تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

آیا آنان تنشان می خارید؟

 اخیرا خبری رسید مبنی بر اینکه تعدادی از افرادی که ظاهرشان به برخی افراد دیگر شبیه بود و البته لباسهایشان هم مال خودشان بود (یعنی عاریه ای نبود )، به یکی آموزشگاه موسیقی در زنجان حمله کردند و آلات طرب را شکستند و خلاصه خیلی همه را ترساندند و البته تن هنرمندان را حسابی خارانده اند. اول از همه این سوال پیش آمد که چرا باید این افراد که لباسهایشان مال خودشان است ناگهان (یهو) بریزند در یک آموزشگاه موسیقی و همه چیز رو خوب خورد خاکشیر کنند. خلاصه بد جوری دو سه روز شکل علامت سوال شده بودیم که چه چیز باعث این خارش ناگهانی شد که  باز هم همان سرچ اینترنت به دادمان رسید . این خبر رو بخوانید:

گروه موسیقی دانشور تصنیف سیل اشک را به کشته شدگان وقایع اخیر تقدیم کرد

باز هم بر طبق روال گذشته اینجا هم چند نکته لازم است یاد آوری شود:

 در همین تیتر خبر چند مشکل اساسی وجود دارد. از آخر شروع می کنیم. «وقایع اخیر» من هنوز نفهمیدم این کلمه یعنی چه. تا جایی که من سراغ دارم اخیرا وقایعی نبوده و اگر هم وقایعی بوده، اخیرا اتفاق نیافتاده. این وقایع برمیگردد به زمان ستمشاهی اصلا ربطی به الان ندارد.گویا دوستان ما در آموزشگاه دانشور درخواب چند ساله( احتمالا30 ساله) بسر می بردند و ناگهان(یهو) از خواب پریدند و رگ انقلابی گری شان هم قلمبه شد فکر کردند خبریه. نخیر گارداش! هیچ خبری نیست، انتخاباتی بوده و تموم شده ، ملت هم 24 میلیون رای دادن به یک نفر البته این خبر بسیار خوشحال کننده است و اصولا شما چرا«سیل اشک» را به این اتفاق فرخنده تقدیم کردید؟ باید تصنیف « سیلاب قهقهه» یا «مــُردم از خوشی» رو به این واقعه تقدیم می کردین.(پس  تنشان می خارید)

 

 کلمه ی بعدی «کشته شدگان» است که باز معلوم نیست منظور این گروه موسیقی از این کلمه چیست. من تاجایی که یاد دارم کسی در مجلس تحلیف و تنفیذ غش و ضعف نکرد و همه سالم بودند. فقط یادمه چند سال پیش توی سفرهای استانی چند نفر از خوشحالی غش کردند که البته کارشان به قبرستان نکشید و همان سرپایی حال آمدند. پس گویا یاز هم فیلتان یاد 30 سال پیش کرده و این کلمه ی نا مانوس را بر زیان می آورید. اگر هم منظورتان سانحه ی هواپیمایی ست باید بگویم خیلی از آنها زنده هستند و مدارکش هم موجوده! شما اگر خیلی دلتان به حال کشته شدگان می سوزد، بفرمایید هندوستان که زلزله آمده و خیلی ها هم مردند برایشان چیزی بسازید. اینجا مرگ و میر دلیل داره !(پس تنشان می خارید)

 

بعد اینکه این گروه موسوم به دانشور(هرگونه تشابه اسمی با سیمین دانشور و یا سیمین بهنهانی یا سیمون دو بولیوار و ... شدیدا تکذیب می شود، نام خانوادگی سرپرست گروه دانشور است) می گفتم ... این گروه مشکوک پیش از اجرای این تصنیف خیلی جو گیر شده و متنی را به عوان بیانیه هم قرائت می کند و حرفهای بو داری هم در آن می زند. کسی نیست به این دوستان بگوید مگر تنتان میخارد که این حرفها رو میزنید . شما فکر نمی کنید وقتی صاف صاف  روی صحنه می ایستی و به رای مردم توهین می کنی عده ای هم می خواهند از رای شان دفاع کنند و خوب بنده خدا ها مثل شما سازی ندارند که بهش پناه ببرند و می زنند سرپناه شمارا هم درب داغون می کنند. چطور شما آزادی بیان داشته باشی بری روی سن هرچی دلت میخواد بگی ولی آنها حق ندارند به چیزی بگویند.(پس خیلی تنتان می خارید)

 

دیگر اینکه این عده ای که لباسهایشان متعلق به خودشان بود و همچنان هم هست وقتی می ریزند در آموزشگاه دانشور، همه چیز را خورد و خاک شیر می کنند و تازه حرفهای بد بد هم می زنند. این گروه موسیقی، اگر بیانیه شان را خوب خوانده باشید، اظهار می کند سرپناهی نداشته اند و به سازها پناه برده اند. این افراد لباس معروف هم زدند سرپناهشان را داغون کردند تا از این به بعد شب در خیابان بخوابند و فکر بر اندازی نداشته باشند.  این افرادی ، به این علت ریختند در این آموزشگاه که کله ی مدیر و سرپرستش بوی قورمه سبزی می داد.(هر گونه تشابه بین قورمه سبزی و کوکوسبزی و جنبش و سبز و انقلاب سبز و رای منو پس بده و ...کاملا تایید می شود) (پس باز هم تنشان می خاریده)

 

تنیجه گیری :

- استفاده از کلماتی مانند ، کشته ، مرده ، سیل ، بارون ، اشک، گریه ، زاری ، کو؟ ، کجاست؟، پس بده ، پز نده و ... باید از طرف ارشاد منع شود و حتی در کتابهایی مانند حافظ (1) و سعدی و ... هم  جای اینها را با نقطه چین پر کنند (عین همون کلمات بد دیوان مرحوم ایرج میرزا)

- اهالی هنر بخصوص موسیقی از خوردن غذاهایی مانند قورمه سبزی، کوکو سبزی، آش سبزی و ...منع می شوند و تنها در شب عید که (هیچ کسی صاحابش را نمی شناسد) می توانند سبزی پلو با ماهی بخورند.

- وجود ارگانی برای خاراندن ِ خارشهای ناگهانی هنرمندان توصیه می شود زیرا اگر به موقع خارانده نشود ممکن است مانند بهمن رجبی 6 سال سر ازهتل(اوین) سر در بیاورند.

- گروه های براندازی مانند دانشور، ژوان(به سرپرستی رهام سبحانی)، ارکستر ملل و ملی، شجریان و خیلی از این گروه ها، پی ِ مجوز نگرفتن را به تن مبارک بمالند.

 پی نوشت:

1- عنصر بیگانه که پیشتر با نام خواجه یا حافظ نامیده می شد از ابتدا قصد براندازی داشته و اخیرا در پی دستور یک مقام آگاه از مسائل بازداشت شده .گویا بیتی در دیوان شخص مذکور کشف شده که از خیلی بد جور بوی قورمه سبزی می دهد و صراحتا اعلام کرده جاسوبوده و مقاصد بدی داشته این بیت را بخوانید(اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد/ من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم) نامبره در اعترافات اولیه اذعان کرده که منظورش از ساقی شخص نامزد سبز انتخابات اخیر بوده و این بیت را در مقابل دریافت کیفی انگلیسی سروده.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 14:39  توسط عطا نويدی  | 


فرق کارخانه ی سیمان با ارکستر ملی ایران

تقریبا نیمه ی اسفند سال گذشته بود که خبری در موسیقی کشور پیچید که همه اول آن را باور نکردند مگر از منبع موثق تر. خبر این بود کوتاه و مختصر: « كنسرت بيش از دو شب ممنوع » بعد از اعلام این خبر بارها  تذکراتی داده شد که آقای خبری ، مدیر کل موسیقی ارشاد حرفش را پس بگیرد و این قانون جدید و تمسخر آور را حذف کند . مسلما در هیاهوی انتخابات، موسیقی هم در امواج گم شد تا به امروز.

در آخرین روزهای تیر ماه گرم امسال، باز هم آقای خبری با خبرش آب سردی بر تن موسیقی ریخت. این خبر را در لینک پایین ببینید :

 واگذاری ارکستر ملی بر اساس اصل 44 صورت می گیرد

 من در اینجا به چند نکنه بر خوردم:

 در مورد دو شبه بودن کنسرتها:

نویسنده ی  وبلاگ چپ راست کوک که این خبر را تایید کرده اینگونه می نویسد:

«غريب به نظر رسيدن اين شنفته ها كه بيشتر به طنز و مطايبه شبيه  است تا واقعيت، برآن شديم تا ماجرا را از زبان دكتر خبري مديركل جديد دفتر موسيقي كه خود از پژوهشگران وسابقون هنر نمايشي است بپرسيم ؛ ايشان در مكالمه بسيار كوتاه تلفني اين نكته را تاييد فرموده و البته چنين تكميل كردند كه ما بر اساس رويه سابق چنين مي كنيم.»

 محمد علی خبری در روزهای آخر تیر ماه در خبر گزاری مهر اینطور اظهار می کند که:« من چیزی درباره اینکه هر گروه اجازه برگزاری تنها دو شب کنسرت را دارد و نه بیشتر نشنیده ام.»

 

احتمالا این نویسنده ی سرشناس این وبلاگ که یکی از اعضای موثر خانه ی موسیقی هم هست، شماره ی آقای خبری را اشتباه گرفته یا آن را با نامهایی مانند « خیری» یا « خبیری» یا « جزایری» یا ... قاطی کرده و در نهایت این خبر را از شخص  دیگری پرسیده،  او هم که احتمالا با آقای خبری خصومتی داشته این خبر را تایید کرده.البته اگر نیک بنگریم محمد علی خبری در خبرگزاری مهر دروع نگفته. چون لزوما شما وقتی با کسی تلفتی حرف می زنید حرفهای خود را نمی شنوید و گوشتان به آن طرف تلفن است ( بخصوص اگر در ترافیک هم باشید که حتی صحبتهای فرد مقابل را نمی شنوید)  پس راست  آقای خبری گفته من چیزی نشنیده ام. اگر اعلام می کرد که: نگفته ام! دروغ بود. تازه الان که از انتخابات گذشته چه نیازی هست کسی دروغ بگوید؟

 

نکته ی بعدی اینکه:

قرار است ارکستر ملی ایران بر اساس اصل 44 قانون ( که اصل خیلی خوبی هم هست، فقط کمی وقتش را باید زیاد کنند)  به بخش خصوصی واگذار شود. شما تصور کنید که کشوری هست که تیم فوتبالش زیر نظر بخش خصوصی است. یا مثلا شرکت ملی نفتش زیر نظر بخش خصوصی است. یا اصلا فردا وزارت ارشاد را به بخش خصوصی واگذار کنند. اصلا چه اشکالی دارد؟ یک وقت فکر نکنید این واگذاری ارکستر ملی به بخش خصوصی ربطی به استعفای فرهاد فخرالدینی دارد. شما که دیدید خبر گزاری هنر دوست فارس که ماشاالله هر خبری را حتی زود تر از وقوع آن با خبر است بلافاصله تکذیب کرد و نگذاشت جوهر امضای استفعای رهبر ارکسر خشک شود. پس ربطی ندارد. در ضمن آقای خبری گفته که این تصمیم یکی دو شبه گرفته نشده از 5-6 سال قبل این مطالعات صورت گرفته و الان قرار است واگذار شود.

 

ولی در مورد واگذاری:

اصولا برای  کوچک شدن دولت و همچنین ایجاد فرصتهای شغلی و در آمدهای فراوان این کار انجام می شود. شما تصور کنید ارکستر حدود 100 نفر پرسنل دارد . می دانید چقدر برای دولت هزینه دارد؟ اگر به بخش خصوصی واگذار شود دیگر لازم نیست از اساتید پیر و احیانا قریب الاستعفا استفاده شود. می توان از دانشجویان ممتاز ترمهای اول و حتی دوم دانشکده ی موسیقی برای رهبری ارکستر در راستای جوانگرایی استفاده کرد و حتی از نوازندگان پر استعداد ولی گمنام که در چهار راههای معروف پایتخت به نوازندگی مشغول اند، در جهت استعدادیابی استفاده کرد. در ضمن دیگر نوازندگان و رهبران مدعی، خواستار دستمزد آنچنانی نمی شوند و اصلا می توان رهبری ارکستر را به مناقصه گذاشت.

 

اما در مورد نگرش به هنر :

اینکه اصولا در دولت عدالت محور نباید فرقی بین کارخانه ی سیمان با ارکستر ملی ایران باشد زیرا هر دو قابل واگذاری به بخش خصوصی اند. پس هر گونه تفاوتی بین آنها کاملا تکذیب می شود.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 4:22  توسط عطا نويدی  |