
عادت کرده ام فقط وقت مصیبت ها و گرفتاری ها بنویسم. وقتی جایی سنگی جلوی پای هنرمندی می افتد بنویسم. وقتی دلم از جایی از این جامعه ی نامهربان و بیرحم می گیرد، بنویسم. اینقدر با خوشی ها بیگانه ام که وقتی افتخاری بزرگ هم بدست می آید به خودم زحمت نمیدهم همان ساعت ۵.۳۰ صبح چند کلمه ای بنویسم. شاید انتظار داشتم در کوچه و خیابان مردم به هم تبریک بگویند ولی نگفتند. حالا چرایش را از خودشان بپرسید. حالا که جایی برای ابراز شادی نداشتم ، خواستم از همین خانه ی خودم ابرازش کنم.
قطعا دست یابی به جایزه اسکار، نه برای سینما که برای فرهنگ و هنر ایران افتخاری بزرگ است. من هم عضو کوچکی از این جامعه ی فرهنگی و هنری هستم بیش از آن چیزی که فکرش را بکنید به این جایزه افتخار می کنم. برای ما ایرانی هایی که هر ساله مراسم اسکار را دنبال می کردیم و منتظر بودیم بهترین فیلم به ایران هم بیاید و آن را ببینیم و کلی ذوق می کردیم بهترین فیلم سال جهان را دیده ایم، افتخار بزرگی است که امسال مردم دیگر کشور ها منتظرند "یک جدایی" در سینماهاشان اکران شود و بعد بروند توی صف بایستند و بلیت بخرند تا فیلم ایرانی ببینند. فیلمی ما ایرانی ها یک سال پیش و زود تر از همه ی شما آن را دیدیم.
حالا هم باید به اصغر فرهادی حسابی خسته نباشید گفت که تا دیروز آقای اصغر فرهادی بود ولی مردم از امروز به بعد "اصغر آقا" صدایش می کنند. برای این "اصغر آقا" شدن و در دل مردم جای گرفتن باید خیلی خیلی آقا بود. خیلی مردانگی می خواهد که بروی روی قله ی موفقیت بایستی و فقط از مردم ات بگویی. مردمی که به واقع صلح دوست اند و متنفر از دروغ. فرهادی به معنای واقعا اوج گرفت و به آسمان هنر رفت و هیچ کسی هم نتوانست جلویش را بگیرد. حالا دیگر بر و بچه های سینما همه می خواند جایی برسند که او رسید. در اینجا فقط باید به این بزرگ مرد گفت:
"خسته نباشید اصغر آقا فرهادی"
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 18:46  توسط عطا نويدی
|

انتشار آثار هنرمند گرامی و محبوب، لوریس چکناوریان خبر بسیار خوبی برای علاقمندان است. تاجایی که در خاطر دارم در گذشته یک اثر رسمی از ایشان توسط نشر هرمس منتشر شده بود که با پایان یافتن قرارداد میان ناشر و صاحب اثر دیگر این اثر منتشر نشد. پیش از این هم آثار جناب چکناوریان بصورت غیر رسمی دست به دست می گشت اما همه منتظر انتشار آنها به صورت رسمی بودند تا هم شان هنرمند و مخاطب حفظ شود، هم زمینه ماندگاری آن با نشری صحیح و اصولی حفظ شود.
نکته قابل توجه و البته تاسف برانگیز این است که مجموعه آثار لوریس چکناوریان که شامل 20 سی دی صوتی و 2 حلقه دی وی دی تصویری است، با قیمت 100000 تومان از طریق ناشر فروخته می شود و در فروشگاه های محصولات فرهنگی با قیمت 130000 تومان به علاقمندان عرضه می شود.
در تماسی که با ناشر اثر داشتم، تاکید کردم با این روش عملا اثر فروشی نخواهد داشت و مخاطب قادر به خرید آن نیست.(کما اینکه وقتی آلبوم حدود 65 دقیقه ای "امیر کبیر" با صدای شهرام ناظری توسط همین ناشر در دو سی دی عرضه شد، آنطور که من شاهد بودم، فروش اش به نسبت کم شد.) وقتی علت این اقدام را جویا شدم، ناشر پاسخ داد خود آقای چکناوریان علاقه داشتند این آثار به صورت مجموعه در بیاید.
امیدوارم جناب چکناوریان به این حقیقت واقف باشند که -لااقل در جامعه ایران- اکثر مخاطبان کالای فرهنگی ِ جدی و فاخر، اقشار متوسط و متوسط رو به پایین جامعه هستند. قشر دانشجو، فرهنگی و کارمند که با توجه به تورم اقتصادی خرید سی دی های 5000 تومانی هم برایشان دشوار است. حال با چه دیدگاه و هدفی اقدام به انتشار آثار فاخر خود با این قیمت کرده اند؟ آیا بهتر نبود در کنار این مجموعه، هر سی دی به طور مجزا هم منتشر می شد؟
از دیگر نکات منفی این مجموعه بسته بندی نامناسب آن است که به قول یکی از دوستان بیشتر به شکل جعبه شیرینی میماند تا یک اثر هنری که قرار است سال ها در آرشیو یک مخاطب قرار بگیرد. آیا بهتر نبود ناشر اثر کمی سلیقه و ابتکار به کار می برد و از بسته بندی محکمتر و شایسته تری برای مجموعه ۱۳۰ هزار تومانی استفاده می کرد تا زمینه ماندگاری آن نیز حفظ شود؟*
یکی از مهمترین و اصلی ترین مخاطبان آثار فاخر، دانشجویان موسیقی و جوانانی هستند که تازه پای در راه یادگیری گذاشته اند. این آثار بیش از آنکه برای این دسته از مخاطبان سرگرمی باشد، جنبه آموزشی دارد تا شیوه آهنگسازی و ارکستراسیون و تجربه آهنگسازی همچون چکناوریان راه را بر ایشان بگشاید. اما با انتشار آثار با این قیمت، مخاطبان موسیقی جناب چکناوریان قشر مرفه و اشرافی جامعه شده اند و دیگر علاقمندان باید منتظر بنشینند تا کپی این آثار به دستشان برسد.
گویا به زمانی بر می گردیم که موسیقی - چه در ایران و یا غرب- تنها در دربار و نزد اشراف اجرا می شد و دیگر مردمان از آن محروم بودند.
* این قسمت بایاد آوری یکی از دوستان به یادداشت اضافه شد.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:31  توسط عطا نويدی
|