تبليغاتX
همنوا با سوز « ني »
دست نوشته هاي يك نوازنده....(استادشجریان . شهرام ناظری .و...)

     يا« هو » نظر تو برنگردد...

    

       پس از مدتها كه از خبر كنسرت عليزاده وكلهر گذشت ، بالاخره خبر واقعي منتشر شد :

((كنسرت استاد محمد رضا شجريان  و عليزاده  و كلهر وهمايون 8-12 آذر ماه در تالار بزرگ كشور))

خبر هيجان انگيز بود و- كمي- قابل پيش بيني . اعلام شد كه از ساعت 11 صبح 28 آبان ماه

مي توان بليت را از سايت دل آواز رزرو كرد .اما با تلاش چند باره وتماس چندين باره

با دل آواز ، كلمه اي جز not available نصيبمان نشد .

به هر دري كه زدم ، گفتند حتي يك بليط هم گير نمي آيد . ناچار،7 آذر ماه حركت كردم به سوي

تهران. تا شايد  در روز كنسرت بليتي بدست آورم .ساعت 5/4 عصر روز 7 آذز

جلوي تالار كشور بودم . پرس وجو كردم هيچكس چيزي نمي دانست .

آيا اصلا بليتي فروخته خواهد شد؟؟

يك سرباز اصفهاني چند بليط داشت و قيمتش 70 هزار تومان

ميگفت براي خانواده اش خريده ولي آنها نمي آيند ودارد بليتها رامي فروشد ...زير قيمت خريدش !!!

خلاصه رفتم كانون عارف. آقايي با ريش بلند جلو آمد وگفت اصلا بليط ندارد .

ولي قول داد كه آقاي نوربخش 40-50 بليت گذاشته روز اجرا بفروشد.

من رفتم منزل .فردا صبح از ساعت 7 ، جلوي تالار بودم .

مي گفتند استاد ديشب آمده بود تمرين وتا ساعت 1 شب هم بود .

بعد از من چند دوست مشهدي آمدند . يك نفر كرجي، بك اصفهاني ، يك شيرازي

يك تهراني .... و خلاصه مجمع مرغان پريشان جمع بودند . تا سيمرغ آواز ايران را

ببينند . به توصيه دوستان مشهدي ام ليستي نوشتيم . از اول صف

نام همه را نوشتيم . اول خودم بودم و...

از اطلاعات آمدند ، گفتند چه خبر شده ؟ گفتيم قرار است بليت بفروشند.

گفتند متفرق شويد . رفتيم كنار  . يكي از مقامات تالارآمد وگفت : شما ؟

گفتم: نويدي . گفت اين آقاي نويدي نماينده مردم ، اگر قرار باشد بليتي

فروخته شود مي دهيم آقاي نويدي . من را بردند داخل حراست .

يك ميز وصندلي دادند  و رويش نوشتند: اطلاعات كنسرت . گفتند هركه آمد ايشون

جواب بده . ما رفتيم داخل و مردم پشت در. هر كه مي آمد از او سئوال مي كرديم كي

بليت مي فروشند . نوربخش زنگ زد گفت بليت تمام شده . گفتند نويدي! به مردم نگو

سرو صدا مي شود .

 «افسانه شجريان» آمد .به اوگفتم ، از طريق سايت 5000 بليت

فروختيد . شهر كتاب 600 بليت فروخت . عارف بليت نداشت . پس اين 18000

بليت كجاست براي 6 شب . اصلا آـن 2شب تمديد كي فروخته شد ؟

گفت اين كار« نوربخش» است . اينبار او و كانون عارف همه كاره بودند.

به دل آواز هيچ ربطي ندارد و... .ميگفتند شخصي به نام« خانم داوودي»

قول فروش بليط راداده اما اوهم نيامد .  آنقدر ايستاديم تا« استاد كلهر» آمد .

چند دقيقه با او صحبت كردم .او اظهار نگراني كرد وگفت حتما پيگيري مي كند .

مسئولين گفتند «سردار طلايي» زنگ زده گفته مردم متفرق شوند .وبانگراني پرسيده:

آيا آنجا مي خواهند بليت بفروشند؟؟».مردم را باالتماس دور مي كرديم.

ساعت شد 5/5 « نوربخش» آمد . رفتم داخل ساختمان با او به تندي حرف زدم كه اگر بليت نداريد

چرا از تلويزيون اعلام فروش كرديد؟از گرفتاري مردم گفتم .او بي اعتنا بود .

يكي از مقا مات گفت تو ديگر كاري نداري...

 اگر مي خواهي برو بيرون و

اگرمي خواهي برو داخل سالن!!! كمي فكر كردم . آمدم جلوي درب

با دوستاني كه از صبح ايستاده بوديم مشورت كردم . گفتند برو ، ايستادن ونرفتن تو

براي ما بليت نميشود .تو نفر اول هستي و حق توست .خدابزرگ است!!!

 به مردم گفتم بليت تمام شده ورفتم داخل .شنبه روزنامه شرق نوشت

(( شخصي كه نماينده شد خودش هم رفت پيش آنها و...))

اما هيچكس كس نفهميد كه تمام تقصيرات  گردن « آقاي نوربخش» بود .

بازار سياه را او و ديگر مسئولين[تالار؟؟] درست كردند شايد « استاد »هم نفهميد .

 

من صداي آقاي نوربخش را خيلي دوست دارم .

« پرده عشاق» او با آهنگ استاد پايور ، مونس تنهايي ام است .

خودش راهم دوست داشتم !!

اينبار چهره ديگري از او براي مردم پيدا شد . شايد تا سالها بر وجهه اش اثر بگذارد .

به هر حال بابد بگوييم:

اي مگس ! عرصه سيمرغ نه جولانگه توست

عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري

 

نورخش 

 

واين بود « روايت اول» كنسرت وحواشي آن .

اما من براي آن دختران كرمانشاهي ، آن خانم مسن ، آن ياران چند ساعته ولي همدل ،

خيلي ناراحت بودم وهستم ....

 

 

منتظر ((روايت دوم)) باشيد...

خاك پايتان 

   نويدي 

 ( ياحق)

+ نگاشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 11:11  توسط عطا نويدي  | 



هرگونه برداشت یا استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و اطلاع مدیر سایت مجاز میباشد
 


irLearn.com