تبليغاتX
همنوا با سوز « ني »
دست نوشته هاي يك نوازنده....(استادشجریان . شهرام ناظری .و...)

آن هنرمندانی که بسیار نزد مردم محبوب بودند به علت انقلاب فرهنگی که آمده بود همه چیز را عوض کند ، دیگر مجال حضور نداشتند ؛ مانند گلپا ، که سالها به دور از صحنه می رفت تا نامش به فراموشی سپرده شود ، ایرج هم به همین دلیل و نیز همکاری با سینما ، به مانند " فردین " کنج عزلت گزیدند . بانوان نیز به خاطر تبعیض جنسی از بن و ریشه از موسیقی به کنار رانده شدند ویارانی مانند قوامی و خوانساری و محمودی و بیان و تاج در پای اجل یکان یکان پست شدند . ملاحظه می فرماید در این میان فقط کسانی حضور داشتند که توانستند با محافظه کاری خود را کنار بکشند و فقط به هنر بپردازند . شجریان یکی از این گروه محدوده هنرمندان بود که با تکیه به سیاست درونی خراسانیان توانست با شرایط کنار بیاید و حتی اشتباهات گذشته را تکرار نکند . شجریان وقتی دریافت کنسرت دادگاه ملی ( ماهور ) مورد حمایت حزب خاصی ( احتمالا توده ) می باشد خود را شبانه کنار کشید و لطفی و ابتهاج تا نیمه شب به او اصرار ورزیدند که کنسرت را لغو نکند . اما شجریان پس از اجرا ، خود را به مدت سه سال از صحنه دور نگه داشت تا شبهه سیاسی برای کارش پیدا نشود . همین ملاحظه کاری و محافظه کاری توانست شرایط را برای اجرای بیداد ( یاری اندر کس نمی بینم ... ) مساعد کند . به یاد دارم که سال 1380 توماری از هنرمندان موسیقی برای حمایت از رئیس جمهور خاتمی به امضای صد تن رسید . نام همه بود به جزء شجریان .او برای حفظ آنچه در جوانی و با خون دل بدست آورده بود خود را از بسیاری گرایشات به کنار کشید و در همکاری کوتاه مدت با صدا و سیما دریافت که این مکان نیز از هنر والا دور است و عزم بر آن گذاشت تا شرکت دل آواز را تاسیس کند تا آثارش به وسیله آلبوم به گوش مردم برسد و این شد که با همکاری تنگاتنگ با مشکاتیان شاهکارهایی چون : سر عشق ، آستان جانان ، بیداد ، نوا ، دستان ، جان عشاق ، دود عود و گنبد مینا خلق شد . او تنها کسی بود که این جسارت راداشت تا موسیقی را در عصر خفقان هنری به بازار عرضه کند و صدای خود را به مردم برساند .

این تنها مقدمه ای بود جهت یادآوری شرایطی که باعث شد در میان هنرمندان یک تن حضور فعال داشته باشد و آن شخص محمد رضا شجریان بود .

بازگردیم به بررسی مقاله شما :

الف : توانایی های شجریان :

سیاوش جوان با چنان پیش گفتاری علم موسیقی را می آموخت که هیچ کس در آن زمان اینگونه تلاشی را نداشت . می دانیم او هر که را که می دید چیزی می داند منت می کرد و شاگردش می شد و آموختن را آغاز می کرد. و شنیده ایم که برای یادگیری تصانیف و آواز های گمشده ، میکروفن مخفی جلوی دهان " دوامی " کار گذاشته بود تا هر چه را که زمزمه می کند ، ضبط شود و خود شما هم این نکته را در نظر دارید که شجریان در سن 25-30 سالگی همسو و همپا با بنان و قوامی در رادیو ( که در آن زمان تنها پایگاه حفظ موسیقی بود ) به هنر نمایی می پرداخت . او مشقت های زیادی برد تا توانست به این مرحله از طریق برسد . شجریان با آن گنجی که از آواز ها و نواها در وجودش اندوخته بود سعی در اعتلای هنر خود داشت .شجریان هیچگاه با هنرمندان کوچک کار نکرد و همواره در پی کشف نوازندگان قوی و چیره دست بود تا ارزش صدایش به سبب نبودن نوازنده قوی کم نشود . این را همه قبول دارند که شحجریان هرگز با نوازندگان و آهنگسازان ضعیف کار نکرده و می توان گفت هر که با شجریان ساز می زند نوازنده قوی و بزرگی است .

اما اگر کسی با شجریان اثری را ارئه نکرد آیا می توان بر او برچسب ضعیف بودن زد ؟

بی شک این تحلیل تنها از عوام بی اطلاع از علم موسیقی سر می زند . در تعجبم چطور شما این تحلیل کودکانه را ملاک سخن قرار دادید و بر اساس آن نقد بر شجریان نوشته اید ؟

همانطور که در سطور اخر بند 12 فرمودید ، شما هم در کودکی و نوجوانی که نا پختگی علمی داشتید صدای تاج را " خارج " می انگاشتید . متاسفانه جامعه نیز همچون کودکی از فهم و درک هنر والا عاجز است و تحلیلاتی غلط ارائه می دهد .

در بند 9 سطر 8 نیز فرمودید که باید این آواز خوانان نزد شجریان شاگردی کنند تا صدایشان برای ما خوش آید . و این نیز یکی دیگر از تفاسیر غلط عوام است .با تاسف باید عرض کنم که مردم برای شنیدن صدای جدید همیشه به دنبال شباهت ان با صداهای پیش از آن هستند و بارها دیده شده گفتند صدای فلانی مثل شجریان است ،  عجب صدایی !!

این فهم غلط را آدمهای بی اطلاع از موسیقی بسط داده اند که باز به شما توصیه می کنم که این نوع تفاسیر را در مقاله تخصصی به کار نبرید .

ب : شجریان و اساتید گذشته :

در مورد اساتید گذشته نکاتی قابل عرض است . بدیهی است کسانی مثل بنان و قوامی و خوانساری ، محمودی ، تاج و ... در زمان جوانی به شهرت رسیده اند و در میان سالی با علم و دانش موسیقیایی که اندوخته بودند به راهنمایی و تدریس شاگردان جوان خود پرداختند .

همانطور که استحضار دارید پیش از انقلاب ارائه نوار کاست و آنچنان مرسوم نبود و عموما صدای خوانندگان و هنرمندان موسیقی از طریق رادیو به سمع عموم می رسید . و آنچه با آمدن تکنولوژی روز ، به عنوان کاست به بازار عرضه می شد عموما همان برنامه های رادیویی بود ، مانند گلها . بعد از انقلاب و درگذشت اساتید پیشین بدیهی است آثار اساتید بر روی پیشخوان نوار فروشی ها نبود و این دلیلی نداشت به جز سستی صاحبان آثار ایشان .

حتی اگر صاحبان آثار این جسارت را نشان می دادند و مجوز پخش و نثر آثار را دریافت می کردند ، شک نکنید که فروش این آثار حتی به گرد پای آثار خوانندگان روز ( روز به معنای زنده ) نمی رسید. آیا گمان می کنید اگر اثری از تاج به بازار عرضه شود می توان رقیب جدی برای کاست جدید ناظری یا شجریان باشد ؟

البته که اینگونه نیست . زیرا فروش آثار قبلی شجریان هم با آثار جدیدش تفاوتی فاحش دارد و این هم دلیلی ندارد به جز اینکه همه اقشار مخاطب موسیقی علاقه به شنیدن آثار جدید دارند . اما با شما موافقم که اثار گذشتگان برای ثبت هویت موسیقای ایران باید در بازار موجود باشد .

نکته دیگر قابل عرض اینکه :

متاسفانه شجریان را با کسانی مقایسه می کنید که حکم استادی بر او دارند . شجریان نباید با قوامی و بنان و تاج مقایسه شود او را باید با همقطارانش و همدوره ای هایش قیاس کرد . شجریان در زمانی کا اواز را شروع کرد با چه کسانی همدوره بود ؟

آیا از همدوره های او جمال وفایی نبود ؟ آیا با منتثری همکلاس نبود ؟

در سطح بالاتر ، آیا استان سروپستانی ، ضدیف و ... با او همدوره نبودند ؟

دیدیم که جز عده قلیلی که به جد عاشق و دلسوخته موسیقی بودند ،دیگران به فسار هنری کشیده شدند . اگر آن پیشنهاد مشهور شبی 20 هزار تومانی را شجریان می پذیرفت ، مطمئن باشید که او امروز خسرو آواز ایران بود .

آقای دهدزی! در اینجا برتری شجریان مصداق بهتری است . البته ند در حسن بلکه صد نکته دیگر !

حسن صدای شجریان و شخصیت آوازیش و گزیده کاری ، پرهیز از تکرار و ابتذال و ... او را مقبول طبع صاحبنظران کرده .

اگر مقایسه صورت می گیرد باید صحیح و درست باشد . نا اینکه مثلا بگوییم " پایور " در سالهای 1350 از " صبا " پر رنگتر بود؟ آیا این دو همدوره بوده اند ؟

مقایسه باید با همسانان باشد نه استاد و شاگرد . در کنار بنان و تاج و قوامی و دوامی و ... ، شجریان فقط یک شاگرد است . پس استدعا دارم این نکات را در نگاشته های خود لحاظ کنید . البته اذعان می کنم که صدای تاج بی نظیر بود و این در حالیست که می بینیم صدای شجریان در سن 65 سالگی رو به تحلیل می رود . اما صدای تاج در 85 سالگی آن بود که فرمودید .

پ : شجریان و شاگردانش :

بی شک در میان اواز خوانان امروز اکثریت قریب به اتفاق نزد شجریان دوره دیده اند و بسیاری دیگر نیز آرزوی درک مختصری از وی را دارند . در غیاب اساتیدی مثل : طاهر زاده – اقبال – دوامی – ظلی و تاج و ... تنها منبع قابل اعتماد ردیف آوازی و شیوه گذشتگان شجریان است . همانطور که می دانیم او هرگز استاد آواز نداشت اما همواره از جوانی و نوجوانی ، به آثار بزرگان گوش فرا می داد و سعی در درک ردیف و شیوه قدما داشت . به قول خود شما او یکی از منابع زنده در شیوه طاهر زاده است. شجریان عصاره همه اواز خوانان و ردیف دانان پیش از خود است . مقصود سخن اینجاست که اگر کسی نزد شجریان شاگردی می کند ، قصدش تقلید کورکورانه نیست . دانشجویی که هدفش یادگیری شیوه قدماست تنها راه را شجریان می داند . خوانندگان دیگری همچون افتخاری و رستمیان که محضر تاج را درک کرده بودند باز هم نزد شجریان رفتند ، تا شیوه دیگری را بیاموزند . و اما اشاره حضرتعالی در بند 10 سطر 9 و 8 بسیار ظریف بود . زیرا متاسفانه دیگر شاگردان به دنبال تحقیق و پژوهش در درس موسیقی و آواز نیستند . شاگردان منفعل و کاهل شده اند . در حالی که ود شجریان زمانی که در مقام شاگرد بود بسیار پویا و علاقه مند به پرسش از اساتید بود تا مبادا نکته ای را فرا نگیرد . شاید به همین دلیل باشد که استاد عبادی ( ؟ ) در مورد شجریان گفت ، صد سال پیش همچون او نیامده و صد سال آینده نیز مثل شجریان نمی آید !اما باید قبول کرد که منفعل بودن شاگردان بطی به خود شجریان ندارد . آیا در حضور او شاگردان مسخ شده اند ؟ در رابطه با همایون شجریان و سینا سرلک هم قابل عرض است که شجریان در کتاب راز مانا از این دو تن به عنوان تنها پرچمدار آواز نام برده بود . همه شاگردان پیش از حضور یافتن در کلاس شجریان آواز می خواندند ، به نوعی صدایشان شکل گرفته بود . اما او به دنبال کسانی بود که از ابتدا شکل گیری صدا با آنها کار کند . همایون و سرلک از کودکی نزد شجریان صدا سازی را اموختند و او توانست آنچه را که در ذهن داشت پس از سالها عملا روی صدای کسی پیاده کند . از این رو خود به آنها بسیار امید بسته.اما دیگر کسانی که دوره عالی را نزد شجریان گذرانده اند هم تنها ردیف و اواز را آموختند . و از تقلید صدا پرهیز کرده اند . مستحضر هستید که صدای ایرج بسطامی و محسن کرامتی هیچ شباهتی به ثدای شجریان ندارد . اما آنهایی که ادعا و افتخار می کنند که نزد شجریان شاگردی نکرده اند ، همواره قصد تقلید صدای شجریان را دارند . و عموما شباهت صدایشان آنان را مشهور کرده . یاد نکته ای افتادم : یکی از وبلاگ نویسان ( وبلاگ دود عود ) در ابتدای کارش و افتتاح وبلاگش مقاله ای نوشت که نظرش را در مورد شجریان بیان کرده بود و همواره به بدگویی و دشمنی با شجریان پرداخته بود تا عدم علاقه اش را به شجریان نشان دهد . نمی دانم چرا هر که می خواهد مشهور شود ، به دشمنی با او بر می خیزد . حال آنکه نام وبلاگ این عزیز هم نام یکی از کاستهای شجریان است !!

در میان خوانندگان هم هر که می خواهد ادعا به دانایی و توانایی کند همواره شاگردی اش را نزد شجریان انکار می کند .

" گفت کجا بودی در حمام گرم کوی تو            گفت که خود پیداست از زانوی تو"

متاسفانه امروزه شاگردان بسیار منفعلند و اگر نزد هد کسی شاگردی کنند عملا خود را بی نیاز از استادان دیگر می دانند و این هم گریبان شاگردان شجریان را گرفته .

در اینجا باز هم به یکی از تحلیلهای غلط و نا منصفانه شماه اشاره می کنم :

بند 8 سطر 13 . " به جرئت می توان گفت که تنها کسی که در این میدان مجال آزمایش را برای کسی هموار نگرد محمد رضا شجریان بوده است . "

این حرف نیز مانند نکات قبلی بیار نا شیانه و متاسفانه فاقد علم و اگاهی است .

از دیگر خوانندگان که بگذریم ، آیا شهرام ناظری از شاگردان شجریان نبود ؟ آیا خود ناظری یکی از خوانندگان مشهور بعد از شجریان نیست ؟ آیا بعد از انقلاب نام او بعد از شجریان نمی آمد؟ اگر به گفته شما اطمینان کنیم ، باید چشم بر همه واقعیات بپوشانیم . حال آنکه جنس صدای ناظری با شجریان تفاوت بسیار داشت و دارد . اما ناظری به خاطر فاصله چند ساله اش از موسیقی و افت شدیدی که در کارهای او بوجود آمد و نیز به خاطر رهروی آهسته و پیوسته نبودن در راه ، از جایگاهش کاسته شد . در حالی که در چند سال اخیر حضورش از شجریان پر رنگتر بود اما آثارش با اقبال مواجه نمی شود .

ت: شجریان ، شجریان است !

متاسفانه شما تمام نا کامی های اهالی مو سیقی به خصوص خوانندگان را از چشم آقای شجریان می بینید . سخن بر سر این است که هر هنرمند باید خود جوابگوی کم کاری و خالی کردن عرصه باشد . باندهای مافیایی در کار نیست !

شهرام ناظری در یک محفل خصوصی با اهالی اینترنت می گوید : حافظ ( پسرم ) به من می گوید چرا فلان خواننده ( احتمالا شجریان ) مالک تمام آثارش است ولی شما هیچ اثری از آن خود ندارید ؟

این نوع نگاه ناظری و حافظ ، بیانگر این مطلب است که چقدر مالک اثر بودن و بی شک مالک نثر بودن می تواند در جنبه های مختلف کار هنرمند اثر بگذارد . وقتی آلبومی در زمان مقتضی خود به بازار بیاید اثر فرهنگی خود را بر جامعه می گذارد . بطور مثال : البوم " لیلی و مجنون " ناظری ، پس از سالها فاصله با اجرا و فاصله با آن فضای حاکم موسیقیایی با بازار عرضه می شود و در مقایسه با کار های مشابه ناظری با استادپایور از استقبال کمتری برخوردار می شود .

شجریان بازاریابی را در کار خود می داند و ذائقه جامعه را بدست آورده و از این روست که کارش با اقبال عمومی مواجه است .

متاسفانه استادی همچون رضوی سروستانی ، صدیف و کریم صالح عظیمی و ... این نکته را رعایت نکردند و این گونه از ذهن جامعه هنر دوست دور افتادند .

من به شخصه افسوس می خورم که چرا رضوی سروستانی را مردم نمی شناسند . چرا صدای صدیف را نمی توان از جایی شنید . چرا حسین عمومی خواننده را با حسین عمومی نوازنده نی اشتباه می گیرند .

این کاستی ها هم دلیل در خود هنرمندان دارد و هم جامعه و هم دولت .

من به نظر شما به عنوان پلوراسیم ( کثرت گرایی ) در هنر اعتقاد وافری دارم و آن را عاملی در جهت رشد هنر و موسیقی می دانم . اما به استی تمام نا کامی های موسیقی بدست شجریان است ؟

دوست عزیز

کسی واقع گرا باشد و شجریان را از نگاه خود او بسنجید . آن جوانی که امروز پیر موسیقی و آواز شده در این راه سختی ها بسیار دیده . آیا صدای او روزگاری در سالهای خفقان دهه 60 تنها صدای مردم نبود ؟

" یاد باد آن روزگاران یاد باد "

نمی دانم چرا ما ایرانیان این قدر خوش استقبال و بد بدرقه ایم ؟ با آنکه می دانیم دیر یا زود او نیز به افسانه هایی چون بنان و قوامی و تاج و ... خواهد پیوست باز هم قلم به نا حق می چرخانیم .

جناب دهدزی

شجریان ، پدر خوانده نیست که او را صاحب یک باند مافیایی در موسیقی می انگارید.

شجریان فقط شجریان است .

 

                                                        با احترام

                                                        عطا نویدی

                                                          تیر ماه 1386

                                                         لاهیجان

 

+ نگاشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 23:49  توسط عطا نويدي  | 



هرگونه برداشت یا استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و اطلاع مدیر سایت مجاز میباشد
 


irLearn.com