نوشته ای بر آلبوم "سوگواران خموش"

 

نوشته ای بر آلبوم "سوگواران خموش"

 

جلد

 

پیش از آنکه به بررسی خود اثر سوگواران خموش بپر دازیم لازم است  در بارهی خالق اثر یعنی پژمان طاهری بیشتر بدانیم. "پژمان طاهری " نوازنده ی سنتور و آهنگساز و فارغ التحصیل دانشکدهی هنر های زیباست .اولین  آهنگسازی اش را در دوران دبیرستان برای ساخت موسیقی فیلم 8 میلی متری "یک الف ناقابل" و" تیتراژ" آعاز کرد. تحصیلات تکمیلی را تا درجه ی دکترا با موضوع  "چهارده استيل متفاوت در رديف موسيقي ايراني " در اتریش ادامه داده . از محضر اساتیدی همچون : مجید کیانی ،و محمد رضا لطفی  بهره برده .  در اجرای آلبوم یادواره ی نورعلی خان برومند و اجرای کنسرت در اروپا با گروه شیده همکاری داشته . خود این همکاری ها را بسیار بالاتر از یک کلاس درس ارزیابی میکند . در ادامه با استاد محمد رضا شجریان همکاری های وسیعی در زمینه ی ضبط سه اثر برای وی داشت . و تصانیف مرحوم عبدلله دوامی و به روایت استاد شجریان را در قالب یک کتاب آوانگاری و تنظیم برای گروه کرد . وی با خوانندگانی همچون علی اضغر شاه زیدی و علی رضا قربانی همکاری داشته . اخیرا به همراه شهرام ناظری در اروپا (اتریش)کنسرتهای متعددی ار به روی صحنه برد . آلبوم" سوگواران خموش" با خوانندگی علی رضا قربانی حاصل یکی از کنسرتهای وی در سال 1385ا به همراه " گروه ایرانی " با سرپرستی خود  است که در ابتدای سال 86 بازار آمد .

 

پژمان طاهری بسیار شیفته و شیدای پرویز مشکاتیان است . میتوان مشاهده کرد آهنگسازی وی تا حدود بسیار زیادی تحت تاثیر آثار مشکاتیان است . تر کیب کلی سازها و نقش محوری سنتور در اثر خود شاهد این ماجراست .

آلبوم  با مقدمه ای در دستگاه همایون شروع میشود . قطعه ی "مقدمه" زیبایی خاصی دارد و بر خلاف آثار امروز که متاسفانه ملودی پردازی فدای ریتم میشود،قطعه آهنگ خودش را حفظ میکند وبا چرخشهای مختلف و گوش نواز  هرگز شنونده را خسته نمیکند . استفاده ی بجا و صحیح ازصدای  سه تار و دایره و نی و به طور کلی صدای هر کدام از سازها و همچنین عدم تکرار نت قبلی در این سازها  دیگر  ویژگی این قطعه میباشد.

در ادامه ی اثر ساز  آواز شنیده میشود که در در آمد همایون با غزلی از" سایه" شروع میشود و اشاره به دیگر گوشه ها دارد . مطلع غزل چنین است " بگذار که از این شب دشوار بگذریم..."و این خود نشان دهنده ی روند اثر است . "طاهری " در مصاحبه ای مطبوعاتی این اثر را در خور حال جامعه دانسته . از کل کار اینچنین بر می آید که مقصود وی انتخاب اشعار با لحنی معترضانه به احوال روزگار میباشد .

قسمت اول ساز و آواز با این بیت پایان می یابد : " دریاب بال خسته ی جویندگان که ما /در اوج آرزو به هوای تو می پریم" كه قدمه ای بجا برای تصنیف زیباي " ايران هنگام كار است "  ميباشد. 

تصنیف "ایران" ساخته ی درویش خان است وتابه حال نگارنده آن را نشنیده بود . اشعار تصنیف  شعار گونه نیست و این خود امتیازی برای اثر است  .

ساز و آواز قسمت دوم در بیداد  شروع میشود با ادامه ی شعر سایه: " ای روشن از جمال تو آئینه ی خیال ..." در ادامه اشاراتی به عشاق دارد .

آلبوم با "ضربی معکوس" ادامه پیدا میکند . سنتور همانند دیگر قطعات نقشی اساسی در این قطعه دارد و تمام اثر بر محوریت ستنور میگردد . نمیدانم چرا شنیدن این قطعه مرا به یاد آهنگی از پروز مشکاتیان که بر تاثیر از شعر مولوی (یک دست جام باده و یک دست زلف یار) ساخته بود ، میاندازد.

پس از "ضربی معکوس " ادامه ی ساز و آواز را میشنویم که در بین این قسمت نیز "پژمان طاهری " چهار مضراب کوتاهی را اجرا میکند  و در پایان قسمت ششم اثر فرود به همایون را داریم که با این بیت فرود انجام میشود " مائیم سایه که از تک این دره ی کبود / خورشید را به قله ی زرفام میبریم" این بیت مرا به یاد بیت دیگری از سایه میاندازد  که میفرماید "سایه زاتشکده ی ماست فروغ مه و مهر..." این رندی سایه را در شعر نشان میدهد همانند حافظ که فرمود " زین آتش نهفته که در سینه ی من است/خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت" . ظریفی سایه را حافظ زمان میخواند و هر چه در اشعار این مرد می نگرم درمیابم که وی بیهوده نگفته است.

شاید تصنیف "سرباز جهاد" در کل اثر  به یک جهت بی نظیر باشد . شعری از " شهریار " را در این قطعه میشنویم بجز یکی دو مورد در آثار موسیقی ،اشعار شهریار زیاد مورد عنایت آهنگسازان نبوده و این یکی از مواردی است  که باید برای آهنگسازان مورد توجه قرار گیرد . در میانه ی تصنیف (...انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم) اشاره ای ظریف و زیبا به " به یاد گذشته  " استاد ابولحسن صبا دارد. و سپس تصنیف در همایون فرود میکند و با همان جمله ی "انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم " به پایان میرسد .

در قسمت هشتم اثر دوبیتی " فریدون مشیری " با  ساز و آواز "طاهری" و "قربانی " خوانده میشود. که به نظر من دو اشکال دارد . یکی اینکه شعر بیشتر عاشقانه است  و با کل اثر که ساختاری معترضانه دارد همخوانی ندارد . بخصوص پس از تصنیف "سرباز جهاد" این ناهمخوانی در اشعار بیشتر حس میشود . و دوم اینکه نمیدانم "پژمان طاهری " چه اسراری همنوازی آواز توسط خود دارد ؟ شاید اگر لااقل این قطعه ی آوازی با کمانچه همراه بود هم از یکنواختی خسته کننده ی اثر کاسته میشد و هم با قطعه ی بعدی که  با کمانچه شروع میشود هم آهنگی بیشتری داشت .از یاد نبریم که آثار استاد" فرامرز پایور " دوویژگی منحصر به فرد داشت .یکی اینکه هر گز سنتور نقشی برجسته در قطعات نداشت و همیشه صدای سنتور و دیگر سازها یکسان بود .دوم این است که استاد پایور هیچگاه در آثار با کلام  تنها همنواز آواز نبودند و همیشه همنوازی آواز را بین اعضای گروه تقسیم میکردند . این نکته ایست که باید آهنگسازان جوان به آن توجه بیشتری داشته باشند  تا از یکه تازی در آثارشان بپرهیزند .

 تصنیف سوگواران خموش که اثر نیز به همین عنوان نامگذاری شده، یکی از برجسته ترین قطعات این آلبوم است . "سوگواران خموش " شعری زیبا از استاد شفیعی کدکنی دارد . متاسفانه بسیاری از آثار باکلام امروزی همخوانی بین شعر و آواز ندارند .این ضعف در آثار "پژمان طاهری" دیده نمیشود . آهنگ بر روی شعر مینشیند و شنونده هرگز احساس خستگی نمیکند . در اجرای بیت اول و دوم شعر میشنویم "سوگواران تو امروز خموشند همه /که دهانهای وقاحت به خروشند همه ... گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست /زان که وحشت زدهی حشر وحوشند همه" و پس از آن سکوتی به جا برای سازها را میشنویم که تنها سنتور چند نت را به صورت مقطع اجرا میکند و سکوت سوگواران را تداعی میکند . در بیت سوم "آه از این قوم ریایی که در این شهر دو رو / روزها شحنه و شب باده فروشند همه" شاید بتوان گفت اشاره ای  به غزل معروف حافظ دارد با مطلع "واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند..." . نکته ی دیگر این تصنیف در دوبیت آخر آن است جایی که میشنویم "گرچه شد میکده ها بسته و یاران سرمست / مهر برلب زده وز نعره خموشند همه... به وفای تو که رندان بلاکش فرد ا/ جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه " معنی دوبیت به هم وابسته است و نوعی شرط در خود دارد .توجه آهنگساز به این نکته منجر به عدم گسست بین شعر و موسیقی شده.

در قسمت بعد ی تصنیف " آواز کرک " بر روی شعری از  "مهدی اخوان ثالث " را می شنویم که گویا به دلایلی توسط وزارت ارشاد از اثر حذف شده . این تصنیف را می توان زیبا ترین قطعه ی با کلام اثر نامید . " پژمان طاهری " به خوبی توانسته بر روی" شعر نو" آهنگ بسازد . تصنیف با همخوانی گروه شروع میشود و صدای قربانی با زیبایی خاصی وارد میشود . از تکرار ملودی پرهیز شده و کار در نوع خود بی نظیر است .

آواز "قربانی"  یک مشخصه  ی خاص دارد . اوج را بسیار باقدرت و زیبا میخواند ولی گاهی صدا را در گلو میاندازد و که این کار زیبایی آوازش را کم میکند . در عین قدرت بسیار شفاف میخواند و اشعار را درست تلفظ میکند . ولی در خواند " بم " کمی مشکل دارد. تحریر هایش ضعیف میشود . همانطور که در دوبیتی فریدون مشیری میشنویم ، قربانی نمیتواند تحریر ها را به خوبی ادا کند . اما در هر حال میتوان در صدایش مشخصه های جدیدی را مشاهده کرد . تقلید او بسیار کم شده و مثل خودش میخواند !.

در مجموع "سوگواران خموش " اثری زیباست . نباید -بر خلاف اظهارات خالق اثر- از آن انتظار گامی نو در جهت حیات گروه نوازی  داشت ! این آلبوم ، یک اثر شاخص در نوع خودش است و امروزه شنیدن اینگونه آثار را باید غنیمت بدانیم . میتوان با اندکی چشم پوشی  ازشنیدن آن لذت برد .

 

نوشته شده توسط عطا نویدی  

منبع :

۱. روزنامه ی اعتماد ملی آبان ماه۱۳۸۵

۲.  فصلنامه ی موسیقی مقام شماره ی ۷ بهار و تابستان ۱۳۷۹

۳. خبر گزاری مهر نیوز


 تصنیف " آواز کرک " از مجموعه ی "سوگواران خموش"  با شعر ی از مهدی اخوان ثالث که بنا به دلایلی مبهم باوجود استقبال مخاطبان از این آلبوم حذف شده را می توانید از  اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۷ساعت 1:21  توسط عطا نويدی  |