یک خاطره
دیروز که ساعاتی را در میان عکسها و بروشورهای کنسرت گروه جوانان چاووش در سال 77 در چالوس سیر می کردم، خاطره ای را به یاد آوردم و خالی از لطف ندیدم آن را برای شما بنویسم. و عکسهایی از آن را برایتان به نمایش بگذارم.
اولین استاد نی ام، داوود آبیاری، پس از سالها تلمذ در حضور استادانی چون کیانی نژاد، ناهید، افشار نیا، به موسسه ی چاووش تهران رفت تا از حضور جمشید عندلیبی استفاده کند. در موسسه ی چاووش استادان بزرگی تدریس می کردند و هنوز هم تدریس می کنند. این کانون در سالهای 76 – 77 به مدریت زید اله طلوعی اداره می شد. سال 1377 هنرجویان ممتاز چاووش با هم گروهی را تشکیل دادند با عنوان «جوانان چاووش» که در تهران و سایر شهرستانها به اجرای کنسرت پرداخت. به پیشنهاد داوود آبیاری گروه اجرایی به مدت سه شب در چالوس داشت. خبر که به ما رسید از حضور هنرمند سرشناسی چون آقای طلوعی بسیار خوشحال شدیم. پدرم ضیافت شامی به افتخار ایشان و دیگر اعضای هنرمند و جوان گروه ترتیب داد و خلاصه همه دور هم جمع شدیم. خوب به یاد دارم وقتی از آقای طلوعی سوال کردیم کدام کارتان خاطره انگیزتر است، با قاطعیت پاشخ داد:« بیـــــداد. بیداد یک کار دیگری بود!». بعد از صرف شام و گپ زدن چند عکس گرفتیم. در شب کنسرت اول آقای طلوعی با نوازنده ی تنبک حدود 40 دقیقه بداهه نوازی کردند. گاهی هم خودشان چند بیتی زمزمه می کردند. در قسمت دوم هم آنچنان که به خاطر می آورم، در شب اول گویا مشکلی در صدا برداری پیش آمده بود که آقای طلوعی روی سن رفت و از این جوانان به عنوان فرزندانش دفاع کرد. و آنان را امید موسیقی ایران دانست.
شبهای کنسرت هم گذشت. در همان سالها در در این فکر بودم که این جوانان روزگاری نامشان در میان موسیقی دانان دیگر خواهد درخشید. که البته همین طور هم شد. 10 سال بعد از آن روزگار در تهران – تالار کشور – دکتر حامد افشاری را دیدم که در کنار استاد شجریان، در گروه شهناز قیچک آلتو می نواخت و همچنین محمد معتمدی را در کنار استاد محمد رضا لطفی دیدم که او را آینده ی آواز ایران می نامید. این اتفاق برایم جالب بود و هست. از دیگر اعضای گروه خبری ندارم یا شاید اگر اسمشان را دیده ام با فراموشی از کنارش گذشته ام. اما امیدوارم همه ی اعضای آن گروه موفق باشند بخصوص کامیار صیقلی، آهنگساز و سرپرست گروه جوان چاووش که آهنگهایش در آن روزگار خوب به دلم می نشست و همچنین استادم، داوود آبیاری.
برای دیدن عکسها در سایز واقعی روی آنها کلیک کنید





امروز باران می آمد و من یاد روزی بارانی افتادم که در کنار یکی از دوستان به محفل خصوصی شجریان با سنتور دکتر جهانبلگو را گوش دادم. حیفم آمد شمارا نیز در این لذت شریک نکنم. در این اثر استاد شجریان در یکی از روزهای سال ۶۲ برای اولین بار با دکتر جهانبگلو ساز و آوازی اجرا می کند. چیزی شبیه ماهور می خواند و نوازنده سه ساعت تمام جواب آوازش را می دهد. در نیمه ی ساز و آواز جهانبگلو آنچه شجریان خوانده را نه ماهور و نه هیچ دستگاهی دیگر توصیف می کند و ناگهان میگوید : این که شما خواندید «بیات سیاوش» بود . در ادامه شش تراک نیم ساعته را که در مجموع سه ساعت ساز و آواز استا را برای تان آپلود کردم . امیدوارم دانلود کنید و لذت ببرید:

