هنرمندی دیگر در بهاری غم انگیز از میان ما رفت

روز چهارشنبه یکم اردیبهشت همزمان با آیینی، تمام هنرمندان به گرد یکدیگر جمع شدند تا خانه ی موسیقی که اینبار با شمایلی نو میزبان آنان بود را نوگشایی کنند. شوق دیدار دوستان موسیقایی و دیدار با استاد بزرگ موسیقی ایران، جلیل شهناز در سراپای هنرمندان دیده می شد. اما دیری نگذشت تا خبری دردناک غم بزرگی را در عمق چشمان هنرمندان دیده شود. پیامکهای رسیده، گوشی های موبایل را به صدا در آورد. خبر مانند همیشه کوتاه بود:

عطا جنگوک هم درگذشت!

اگرچه این روزها از فرط کثرت خبر درگذشت هنرمندان، این کلمه  با پیشوند "هم" همراه است، اما شنیدن فوت نسبتا ناگهانی هنرمندانی مانند عطا جنگوک که مهجور و محجوب زیستند بسی غم انگیزتر است. منش و زندگی این هنرمندان که با عشق موسیقی آموختند و با خون دل درس دادند و شاگرد پرورش دادند مصداق بارز این بیت خواجه ی شیراز است که :

در حکم گلاب و گل، حکم ازلی این بود    کین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد

عطا جنگوک هنرمندی ارجمند و معلمی خوب بود. وی از شاگردان برجسته ی استاد شهنازی بود که ردیف ایشان را به بهترین نحو فرا گرفته بود. نام عطا جنگوک در میان مردم عادی کمتر شنیده می شد اما در میان تار نوازان و موسیقی دانان همیشه نام جنگوک بر سر زبانها بود. فقط هنگامی که آلبوم "چشم براه" با صدای شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک به بازار آمد، عده ای از مردم عادی با نام وی آشنا شدند. او آثار دیگری هم در زمینه ی موسیقی بختیاری که خودش تاثیر فراوانی در معرفی آن داشت از خود بر جای گذاشت. آثاری که اینک، با فراق وی ،بغض را گلویمان می شکند.

ما با عشق عطا جنگوک را بدرقه کردیم

روز جمعه سوم اردی بهشت، خیل زیادی از دوستداران هنر و موسیقی این مرز و بوم در تالار وحدت گرد هم آمدند تا با پیکر این هنرمند دور از چشم وداع کنند. اندک اندک مردمی که دیگر پای ثابت مراسم تشییع جنازه ی هنرمندان شدند و آدرس تالار وحدت را به عنوان محل تشییع هنرمندان از هر جای دیگری بهتر بلدند، جمع شدند. هنرمندان یکایک رسیدند؛ از اعضای هیات مدیره ی خانه ی موسیقی گرفته و سراج و پشنگ و اردشیر وهوشنگ کامکار، هنگامه اخوان، زیداله طلوعی، حسین علیشاپور، صدیق تعریف، بهمن رجبی، شکارچی، درویشی تا بیژن کامکار که با وجود کسالتش آمد و میانه ی مراسم در گوشه ای نشست و حسین علیزاده که دیر آمد، ولی آمد!

عباس سجادی که دیگر اجرای مراسم تشییع برایش کاری روزمره شده، گفت: رشد فقدان هنرمندان از اعتلای موسیقی بیشتر است! داریوش پیرنیاکان نیز از دوستی دیرینه با جنگوک گفت و با چشمانی اشکبار و بغضی ترکیده با مردم سخن گفت. حالا دریافتم چرا پیرنیاکان در آیین نوگشایی خانه ی موسیقی غایب بود.

علی اکبر شکارچی هم با صدایی سراسر غم و اندوه درختان خیابان حافظ و شهریار و دختران هنرستان موسیقی و تالار وحدت را گواه و شاهد گرفت که چه عاشقهایی از این تالار گذر کردند. او با لحن و زبانی لــُری با دوست و همکارش وداع کرد که بغض را در گلوی همگان شکست.

داوود گنجه ای هم که به خوش خلقی و مهربانیو شوخ طبعی در میان اهالی موسیقی شهره است، از اخلاق پسندیده ی جنگوک گفت. از خانه ی موسیقی گفت که ای کاش در میان دلهای هنرمندان همدلی بیافکند و از مردمی که این روز آمده بودند گفت که هر کدامشات یک میلیون نفرند. گنجه ای با همان لحن صریح و شیرینش گفت: امروز کسی برای عکس گرفتن با "آقا و استاد" اینجا نیامده. کسی نیامده که "استاد" ببیند و امضا بگیرد. امروز همه به احترام عطا ی عزیز آمدند. ...و چه راست گفت.

علیرضا شاه محمدی که خواننده ی آخرین اثر جنگوک نیز شعر معروف را از اخوان ثالث خواند که بیت آخرش به این مراسم می آمد:

نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد    نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد

مردم با نوای کلماتی همیشگی و مرسوم و مقدس، پیکر عطا جنگوک را که حتی ترمه ای هم از آن دریغ شده بود را بر دست گرفتند و تشییع کردند.

در بهشت زهرا دیدم و شنیدم که زیداله طلوعی  و شکارچی از تشییع جنازه ی 8 نفره ی استاد ورزنده و تشییع جنازه ی مرحوم فروتن توسط کارکنان اداره ی مربوطه اش سخن می گفتند. با نیشخندی در ته دلم این تشییع جنازه را غنیمت دانستم. پیکر آمد، نماز خواندند و تا قطعه ی هنرمندان تشییعش کردند. حمید نوربخش با حزن، دو رباعی از خیام خواند و سپس نصراله ناصح پور و عطا امیدوار در همان گام چند بیتی خواندند. سپس در زیر خاکش آرمیدند.

به ریز پایم نظری انداختم. چه تلخ است نام فرامرز پایور را روی یک تکه سنگ ببینی؛ و سیمین آقا رضی و فرمان بهبود را، که هنوز داغشان بر دل موسیقی ایران تازه است. در میان این قبرهای در گذشتگان 88 تنها سنگ "فرمان بهبود" هنوز سر و سامانی نیافته.

با غم و اندوه بهشت زهرا را ترک می کنم و در ته دل امید دارم به این زودی ها بر نگردم. اما هنوز سخنان پیرنیاکان در گوشم زنگ می زند و دلم را می لرزاند که عطا جنگوک از هیچ جا مستمری نمی گرفت و در آمدش از طریق تدریس بود. براستی آیا وزارت ارشاد و خانه ی موسیقی و دیگران که امروز گریستند، به یاد خانواده ی داغدار جنگوک هستند؟

دانلود قطعات تصویری مرتبط

آواز حمید نوربحش بر مزار مرحوم عطا جنگوک(تصویری)

دانلود قطعه ساز و آواز . آواز پریسا و تار عطا جنگوک(تصویری)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 10:1  توسط عطا نويدی  |