محمد رضا درویشی در این نشست گفت: "ای کاش این اثر را می شنیدیم و در موردش قضاوت می کردیم". که با طولانی شدن صحبت اش و اشاره به دخترش که او هم در خارج تحصیل موسیقی می کند ، جوابی در مورد شنیدن اثر به او داده نشد.

- هوشنگ کامکار با صراحت و بی حاشیه از حافظ پرسید" چرا این اثر را نیاوردی تا در موردش قضاوت کنیم؟" و حافظ پاسخ داد:"هنوز اثر به طور کامل ضبط نشده".

- هوشنگ کامکار در ادامه به حافظ گفت: ای کاش اول اثر را می شنیدیم و بعد ادعا می کردی این اثر یک نت اش مثل آثار دیگر هست یا نیست. وی در ادامه  گفت : این خوب است که اینقدر شجاعت داری اما این صحبتها وظیفه ات را سنگین تر می کند.

- حافظ در توضیح عنوان "سمفونی رومی" گفت: برخی می پرسند که اگر اسم این کار سمفونی است، چرا فرمش سمفونی نیست که من بارها گفته ام این اسم یک سمبل است.

- در میان بر نامه دو نفر آمدند و با میخ و چکش دیوار موزه موسیقی را سوراخ کردند تا یک بنر نصب کنند ، پس از نصب بنر معلوم شد تنها عکس حافظ ناظری است و قسمت کوچک انتهایش که چیزی نوشته شده در چاپ نیافتاده. شهرام ناظری گفت: این نوشته مهم بود که نیافتاده.  سپس بنر را  جمع کردند.

- حافظ در میان سخنرانی اش اشاره به هنرمندان جمع شده در این نشست کرد و وقتی به کیوان ساکت رسید گفت : " این آقا قیافه اش آشناست" که دیگران گفتند :"کیوان ساکت است". و این موجب خنده و شاید تاسف حضار شد.

- هوشنگ کامکار در واکنش به مقایسه ای که حافظ بین هنرمندان ایران و هنرمندان دیگر کشورها کرده بود گفت:"ممکن است کسی از کودکی در خارج ویلن یا ویولنسل بزند اما در ایران هم کسی هست که از کودکی سه تار می زنند یا کمانچه می زنند و یا آواز می خوانند. شما نباید آنها را با هم مقایسه کنید. آقای ساکت که اینجا حضور دارند یا آقای علیزاده در حد همان سولیستی هستند که در فلان ارکستر فیلارمونیک ساز می زنند."

- جالب اینجا بود در این هنگام هوشنگ کامکار هیچ اشاره ای به دو برادرش ارسلان و اردشیر که از نوابغ ساز های آرشه ای هستند نکرد و نام دیگر هنرمندان را بر زبان آورد که این حاکی از افتادگی اخلاقی این خانواده بود.

- وقتی یکی از خبرنگاران در مورد مدرک و طول تحصیل حافظ پرسید، وی پاسخ داد:" من در سال 2001 تحصیلم را شروع کردم و در سال 2006 از کالج موسیقی نیویورک در رشته آهنگسازی و رهبری ارکستر مدرک دیپلم موسیقی ام که به آن ور لیسانس حساب می کنند را گرفتم."

- حافظ ناظری در ادامه گفت : قرار است نامه هایی که ژوری مدرسه ای که من را پذیرفت به من نوشته اند روزی چاپ شوند.

- محمود دولت آبادی با اینکه اثر را نشنیده بود ولی چند بار از حافظ برای ساختن آن تشکر کرد و این را کاری بزرگ دانست.

- در پایان نشست شهرام ناظری گفت: " ایشان(یعنی حافظ) چون چند سال خارج بوده و حالا آمده ایران و جوان است و آرزوهایی در ذهن دارد که مثلا ستارگان موسیقی جهان بیاییند اینجا. شاید خیلی اطلاع ندارد که در مملکت ما بسیاری از جوانان با استعداد هستند که شاید حتی گرسنه اند و همانطور که دوستان اشاره کردند ما در اینجا مشکلاتی داریم..."

- درتمام طول نشست اردشیر کامکار، رامبد صدیف و کیوان ساکت هیچ حرفی نزدند و اظهار نظری نکردند.

- با اینکه از کنسرت های اسفند شهرام ناظری در تهران و اصفهان در شرف برگزاری است اما در پایان نشست و همهمه ی حضار یکی از خبرنگاران در این باره پرسید که ناظری توضیحات مختصری در مورد آن داد.

- از تمام ماجرای نشست خبری حافظ اینگونه دستگیرمان شد که قرار است سمفونی ای اجرا شود و بعد ضبط شود و در سال آینده توسط یک کمپانی خارجی در دنیا پخش شود و این کار در ایران هم پخش رسمی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 13:34  توسط عطا نويدی  | 


جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-5

روز پنجم جشنواره موسیقی هم با حاشیه های مختلفی همراه بود:

- طبق معمول اول وضعیت صدور کارت خبرنگاری ام. پس از مراجعه به دفتر روابط عمومی و بعد از سلام ، مسئول مربوطه با همان خنده همیشگی فقط سرش را به بالا تکان داد یعنی "کارت ات آماده نیست" و منم مثل هر شب تشکر کردم و رفتم سر برنامه "موسیقی بیست و شش".  

- اجرای اول دیشب مربوط به اجرای ارکستر ملی ایران بود. با اینکه دیروز هم در مورد این ارکستر نوشتم ولی باز نکاتی هست که باید به عنوان ضعف از آن نام برد.

- سازهای ایرانی نه تنها در ترکیب ارکستر جایگاه ثابتی نداشتند، بلکه در جای نا مناسبی قرار گرفته بودند . وقتی از بردیا کیارس به عنوان رهبر ارکستر این علت را جویا شدم، وی گفته ما را تصدیق کرد اما دلیل قرار دادن این سازها در جایگاه نا مناسب زیبا نبودن و خالی شدن صحنه پس از ترک نوازندگان این ساز ها عنوان کرد. کیارس دلیل دیگر این کار را سهولت رفت و آمد نوازندگان ایرانی بیان کرد.

- در قسمتی از مصاحبه، کیارس با افتخار میانگین سنی اعضای ارکستر را ۲2 سال اعلام کرد. به نظر من این مساله نه تنها افتخار آمیز نیست بلکه باید آنرا به عنوان یکی از بزرگترین ضعف های ارکستر ملی خولند. نتیجه ی کاری که در دو شب گذشته دیدیم برای یک ارکستر جوان و نوپا که با نوازندگان و خواننده ای کم تجربه بسیار قابل قبول بود . اما وقتی ارکستری پسوند سنگین و بزرگی به نام "ملی" به خود می گیرد، دیگر نباید از کنار آن به راحتی گذشت. ارکستر ملی باید شامل موسیقی ملی، ساز ملی، نوازنده ی ملی، آهنگساز ملی و خواننده ملی باشد. ارکستر بردیا کیارس یک ارکستر تجربی است که روز به روز انتظار می رود در کار خود پیشرفت کند ولی نهادن پسوند "ملی " بر روی آن کاری  اشتباه است.

- هنگامی که اعضای ارکستر میلی به رو صحنه می آمدند، دو سه نفر نوارنده در ردیف پشت من که  آشنا هم بودند با مزاح گفتند : "ارکستر ملی پارس"!!

- شب گذشته تنها میهمان ویژه ارکستر ملی، ارسلان کامکار بود که خود از اعضای شورای این ارکستر است.

- از دیگر حواشی شب گذشته، فرید عمران و عصبانیت و گله اش بود . وقتی در برنامه "موسیقی بیست و شش" از او خواستیم تا صحبتی بکند، یک راست رفت سراغ بروشور یا همان دفترچه راهنمای جشنواره موسیقی که نام وی و گروهش در آن نیامده بود. انصافا هم حق داشت . این هم از دسته گل های مدیر اجرایی که نام گروه فرید عمران که شاید یکی از حرفه ای ترین گروه ها باشد در دفترچه راهنما از قلم افتاده بود. البته از این دسته گلها کم نیست که به جای خود گفته و می گویم.

- شب گذشته در حین اجرای تکنوازی گیتار "لیلی افشار" در فرهنگسرای نیاوران باز هم سیستم صوتی دچار مشکل شد و برای دقایقی صدا قطع شد. این برای چندمین بار است که در طول جشنواره سیستم صوتی دچار مشکل می شود. ای کاش مدیر اجرایی جشنواره به جای بسط نشستن در تالار وحدت و یکی دو تا تالار همجوار، در حین اجرای برنامه به سالن های دور تر هم سری می زد تا شاید شاهد این مشکلات باشد و مثل قضیه ی حاشیه های کنسرت رضا صادقی در مصاحبه ها نگوید که خبرنگاران درست نگفته اند. آخر برادر! شما که اونجا نبودی ، از کجا میدونی خبر نگار درست نگفته!!؟؟

- هر چه از دوستان خبرنگار پرس و جو کردم از کم و کیف نشست پژوهشی روز گذشته اطلاعی پیدا نکردم. ظاهرا اینقدر این نشست ها سرد برگزار شده که خبرنگاران هم برای انعکاس این سری نشست پژوهشی علاقه و رغبتی ندارند. جالبتر این است که در سایت انجمن موسیقی هم از این نشست ها هیچ عکسی وجود ندارد.

- تالار اندیشه شب گذشته شاهد اجرای ارکستر کودکان "ایران زمین" به سرپرستی سودابه سالم بود که ظاهرا با استقبال فراوان روبرو شد و کودکان هنرمند در این ارکستر شوری دیگر آفریدند و شبی را خوش و خرم گذراندند. یکی از دوستان می گفت:  "وقتی به کنسرت می رفتم دخترم تقریبا مریض بود ولی بعد از اجرای کنسرت حالش واقعا بهتر شده بود." بر عکس ما که شب های گذشته حالمان خوب بود ولی با دیدن اجرای ارکستر ملی حالمان واقعا بد شد.

- دوست عزیزم، علی جعفری فوتمی که با هم به دیدن ارکستر ملی در شب نخست نشستیم هم ظاهرا دلش از دیدن این اجرا گرفت و دست به قلم شد و چند خطی نوشت. این نوشته را با عنوان "ارکستر موسیقی ملی و دلتنگی های من... " اینجا  بخوانید.

این حاشیه نگاری همچنان ادامه دارد...

مطالب مرتبط:

جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-1

جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-2

جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-3

جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-4

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند ۱۳۸۹ساعت 16:11  توسط عطا نويدی  | 


جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-4

چهارمین شب بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر هم مانند شب های گذشته حاشیه هایی داشت که گفتنش خالی از لطف نیست.

- بند اول حاشیه ها باز هم مربوط می شود به عدم صدور کارت خبر نگاری ام . از در تالار که وارد شدم دیدم یک نفر سلام کرد . برگشتم دیدم بعله!جناب  حسن عمیدی(مدیر روابط عمومی جشنواره) است . از لبخندش معلوم بود که هنوز کارتم آماده نیست و البته آماده نبود.خوب این ماجرای کارت هم هر روز برای نوشتن شروع خوبی شده تا برسیم به بقیه ی حاشیه ها.

- ساعت 4 و سی دقیقه رسیدم به برنامه پژوهشی جشنواره در پژوهشکده فرهنگ و هنر. پایین که می رفتم در بالکن سالن بابک رضایی(مدیر اجرایی جشنواره) را دیدم او هم من را دید و خدا رو شکر می تواند تصدیق کند چیز هایی که مشاهده کردم . به طبقه ی پایین(در اصلی سالن) که رسیدم، دیدم قسمت جلو به کلی خالی است و یک نفر پشت تریبون در حال سخنرانی است. وقتی به ردیف های پشتی توجه کردم دیدم کلا با احتساب خبرنگار و مسئولین جشنواره و مسئول سالن و دو فیلمبردار و بابک رضایی که در بالکن حضور داشت، جمعیت شد 12 نفر! همه ی این را اضافه کنید به این مطلب که دو تن از سخنرانان هم غایب بودند. من نمی دانم چرا این همه بودجه صرف این بخش پژوهشی می شود که در تهران 15-16 میلیون نفری تنها 12 نفر مخاطب دارد. این بار برای اینکه هم خودم مطمئن شوم و هم مدرکی داشته باشم این عکس را گرفتم.

- ساعت 5 به تأتر شهر رفتم تا با دوستان گروه "مهتاب رو" دیداری داشته باشم و برای حضور نیافتن در کنسرت از آنها عذر خواهی کنم. از بین جمعیت زیاد ماموران امنیتی عبور کردم و به در تالار رسیدم. بعد از دیدار با دوستان به تالار وحدت برگشتم. از حاشیه های این کنسرت می توان به صدابرداری نامناسب اشاره کرد که صدای سالن برای چند دقیقه قطع شده بود.

- بخش اول برنامه تالار وحدت مربوط به بخش تکنوازی اساتید(!) موسیقی ایرانی بود. در ابتدا هادی منتظری به اتفاق مسعود حبیبی روی صحنه رفتند و هادی منتظری همان چیزی را نواخت که چند بار در مراسمی مثل جشنواره، نشست ماهیانه خانه موسیقی و ... نواخته بود.

- حسن ناهید تکنواز بعدی بود که قبل از نوازندگی تاکید کرد که چون دندان ندارد نمی تواند خوب ساز بزند؛ که البته این طور هم شد. البته در میان نوازندگی، زنگ تلفن همراهش هم چند بار به صدا در آمد. گاهی فکر می کنم خوب شد استاد پایور در میان ما نیست و این بی نظمی را از افراد گروهش نمی بیند والا خدا می داند چه اتفاقی می افتاد.

- جمعیت تماشاگران تکنوازی اساتید(!) موسیقی تا اندازه ای بود که تنها دو سوم قسمت همکف تالار وحدت پر شده بود. حال آنکه اکثر تماشاگران میهمان بودند.

- بالاخره ارکستر ملی به روی صحنه رفت. از همان اول معلوم بود هیچ چیز این ارکستر به ارکستر ملی فخرالدینی شباهت ندارد. از رهبر جوان گرفته تا نوازندگانی که گاه بی تجربه هم بودند. در میان نوازندگان این ارکستر می شود افراد با تجربه و حرفه ای را مشاهده کرد اما شاید نیمی از نوازندگان برای حضور در "ارکستر ملی ایران"نا مناسب بودند و تجربه کافی نداشتند.

- پارت اول مربوط به اجرای "بیژن و منیژه" ساخته حسین دهلوی و "نی نوا" ساخته حسین علیزاده بود. ارکستر توانست اجرای خوبی را از "بیژن و منیژه" به نمایش بگذارد اما در اجرای "نی نوا" در چندین قسمت ارکستر ضعف داشت. "نی نوا" قطعه ای ست که آنقدر مردم شنیده اند که تنها اشکال در اجرای دوباره آن برایشان کاملا نمایان است.

- تکنواز این قطعه پاشا هنجنی بود که آن طور که از سابقه اش پیداست بارها و بارها این قطعه را با ارکستر های مختلف نواخته ولی اینکه چرا او در اجرای حساس ترین قسمت "نی نوا" نفس کم می آورد(!) قطعا بر می گردد به ضعف نوازندگی اش. پاشا هنجنی شاید اعتقاد دارد می تواند با حرکات سر و مو  و  باز و بسته کردن چشمها مخاطب عام را جذب کند ولی آنچه برای مخاطب حرفه ای قابل توجه است نتیجه ی کار است که شب گذشته بسیار ضعیف بود.

- پارت دوم نیز با اشکالاتی رو برو بود . اول اینکه قطعات انتخاب شده هیچ سنخیتی با هم نداشتند. قطعه ی اول"سلام" بود که ملودی اصلی مربوط به استاد حسن کسایی است در حالی که در بروشور نام سازنده قطعه حسین علیزاده درج شده بود و هیچ نامی از حسن کسایی برده نشد.

- قطعه ی دوم "هفت قطعه کوچک" از ساخته های احمدپژمان بود. پویا سرایی نوازندگی قسمت سنتور این قطعه را به عهده داشت و برای هر کدام از هفت قطعه مجبور بود سنتورش را عوض کند. "هفت قطعه کوچک" هیچ شباهتی با کارهایی که تا کنون از پژمان شنیده بودیم نداشت و در اندازه آثار پژمان نبود.

- "نغمه خراسانی" ساخته ارسلان کامکار از دیگر آهنگهایی بود که در پارت دوم اجرا شد. با وجود زیبایی قطعه، آنقدر ملودی تکرار شد که می شد صدای اعتراض و غر زدن مخاطبان را شنید.

- "رقصان" از ساخته های حسین علیزاده به همه چیز شبیه بود جز رقصان. بیشتر آدم را یاد یک آدم منگ سرگردان می انداخت که بی هیچ هدفی به این سو و آن سو می رود. این قطعه به شدت از فقر ملودی رنج می برد و بعد از اتمام آن اصلا یادمان نبود که چه نواخته شد و چه شنیدیم.

- قسمت جالب و داغ برنامه ارکستر ملی، قطعات با کلام آن بود. در این کنسرت، سه قطعه از ساخته های فردین خلعتبری با اشعار افشین یدالهی و صدای پوریا اخواص اجرا شد. قطعاتی که بیشتر به درد همان تیتراژ فیلم می خورد تا اجرا در کنسرت ارکستر ملی. پوریا اخواص، خواننده و نوازنده گروه همنوازان حسین علیزاده است. البته نباید یک وقت شک کرد که انتخابش به عنوان خواننده ارکستر ملی به خاطر رابطه اش با حسین علیزاده عضو شورای ارکستر ملی بوده . قطعا شورای ارکستر با آزمون و با سختی بسیار توانستند اخواص را به عنوان مناسب ترین خواننده انتخاب کنند. ولی نکته جالب این بود که صدای اخواص در اجرای این سه آهنگ به صدای علیرضا قربانی نزدیک می شد و با آنچه قبلا از در آلبومش شنیده بودیم کاملا متفاوت بود .

- بجز "بیژن و منیژه" و "هفت قطعه کوچک " بقیه قطعات انتخاب شده برای اجرا در نخستین ارکستر به اصطلاح ملی، از ساخته های اعضای شورای این ارکستر بودند. و پیشنهاد می شود برای تغییر رپرتوار کنسرت بعدی، اعضای شورای آن هم عوض شوند.

- از عجایب ارکستر ملی حضور ساز های ملی به صورت میهمان و تنها در چند قطعه بود، حال آنکه اگر قرار است ارکستری نام ملی را یدک بکشد باید سازهای ملی همواره به طور ثابت از ترکیب گروه حاضر باشند. جای نا مناسب ساز های ایرانی هم خود دارای اشکال بود، به طوری که به سختی می شد صدای تار و سنتور را شنید و همواره تحت تاثیر صدای ساز های بادی سمفونیک بودند.

- صدا برداری نامناسب گریبان ارکستر ملی را هم گرفت تا حدی که صدای خواننده در برخی جاها شنیده نمی شد به خصوص در قسمت آخر که ارکستر صدا دهی بالایی داشت.

- خواننده در چند قسمت شعر را جویده جویده خواند و ظاهرا شعر را فراموش کرده بود.

- اجرای آثار علیزاده در جشنواره موسیقی فجر با وجود تحریم جشنواره از سوی وی برای بسیاری جای سوال داشت.

- میهمانان شب اول اجرای ارکستر ملی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون هنری ارشاد، سرپرست دفتر موسیقی، حسن ریاحی(دبیر جشنواره ) بودند. سعید حجاریان نیز از حاضران در سالن بود که با ورودش به سالن با تشویق مردم به صورت ایستاده مواجه شد.

- نام شاعر قطعات با کلام در بروشور آورده نشده بود و هیچ سابقه ای نیز از خواننده ارکستر نوشته نشده بود.

-پگاه آهنگرانی که نامش به عنوان نوازنده ویلنسل در بروشور آورده شده بود ظاهرا در این اجرا غایب بود.

- به جز فردین خلعتبری، هیچ کدام از آهنگسازان قطعات اجرا شده در شب اول در سالن حضور نداشتند.

- با توجه فصل سرما صدای سرفه و عطسه حضار ، بسیاری از مخاطبان را کلافه کرده بود.

- تشویق نا به هنگام عده ای در میان اجرای "نی نوا" با اعتراض مخاطبان جدی مواجه شد.

این حاشیه نگاری ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند ۱۳۸۹ساعت 15:42  توسط عطا نويدی  | 


جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-3

سومین شب بیست ششمین جشنواره موسیقی فجر هم برای خودش حاشیه هایی داشت:
- با مراجعه ی چند باره به دفتر روابط عمومی باز هم کارت خبرنگاری من صادر نشد و مسئول مربوطه با خنده و عذر خواهی خواست تا کمی مرا قانع کند که بسیاری از خبر نگاران همین مشکل را دارند که البته شد عذر بدتر از گناه! حسن عمیدی مدیر روابط عمومی جشنواره هم دیشب اصلا رویت نشد که بشود علت را از وی جویا شد. عمیدی قول داده بود پیش از برگزاری جشنواره کارت ها همه صادر شود و به دست خبرنگاران می رسد. که اینطور نشد.

- شب گذشته در برنامه "موسیقی بیست و شش" چند مهمان خیلی خیلی مسئول داشتیم. اولش بابک رضایی مدیر اجرایی جشنواره و رئیس انجمن موسیقی بود. صحبتهای ابتدایی و کمی طولانی ایشان باعث نشد سوال اصلی از یاد من برود و اینکه آنچه در معتبر ترین خبر گزاری ایران به عنوان "حاشیه های پر رنگ تر از متن در کنسرت رضا صادقی" آمده بود را با وی در میان گذاشتم. رضایی مانند همیشه اکثر این سخنان را کذب دانست و تمامی مشکلاتی روز گذشته اش برای خبرنگاران در سالن برج میلاد پیش آمده بود را رد کرد و گفت تعدادی از عکاسان جای خبرنگاران را اشغال کرده بودند . البته جز این هم از وی انتظار نمی رفت . سال گذشته در نشستی که بعد از برگزاری جشنواره با ایشان داشتیم وقتی به خالی بودن سالنها اشاره کردم ایشان انکار کرد و گفت سالنها پر بوده و وقتی عکسی را که در یکی از روزنامه ها چاپ شده بود را به ایشان نشان دادم، پاسخ داد: اینها شیطنت برخی عکاسان است و در این عکس معلوم است کنسرت در این سالن هنوز شروع نشده است.(نقل به مضمون) به هر صورت من انتظار ندارم هیچ مسئولی پشت تریبون و میکروفون رادیو به اشتباهاتش اعتراف کند اما حداقل امیدواریم این مشکلات را برطرف سازد.

- بخش دیگری از صحبتهای من و رضایی مربوط به ایجاد دبیر خانه دائمی جشنواره موسیقی بود که ظاهرا در حوزه فعالیت ایشان نبود . اما میهمان دیگر حمید شاه آبادی معاون هنری وزیر ارشاد بود که در پاسخ به همین سوال قول مساعدی برای ایجاد این دبیرخانه دائمی داد و ظاهرا ایشان نگاه بازتر و آینده نگری بیشتری نسبت به دیگران دارد که امیدواریم حرکتی در این موضوع صورت بگیرد.

- شاه آبادی در این گفتگو گفت قرار است برای برگزیدگان جشنواره تسهیلاتی از قبیل تولید آلبوم و مجوز کنسرت صورت بگیرد که من به عملی نشدن این وعده ها در زمان معاونت قبلی اشاده کردم اما نکته جالب این بود که شاه آبادی از کسانی که تاکنون این وعده ها برایشان عملی نشده خواست تا مراجعه کنند و پاسخ بگیرند چون به اعتقاد وی قول یک مسئول یعنی قول دولت جمهوری اسلامی و باید عملی شود. امیدوارم در عمل هم چنین قاطعیتی را در کارنامه معاونت هنری وزیر ارشاد ببینیم.

- نکته جالب این بود که هر دو مسئول (شاه آبادی و رضایی) به پخش نشدن موسیقی خوب ازتلویزیون گله داشتند!

- شب گذشته اجرای گروه رستاک با استقبال فراوان روبرو شد و هر سه طبقه و همکف تالار وحدت مملو از جمعیت بود . چنین استقبالی را از گروه های محلی در جشن خانه موسیقی(89) شاهد بودیم تا اندازه ای هنگام اجرای قطعات ریتمیک، مردم و حتی اساتید درجه یک موسیقی هم آنها را با دست زدن همراهی می کردند. به یاد دارم داریوش پیرنیاکان، سخنگوی خانه موسیقی وقتی برای سخنرانی بالای سن رفت، گفت : «فکرنمی‌کنید اگر شرایطی فراهم بیاورید که کنسرت‌های موسیقی متعدد ایرانی همانند همین برنامه‌هایی که امشب برگزار شد، درطول سال با نظم و شکوهی خاص برگزار شود، گامی در جهت جلوگیری ازابتذال و تهاجم فرهنگی برداشته‌اید؟»

- ارکستر صدا و سیما به رهبری محمد بیگلری پور  هم دیشب اجرا داشت که قطعات خاطره انگیزی را برای مردم اجرا کرد . از جمله "یاد تو"(هر که دل آرام دید) ساخته محمد سریر و به خوانندگی جمال الدین منبری و قطعه ی "ای ساربان" ساحته حسن ریاحی و با صدای مهرداد کاظمی. این دو قطعه را با موبایل ضبط کردم و می دانم شنیدن این قطعات خاطه انگیز و پربار موسیقی ایرانی با اجرایی دیگر خالی از لطف نیست.

"یاد تو" آهنگ:محمد سریر/ خواننده جمال الدین منبری/اجرا :چهارم اسفند ، تالار وحدت۸۹

"ای ساربان" آهنگ: حسن ریاحی/ خواننده: مهرداد کاظمی/اجرا :چهارم اسفند ، تالار وحدت۸۹

- نکته ی جالب سه شنبه شب در اجرای ارکستر ملی آذربایجان اجرای تصنیف مرغ سحر بود . وای به حال ما که ارکستر ملی آذربایجان برای ما "مرغ سحر " می خواند!

- باز هم در پژوهشکده فرهنگ و هنر نشست تخصصی موسیقی و رسانه برگزار شد و این بار دو سخنران غایب بودند. به قول ظریفی، ناز شست(شصت)(؟) مدیر اجرایی جشنواره!

 این حاشیه نگاری همچنان ادامه دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۹ساعت 12:24  توسط عطا نويدی  | 


جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-2

حاشیه های روز دوم جشنواره موسیقی فجر اگر چه مانند روز اول آزار دهنده نیست اما قابل توجه است:

- با مراجعه چندباره ام به روابط عمومی جشنواره هنوز کارت خبرنگاری جشنواره برای من صادر نشده است. مسئولین روابط عمومی قول مساعد دادند شاید این کارت بالاخره صادر شود تا حد اقل به عنوان یادگاری در آرشیوم باقی بماند. البته این مشکل تنها مختص من نیست و همکاران دیگری که حتی در بولتن هم همکاری دارند برخی بدون کارت مانده اند و با نشان دادن کارت دیگران وارد سالن می شوند. امسال که جای مناسبی در ردیف 11 سالن تالار وحدت برای خبرنگاران در نظر گرفته شده کارت ها صادر نمی شوند. همه ی کار های ما حکایت و قیف و قیر...

- دیشب تهیه کننده برنامه "موسیقی بیست و شش" ، نیم ساعت پشت در حراست مانده بود و عزیزان اجازه ورود ایشان را به داخل تالار نمی دادند به این بهانه که اسمشان رد نشده بود . این در حالی صورت گرفت که مسئول روابط عمومی قول داده بود به محض ایجاد مشکل آن را برطرف کند ولی خود ایشان هم سر بزنگاه غیبش زد.

- همانند روز گذشته سالن اجتماعات پژوهشگاه فرهنگ و هنر که محل نشست های تخصصی – پژوهشی جشنواره موسیقی فجر است، شاهد حضور کمتر از 20 نفر شرکت کننده بود که عموم این شرکت کنندگان از دست اندر کاران جشنواره و خبرنگاران و عکسان بودند. حضور برخی چهره ها در چنین نشست ها و در حالی که بسیاری از موسیقی دانان به اعتراض اوضاع موجود فرهنگی در جشنواره شرکت نمی کنند ، جای بسی تعجب دارد.

- مطابق معمول تمامی برنامه هایی که من در جشنواره شاهد بود با تاخیر حدود 20 دقیقه ای آغاز شد حال آنکه وقتی مسئولین اجرایی ادعا دارند که این جشنواره با جشنواره های دیگر متفاوت است و تمامی تلاش خود را برای بهتر برگزار شدن آن می کنند چرا باید اشکالاتی از قبیل تاخیر در برگزاری کنسرت وجود داشته باشد.

- مانند سالهای گذشته گروه آوازی تهران به سرپرستی میلاد عمرانلو توانست دو ساعت مخاطبان را روی صندلی میخکوب کند . در قسمت اول این اجرا چند قطعه کلاسیک به همراه چند قطعه ایرانی به خوانندگی وحید تاج اجرا شد و در قسمت دوم آهنگهایی از ملل مختلف و چند موسیقی فیلم اجرا شد. پیش از آغاز قطعه معروف و محبوب ایتالیایی "bella ciao"، یکی از اعضا پشت میکروفون قرار گرفت و داستان شکل گیری این ترانه را برای حضار بیان کرد و در پایان گفت : این قطعه به یاد تمامی کسانی است که در راه آزادی جان خود را از دست دادند. که این جمله با تشویق پرشور و بی سابقه حضار همراه بود. گروه آوازی تهران در چند سال فعالیت خود نشان داده می تواند بدون استفاده از ساز و تنها با استفاده از صدای طبیعی انسان و همچنین با استفاده از خلاقیت کم نظیر اعضا و به ویژه میلاد عمرانلو مخاطب فراوانی را به سالن اجرا بکشد و با اجرای بشاش و حرفه ای خود شب خوبی را در خاطر آنان به یادگار بگذارد.

- یکی دیگر از حاشه های جشنواره امسال کم شدن یک روز نسبت به سال گذشته از جدول برنامه های جشنواره و همچنین کم شدن تعداد گروه های شرکت کننده است. سال گذشته هنگام اجرای یکی از گروه های نواحی، داوران آن بخش برای دیدن یک موسیقی پاپ از سالن خارج شدند. شاید همین برخوردها باعث شد تا جمعی از فعالان موسیقی نواحی تصمیم بگیرند طرح و پیشنهاداتی به دفتر موسیقی ارائه کنند و جشنواره موسیقی نواحی را از جشنواره موسیقی فجر جدا کنند. همین امر می تواند برای دست اندر کاران اجرایی جشنواره بهانه خوبی باشد تا جدول برنامه ها را کم بار کنند و کمیت اجراها را کاهش دهند.

- نا گفته خود پیداست که کیفیت اجرای این یکی دوساله به شدت کاهش یافته و خبر می رسد مسئولین پرکردن جدول جشنواره به گرو ه ها و نوازندگان مختلف تلفن می زنند و گاهی برای شرکت کردنشان منت هم می کشند. وقتی از گروه ها و نوازندگان خوب و قابل قبول پاسخی دریافت نمی کنند سراغ گروه ها ی دست چندم می روند و از راه های دور و نزدیک آنها را به سالن های جشنواره می آورند. نبود چهره های شاخص موسیقی در جشنواره ای که ادعای ملی و بین المللی دارد یک علامت سوال در ذهن اهالی فرهنگ پدید می آورد. نهادن لقب استاد بر هر نوازنده ی با تجربه یا بی تجربه و خرج کردن دم به دم این لقب مقدس در بروشور تنها می تواند پیام رسان بی کفایتی و عدم شناخت مسئولین اجرایی جشنواره باشد و لاغیر.

 این حاشیه نگاری ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۹ساعت 12:43  توسط عطا نويدی  | 


جشنواره موسیقی و حاشیه هایش-1

- دوم اسفند برای گرفتن کارت ورود به جشنواره مخصوص خبرنگاران به تالار وحدت رفتم. سراغ کارت را که گرفتم، فرمودند با وجود اینکه 6 روز قبل فرستاده بودم هنوز آماده نیست و قول دادند تا فردا آماده می شود.

- ساعت 4 به پژوهشگاه فرهنگ و هنر که محل  سخنرانی در مبحث موسیقی و مدیریت رسانه بود، سری زدم.  جمعیت 17 -18 نفری توجهم را جلب کرد. ردیف اول ، سه نفر سخنران نشسته بودند، ردیف دوم چهار پنج نفر از مسئولین جشنواره و در ردیف های دیگر هم چند خبر نگار و 4-5 عکاس. باعث تاسف است که مسئولین جشنواره تا این  اندازه در برگزاری جلسات سخنرانی که حداقل برای اهالی موسیقی جذاب باشند ناتوان اند.

- ساعت 6 برای اجرای زنده ی برنامه "موسیقی بیست و شش" به تالار وحدت برگشتم. برنامه اول مربوط به تکنوازی استادان(!) موسیقی ایرانی بود. در بروشور نام فرهنگ شریف، مجید ناظم پور و جواد بطحایی به عنوان تکنواز ذکر شده بود. مردمی که وارد سالن شدند از همان اول با بولتن روزانه جشنواره با (آهنگ) مواجه شدند که خبر از لغو اجرای فرهنگ شریف داده بود . در این بولتن آمده بود که فرهنگ شریف در سالن به احترام مردم حاضر می شود اما به دلیل بیماری نمی تواند برنامه اجرا کند.

وقتی برنامه شروع شد ، سید عباس سجادی - مجری معروف که گاهی هم اندک غلوی در سخنانش لحاظ می کند- روی صحنه رفت و خبر داد اصلا آقای فرهنگ شریف به دلیل بیماری شدید نمی تواند از بیمارستان خارج شود. مردم هم پچ پچ کردند و غر زدند و برخی رفتند به مسئولین مربوط اعتراض کردند که این همه پول دادیم تا اجرای فرهنگ شریف را ببینیم اما مسئولین پاسخ درستی نمی دادند. در همین احوال آنچه از گفتگوی یکی از مسئولین اجرایی و کارمندانش به گوشم می رسید این بود که : استاد شریف برایشان اتفاقی افتاده ، استادان دیگر که هستند ایشان هم یکی از هنرمندان بودند این برنامه تکنوازی است و فقط مربوط به اجرای فرهنگ شریف نیست.(نقل به مضمون)

جالب اینکه به جای فرهنگ شریف از فربد یداللهی دعوت شده بود تا تکنوازی تنبک اجرا کند و چند دقیقه ای این کار را انجام داد. سپس جواد بطحایی دقایقی در دستگاه همایون به تکنوازی سنتور پرداخت و حالا قسمت قشنگ اجرای اساتید(!) فرا رسید... . قرار بود مجید ناظم پور در این قسمت عود بنوازد. سر برنامه رادیو که بودیم صدای سازهایی مثل گیتار و تنبک و کوزه و ... از داخل سالن شنیدیم. ماجرا از این قرار بود که مجید ناظم پور از تمام قابلیتهای صدا دهی عود استفاده کرد و روی صفحه اش تنبک می زد، صدای گیتار در می آورد، و گاهی با دست روی ساز می کوبید. تازه ماجرا اینجا تمام نشد و در پارت دوم با افزودن یک میکروفون جلوی دهان نوازنده ، ایشان همگان را به اجرای مرغ سحر در آواز اصفهان مهمان کرد. (یاد کنسرت گروه مهربانی افتادم با خوانندگی حسین علیشاپور که مرغ سحر را در آواز ابوعطا اجرا کردند.اگر همین راه ادامه پیدا کند "مرغ سحر" در دوازده دستگاه و آواز خوانده می شود.)

 - یک نکته ی دیگر در جشنواره برایم خیلی جالب بود و اینکه وقتی از حسن عمیدی (مدیر روابط عمومی جشنواره) پرسیدم چند خبرنگار این جشنواره را پوشش می دهند؟ گفت: حدود 50 خبرنگار تخصصی موسیقی!!
من نمی دانم 50 خبرنگار تخصصی موسیقی از کجا آمده ؟ اصلا ما در ایران 50 رسانه داریم که بخواهند به موسیقی بپردازند که 50 خبرنگار متخصص موسیقی داشته باشیم؟

- حالا نوبت رسید به اجرای ارکستر سمفونیک به رهبری شهرداد روحانی. این بار براستی خیل جمعیت آمده بودند و تمام سه طبقه سالن پرشده بود. این بار ماجرا برعکس شد! مخاطب بود ولی برنامه کیفیت نداشت. پارت اول کنسرتو پیانو چایکوفسکی اجرا شد. اجرا اصلا در حد انتظار نبود. و همه چیز ظاهرا به هم ریخته بود. به طور مثال اشکالات زیادی در اجرای ساز های بادی به گوش می رسید. در پایان همین پارت اول هم وقتی همه ی مخاطبان ایستاده برای گروه دست زدند ، شهرداد روحانی حتی رویش را به طرف مردم برنگرداند و بی اعتنا به همراه اعضا رفت پشت صحنه.

این حاشیه نگاری ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند ۱۳۸۹ساعت 12:42  توسط عطا نويدی  | 


موسیقی بیست و شش در رادیو ایرانصدا

 

 رادیو ایران صدا همچون سال گذشته ، امسال نیز ویژه برنامه ای را به جشنواره موسیقی فجر اختصاص خواهد داد. این برنامه به مسائل فنی و حاشیه ای جشنواره می پردازد.

برنامه ی "موسیقی بیست و شش"  از تاریخ دوم تا هشتم اسفند از ساعت 19 الی 21 از محل تالار وحدت تهران اجرا می شود و به صورت زنده و تصویری از سایت  www.iranseda.ir  قابل مشاهده است.

همکاران برنامه:

سردبیـر : علـی جعـفری فوتمی/ تهیه کننده : مــژگان سهرابی/ گوینده :مریم مـه نگار /  گزارشگر : امیر خلیلی/ کارشناسان : امین میر احمدی و عطا نویدی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند ۱۳۸۹ساعت 12:37  توسط عطا نويدی  | 


ارکستر ملی، علیزاده و تحریم

ارسلان کامکار،علی ترابی، هوشنگ ظریف، حسین علیزاده در نشست خبری آغاز به کار مجدد ارکستر ملی

۱. اواخر آذرماه خبر رسید که ارکستر ملی بدون حضور فرهاد فخرالدینی احیا شده و تمرینات خود را آغاز کرده است. ارکستری که هیچ شباهتی به ارکستر ملی فخرالدینی ندارد و حتی در تمرینات آن نشانی از سازهای ملی هم دیده نشد. البته رهبر جوان هم خود حکایتی دارد. رهبر ارکستر که غیر از توانایی در رهبری باید فاکتور های دیگری برای اداره و حفظ انسجام ارکستر داشته باشد. علاوه بر اینکه سپردن رهبری ارکستری با پسوند "ملی" به هنرمندی جوان و تا اندازه ای گمنام شایسته نیست. حالا این سوال پیش می آید که هنرمندانی همچون هوشنگ ظریف و حسین علیزاده و ارسلان کامکار که عضو شورای این ارکستر هستند زیر بار انتخاب این رهبر رفته اند؟ به هر حال باید منتظر بود و دید ارکستر ملی به کجا می رسد.

۲. حسین علیزاده در نشست خبری اخیر خود که به مناسبت شروع کنسرت هایش در ایران برگزار کرد، اشاره ای به وضعیت موسیقی داشت و در پایان این جمله را به زبان آورد :

 "تنها روش اعتراض هنرمندان حوزه موسيقي به وضعيت موجود اين است كه در جشنواره شركت نكنند."

۳. در جدول برنامه های جشنواره امسال نوشته شده :

 پنجشنبه ۵ اسفند و جمعه ۶اسفند/ تالار وحدت: ارکستر موسیقی ملی(بردیا کیارس)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند ۱۳۸۹ساعت 12:36  توسط عطا نويدی  |