سلامي چو بوي خوش آشنايي ...
آري آشنايي عطري خوش وباطني خوشتر دارد
يك ماه ونيم پيش كه من اولين پست وبلاگ را مينوشتم ، هيچگاه تصور
نميكردم كه روزي برسد كه ياراني اينچنين از سراسر ايران زمين بيابم
آري ازين دنياي مجازي ، ياراني حقيقي يافتم ! وعجبا كه چه دلبسته ام بر
شما ياران .
آمدم تا طرحي نو دراندازم
در اين سراي بي كسي ، كساني را يافتم . از ابتداي امر خود را معرفي كردم
بي كم وكاست . آخر، اين اولين قدم اطمينان بخش بود. در روزگاري كه همه
در اين دنياي مجازي يك شماره اند ويك نام جعلي ، دل به دريا زدم آمدم تا
ياراني را بيابم كه لااقل همدل باشند با من .
وشما بوديد
كه دست ياري داديد و مرا تنها نگذاشتيد . وقتي شمارش كنندهي وبلاگ ،
عددهاي اعجاب آوري را مينماياند . من به شوق آمدم تا برايتان بنويسم
از درد دلم ، از سوز دلم ، از جور زمانه باشما بگويم خدا مرا دوست دارد
كه شنوندگاني فهيم و فرهيخته چون شما براي اين« سوز ني » قرار داده.
وگاهي كه مي بينم از آن سوي مرزهاي گهربارمان ياري مي آيد و مرا
دوست خود مي داند ، چه قدر به خودم مي بالم .
اين بودن شماست كه مرا به اين كار مشتاق كرده والبته كار را دشوار نموده.
ديگر نمي شود هر چيزي نوشت ، وقتي با جمعي فرهيخته چون شما روبريم
سخن گفتن سخت است . مي بينم كه شما ياران همهي نوشته ها را خط
به خط
شوق نوشتن ، شوق بودن با شما هر ساعت وهر روز در دل قراري
نگذاشته.
از ابتدا نه جنجال كردم ، نه كاري كه خداي نا كرده به كسي توهيني بشود
آري من با آن ذره از وجودم آمدم كه هنوز از گزند كثرت عالم هستي
در امان مانده .تنها آمدم واما بي شما طي اين راه برايم سخت و نا ممكن
مينمايد .
واين نكته را در خاطر نگه داريد ، كه :
بي شما اين« ناي نالان» بي نواست
اين نواها از نفس هاي شماست
از اعماق وجودم دوستتان دارم
خاك پاي شما
عطا نويدي