باسلام
امروز داشتم به شهرام ناظري فكر ميكردم
گفتم پست امروز را تقديم او كنم
اورا سالهاست ميشناسم نه خودش را صدايش را ، صدايي كه منحصر
به فرد است ، از كودكيام، از اولين روز هايي كه به خاطر دارم صدايش
را شنيده ام اولين آهنگي كه از او ياد گرفتم و خواندم « حيلت رهاكن » بود
كه اين كاست را دوست پدرم كه « كرد » بود با يك « شلوار كردي» به پدرم
هديه داده بود .آري آن صدا را از آن روز گار ميشناسم از روزگاري كه
هنوز اينقدر نوار موسيقي به بازار نيامده بود از روزگاري كه تنها نوارهايي
كه پدر مادرم داشتند چند تا بيشتر نبود « كاروان بنان ، بيداد و شيدايي شجريان
و شهرام ناظري» بعد ها كه اندك اندك به بازار آمد صدها بار آن را شنيدم
و جالب است هنوز هم آن را گوش ميدهم ، چه رازي در آن پنهان است ، نميدانم!
كردها شهرام ناظري را بسيار دوست دارند به اصطلاح برايش ميميرند !
ميگويند در شهري كه اصالت شهرام ناظري به آنجا برمي گردد
(نه كرمانشاه . شهر اصلي او نام ديگري داردكه يادم نيست )
در هر خانه اي كه وارد ميشوي
عكس ناظري بر ديوار آن خانه جلوه دارد و ميدانم درويش است و عاشق
مولا علي(ع) درويشان نيز او را بسيار دوست دارند . او چه سنتي بخواند
چه به سبك خودش ، باز هم مردم با اشتياق نوارهايش را مي خرند.
جالب است از 6-7 سال پيش تا امروز صدهابار در ايران كنسرت
گذاشته . با اين همه بي مهري باز هم مايوس نشده درچند سال پيش
در روزنانه خوانده بودم وقتي شب آخر كنسرت سعد آباد شد ، صحبتي
با مردم داشت گفت وضع قاچاق بليط خيلي بد است طوري كه بليط ها
تقلبي بودند و به مردم هم چيزي نرسيده به همين خاطر فرداشب براي
آنهايي كه تنوانستند بليط تهيه كنند كنشرت افتخاري(مجاني) ميدهد تا هر كس
خواست بيايد و كنسرت را ببيند . فكرش را بكن چقدر هنرمند بايد مردمي
باشد تا بيايد چنين كاري بكند باورم نميشد تا اينكه او را در رشت ديدم
آنقدر با متانت و صبور بود كه حد نداشت (البته به قيافهي او كه كمتر
ميخندد هم اين مهرباني نمي آمد) در بين دو برنامه يكي از مردم خواست
او را ببيند حراست با او درگير شد ولي بالاخرا آن شخص آمد روي صحنه
و از ناظري امضا گرفت . فرداشب هم كه آمد لاهيجان آنقدر ايستادم
تا بروم ببينمش و امضايي و .. خلاصه با اين كه مسئولين مي گفتن چقدر
ناراحت و عصبي است رفتم داخل ديدم با مهرباني خواستهام را اجابت
كرد امضا داد با من حرف زد بوسيدمش بسيار با مهر خاصي
لبخند زد در چشمانش ميتوانستي ببيني چقدر مردم را دوست دارد
گويي تمام خستگي باديدن مشتاقان از بدنش در ميرود . در فيلمي
كه از كنسرت لاهيجان بدستم رسيد نا گهان به دوربين كه سعي ميكرد
باتمام زيركي فيلم راپنهاني بگيرد ، نگاهي كرد با اشاره و لبخندي جالب
و پر معني گفت (( آخه تو چي كار ميكني ؟)) نه اخم كرد نه ...
در لاهيجان به مسئولين گفت دوربينها را چمع كنيد آنها آمدند دوربينهاي
مردم را بگيرند كه شهرام ناظري از پشت ميكروفن گفت : «دوربينها
خودتان را جمع كنيد به مردم چه كار داريد بگذاريد مردم فيلم بگيرند !»
و اين خاطره از دوستم درلاهيجان اشك را در چشمانم جمع كرد:
دوستم ميگفت : قبل از شروع برنامه با هزار التماس رفتم پشت صحنه
در زدم ديدم استاد اجازه داد . رفتم داخل ديدم استاد فشارش افتاده و يكي
نشتسه دست استاد را گرفته و در حال سنجش فشار اوست .
خجالت كشيدم . ناگهان استاد ناظري گفت «امضا ميخواهي ؟ بيا جلو...»
رفتم با همان دستش كه آزاد بود برايم امضا داد اسمم را پرسيد و خنديد
من مانده بودم گيج و منگ از اين همه مردمداري او ...
آري ناظري چنين است
اگر لحظه اي با او باشيد ،ميبينيد كه چقدر مردميست
ميدانم 27 اسفند در امريكا كنسرت دارد
با آرزوي موفقيت آن مرد موسيقي و افتخار ايران زمين
به خدايش ميسپاريم و
از صميم دل دوستش مي داريم
ياحق
خاك راه اهل هنر
نويدي
پوستر ناظری در نیویورک

ناظري در لاهيجان لينك پوستر
رديف آوازي استاد شجريان
امروز دستگاه سه گاه
بشنويد و دانلود كنيد