تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

نغمه هایی به رنگ وطن

نگاهی اجمالی به چند تصنیف منتشر شده در یک ماه های اخیر

بهارغم انگیز

اولین اثری حدود یک ماه است در اینترنت منتشر شده تصنیف « بهار غم انگیز» است که توسط ابوسعید مرضایی  بر اساس شعر هوشنگ ابتهاج با مطلع « بهار آمد گل و نسرین نیاورد» ساخته شد. خواننده ی  این اثر بامداد فلاحتی است.  شنیده ها حاکی از این است که در برخی از سایتها و شبکه های ماهواره ای کلیپی هم بر اساس این تصنیف ساخته شده  که البته هم آهنگساز و هم خواننده ی تصنیف از وجود چنین کلیپی اظهار بی اطلاعی کردند. چندی پیش نیز شایعاتی مبنی از توضیح خواستن مسئولین از خالقان اثر وجود داشت که البته هنوز از حصت این گفته ها اطلاعی در دست نیست. این اثر در همان روزهای اولیه از طریق همین وبلاگ منتشر شد که لینک دالود آن بار دیگر برای دیگر علاقه مندان آورده می شود.

  بهار غم انگیز ، ساخته ی ابوسعید مرضایی، خواننده بامداد فلاحتی

 

 سودای وطن

دیگر اثری که تقدیم به جنبش سبز مردم ایران شده تصنیف «سودای وطن» اثر رهام سبحانی و با اجرای گروه ژوان  و خوانندگی حسن شرقی است. در کنار این تصنیف قطعه ی بی کلامی هم با عنوان « اسیران قفس » منتشر شده که رهام سبحانی در این باره می گوید: « اين دو کار را در کانون بيداد با و حضور بسياري از روشنفکران و اساتيد آزاد انديش کنسرت داديم. تصنيف سوداي وطن وصف حال است. قطعه ي به اسيران قفس هم کاملا با نامش يکي هست. تاریخ ضبط به اسیران قفس چهار ماه گذشته است ولی تاریخ ضبط سودای وطن به 30 خرداد همین امسال برمی گردد. به اسيران قفس با اينکه کلام ندارد ولي کاملا از هر کلامي گويا تر است  و قرار است در ماه  دسامبر توسط ارکستر راديوي نروژ اجرا شود. این قطعات و پيش تر به صورت کنسرتي اعتراضي اجرا شد...»

تصنیف سودای وطن نیز بر اساس همان شهر هوشنگ ابتهاج با مطلع « بهار آمد گل و نسرین نیاورد» ساخته شده است. این تصنیف برای گروه اجرا کننده و آهنگساز آن درد سر هایی نیز داشته. رهام سبحانی در پی انتشار این تصنیف و همچنین اختلاف سلیقه با وزارت ارشاد در ایران ممنوع الکار شد. او  دیروز در فیس بوک  اینگونه نوشته:

« ممنوع الکار شدنم برگ سبزیست در زندگیم. افتخار میکنم که خس و خاشاک بودنم را حفظ نموده ام. در کانون مهر دوستان به فعالیت هنریم ادامه خواهم داد و درنگ نخواهم کرد. سرو آزاد را آبیاری خواهم کرد تا همیشه استوار و سبز بماند...»

 در اینجا میتوانید قطعات زیر را دانلود کنید

   قطعه ی « به اسیران قفس »، ساخته ی رهام سبحانی

    تصنیف « سودای وطن » ساخته ی رهام سبحانی ، خواننده حسن شرقی

ایرانیان

تصنیف «ایرانیان» بر اساس اشعاری از ملک الشعرای بهار، توسط پیمان سلطانی (رهبر ارکستر ملل) ساخته شده . این تصنیف با ارکستر کوچک ایرانی ضبط شده و دو خواننده ی زن و مرد آن را اجرا کرده اند. نام خواننده و نوازندگان این اثر مشخص نیست. از نکات قابل توچه این تصنیف شعر آن است که توسط آهنگساز انتخاب شده و هر بیت از شعری جداگانه انتخاب گشته به صورتی که در متن آهنگ حالت اعتراضی را در خود دارد. پیمان سلطانی با هوشیاری ابیاتی را از بهار انتخاب کرده و آن را در اثرش جای داده به گونه ای که هر شنونده ای می تواند محتوای آن را درک کند. مطلع تصنیف بدین گونه است: « هان ای ایرانیان ، ایران اندر بلاست، ایران مال شماست» و این سیر همچنان در تصنیف ادامه دارد. این تصنیف  به مدت 9 دقیقه و در دستگاه دشتی ساخته شده و از چند لینک در اینتر نت از اواخر تیر ماه حدود 6هزار دانلود داشته که در نوع خود بی نظیر است.

این تصنیف را از لینک زیر دانلود کنید:

  تصنیف « ایرانیان»، ساخته ی پیمان سلطانی

 

ایران کهن

شاید معروف ترین تصنیفی که این روزها بین اهالی اینترنت و حتی در شبکه های ماهواره ای رواج دارد، تصنیف « ایران کهن » بر اساس شعری از فریدون مشیری، ساخته ی پژمان طاهری و به خوانندگی شهرام ناظری باشد. وجود کلمه ای در بیت آخر این تصنیف (مشتی خس و خارند ، به یک شعله بسوزان) بعد از سخنان رئیس دولت نهم و نسبت دادن مخالفانش به خس و خاشاک یکی از عواملی بود که این تصنیف را بر سر زبانها انداخت و حتی نام آن را در بین عوام به خس و خاشاک تغییر داد. ماجرای این تصنیف از همه ی آثار ذکر شده عجیب و قابل تامل تر است. این تصنیف زمستان 2003 در اتریش توسط پژمان طاهری ساخته شد و در تابستان سال 2004 به همراه چند تصنیف دیگر از جمله تصنیف 20 دقیقه ای « آرش کمانگیر» در تهران توسط گروه ایرانی ضبط شد و در اواخر شهریور همان سال صدای شهرام ناظری برو روی این تصانیف ضبط شد. این قطعات قرار بود در قالب آلبومی با نام ایران کهن به بازار عرضه شود. اردوان طاهری نوازنده ی این اثر در فیس بوک خود اینگونه می نویسد:

« ...1- در موسیقی ایرانی رسم بر این است که آهنگساز، اثری را پیشنهاد می کند و سپس به خواننده پیشنهاد می کند و خواننده آن را می خواند. در مورد این اثر هم به همین شکل و ترتیب بوده.

2- نام اصلی این اثر که بر اسا شعر فریدون مشیری و آهنگسازی پژمان طاهری بوده ،«ایران کهن» است که یکی از قطعات آلبوم منتشر نشده ی ایران کهن است.

3- دلیل منتشر نشدن این آثار تا به اینک که به صورت غیر اخلاقی منتشر شده است این است که آقای ناظری دقیقا همین قطعه را به قول خودشان دوست نداشتند و از آهنگساز می خواستند از آلبوم حذف شود.

4-  حال که این قطعه بدون اجازهی آهنگساز آن و توسط آقای ناظری پخش شده، دستکم خواهش می کنم نام آهنگساز و شاعر را ذکر کنید تا به ابن الوقتی بعضی از اساتید دامن نزنیم. »

 

در مورد انتشار اثر باید عرض شود که حدود 10 روز مانده به انتخابات و همزمان با اعلام حمایت شهرام ناظری یکی از کاندیدا ها، این اثر در دو لینک در یوتویوپ قرار داده شد که به اقتضای آن زمان و شرایط اجتماعی توجه بسیار کمی به این تصنیف شد. اما پس از انتخابات و اظهارات رئیس دولت نهم، وجود کلمه یخس و خار در بیت آخر تصنیف ، این اثر را به چنان معروفیتی رساند که در طی دو سه روز از یوتویوپ حدود 50 هزار دانلود داشت. این اثر بزودی به طور گسترده در ایمیلها و وبلاگها منتشر شدو به قول معروف تیر از کمان در رفت.

 اما آنچه بیش از همه چیز بر حاشیه های این اثر دامن میزند اطلاعات غلطی ست که به شنوندگان داده می   شود .دراطلاعات این قطعه می خوانیم: « که پس از موضع گیری استاد شجریان در مقابل صدا و سیما و خس و خاشاک نامیدن خود، شهرام ناظری تصنیفی منتشر کرد و به جنبش سبز ایران پیوست».  در بسیاری از وبلاگها نام  شهرام ناظری به عنوان آهنگساز و در برخی به عنوان شاعر هم نام برده شد. حال آنکه در زمان خلق اثر ، آقای ناظری به پروژه ی رومی مشغول بودند که البته این پروژه هنوز به اتمام نرسیده. از زاویه ی دیگر باید متذکر شد خلق چنین آثاری ابتدا از تفکر شاعر و سپس از تفکر آهنگساز سرچشمه می گیرد. پژمان طاهری با خلق آثاری همچون «ریشه در خاک» و همچنین «سوگواران خموش» و ...، وجود روحیه ی اعتراضی را در آثار خود اثبات نموده تا جایی که تصنیفی مانند «آواز کرک» از تیغ تیز سانسور وزارت ارشاد در امان نمی ماند. از آنجا که هدف از نوشته روشن نمودن حقیقت است، می توان ادعا کرد این اثر در راستای تفکر اعتراضی آثار قبلی پژمان طاهری ساخته شده و شهرام ناظری مانند دیگر خوانندگان آثار ایشان همچون : استاد شجریان، مهسا وحدت، علیرضا قربانی و ... تنها در جایگاه خواننده اند.

نکته ی قابل توجه دیگر این است که این اثر توسط چه کسی پخش شده که با توجه به سخنان اردوان طاهری نوک پیکان اتهام رو به شهرام ناظری ست(4- حال که این قطعه بدون اجازه ی آهنگساز آن و توسط آقای ناظری پخش شده،...).

البته از دور هم خبر هایی می رسد که خود شهرام ناظری هم از انتشار این تصنیف اظهار بی اطلاعی می کند و از این اتفاق سخت رنجیده است. دوستان اهل فن به خوبی عدم وجود پالایش صدا را در این تصنیف درک کرده اند و این می تواند شاهدی باشد بر رنجیده خاطر بودن آقای ناظری.

دامن زدن به اختلافات موجود بین هنرمندان کار شایسته و در خود وبلاگ نویسی نیست . غرض از اشاره به این نکات ، تنها روشن شدن مقداری از از حقیقت بود که متاسفانه در پی امواج ایجاد شده این حقایق گم شده اند. البته این اولین باری نیست که آلبومی از آقای ناظری به صورت اینترنتی منتشر می شود. پیشتر نیز آلبومی با عنوان «سفر عسرت» با آهنگسازی فرخزاد لایق به این سرنوشت دچار شد. یکی از عوامل پخش غیر اخلاقی آثار هنرمندان پیش از انتشار آن در فضای مجازی ، می تواند همین تاخیر در انتشار باشد. اگر هنرمندان ما توجه خود را به فاکتوری به نام زمان بیشتر کنند، می توانند از چنین حوادثی مصون بمانند. همچنان که اگر « ایران کهن » در زمان خود به بازار می آمد با حفظ حقوق مادی و معنوی خواننده و آهنگساز و به طور کلی صاحبان اثر، امروز این تصتیف با کیفیتی عالی جای خود را در میان مردم باز می کرد.

 مطلب مرتبط:

دو اثر برای « آزادی »

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:55  توسط عطا نويدی  | 


تصنیفی برای وطن

تصنیف «ایرانیان»،  ساخته ی پیمان سلطانی

امروز تصنیفی را در وبلاگ قرار می دهم که تقریبا برای اولین بار منتشر می شود. تصنیف ایرانیان  توسط هنر مند گرامی پیمان سلطانی(رهبر ارکستر ملل) ساخته و ضبط شده. پیش تر هم آقای ابوسعید مرضایی تصنیفی در حال و هوای این روزها با نام «بهار غم انگیز» ساخته بودند که برای اولین بار از همین وبلاگ تقدیم دوستان شد .تصنیف «ایرانیان» بر اساس اشعاری از ملک الشعرای بهار، توسط پیمان سلطانی (رهبر ارکستر ملل) ساخته شده . این تصنیف با ارکستر کوچک ایرانی ضبط شده و دو خواننده ی زن و مرد آن را اجرا کرده اند. نام خواننده و نوازندگان این اثر مشخص نیست. شعر تصنیف از ملک الشعرای بهار است که گمان می کنم هر بیت یا هر چند بیات از شعری مجزا گرفته شده باشد؛ در هر حال برای آشنایی بیشتر دوستان شعر کامل تصنیف را در زیر نوشتم.

 لازم به ذکر است مدت تصنیف ۹ دقیقه است و در  آواز دشتی ساخته شده:

  تصنیف « ایرانیان »، آهنگساز: پیمان سلطانی

هان ای ایرانیان! ایران اندر بلاست
ایران مال شماست

ای وای دریغا که وطن جمع ندارد
کـَس درد ندارد

سیل خون آلود اشکم بی خبر گیرد تورا
خون مردم آخر ای بیداد گر گیرد تورا

یک مرغ گرفتار درین گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنید

ای بر سر سودای تو سر ها شده بر باد
دور از تو چنانم که سری بی بدن افتد

در دست کسانی است نگهبانی ایران
که اصرار نمودند به ویرانی ایران

ای مردم دلخون وطن دغدغه تا کی
دندان فساد و خفقان را بکن از پی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 1:30  توسط عطا نويدی  | 


بار دیگر ...خسرو

سبز ِ سبز و همیشه سبز

یکسال از درگذشت خسرو سینمای ایران گذشت. شکیبایی یکی از معدود هنرمندانی ست که نبودش د سینمای ایران محسوس است. مردم ایران نه تنها با چهره اش، بلکه با صدایش خاطره ها دارند. شاید یکی از پر بیننده ترین سریالهای تلوزیون ایران همان «خانه ی سبز» بود که خسرو شکیبایی به تنهایی می توانست عامل محبوبیت آن سریال باشد. آن روزها هنوز سبز به رنگی امنیتی بدل نشده بود . شاید اولین جرقه های سبز بودن را در دل ما همان صدای خسرو زد. براستی اگر او امروز در میانمان بود با مردم همراه می شد و همراه با این موج، بار دیگر با آن صدای خش دارش می گفت:

« ... خونه باید سبز باشه؛ سبز ِ سبز، و همیشه سبز »

روحش شاد  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 23:28  توسط عطا نويدی  | 


سربداران

از حقیقت سربداران تا افسانه ی جومونگ

دوست نازنینی، چندی پیش، سه سریال تلویزیونی که از جمله ی برترین آثار تاریخ تلویزیون ایران هستند را برایم فرستاد؛ هزاردستان، ابن سینا و سربداران. در مورد هزار دستان  که به راستی چیزی نمیتوان نوشت که شاهکار  تاریخ سینمای ایران  است و هر چه از آن و مرحوم علی حاتمی بنویسیم باز جای بحث دارد. اما آنچه باعث شد بعد از مدتها در مورد سینما بنویسم سربداران بود . این سریال بر اساس واقعه ای تاریخی نوشته و ساخته شده و در آن شرایط نامساعد اول انقلاب محمدعلی نجفی با ساخت آن کاری کرد کارستان که هنوز انگشت حیرت در دهان سینما دوستان می گذارد. سربداران  مردمی را نشان می دهد  که از ظلم خسته بودند و در زیر این ظلم سنگین مغولی زندگی می کردند و حاضرند سر بدار بسپرند ولی تن به ذلت ندهند.

تاریخ ساخت سر بداران نیز خود حکایتی عجیب دارد . سال ۶۳ روزگاری است که هنوز ارتباطات منطقی(یا متعادل) زن و مرد در سینما محدود نشده بود. روزگاری که بر خلاف این روزها نقش زن یک نقش دست چندم و فیلم پرکن و وسیله ای برای جذابیت نبود. بازی سوسن تسلیمی در این فیلم نمونه ی خوب بازیگر زن در فیلمهای ایرانی است که ای کاش شرایط برای او مساعد تر بود و در  سینمای ایران اجازه ی فعالیت داشت. سال ۶۳ هنوز قرار نبود در تمام سریالها و فیلمها به صورت شعار زده و بسیار غیر منطقی به امام زمان اشاره شود. در جایی می بینیم که شیخ حسن جوری اشاره ای به ظهور امام زمان دارد و این اشاره چنان منظقی و در خور تحسین است که حتی مخاطب امروز احساس شعار گونه از این دیالوگ نمی کند. اما در سریال ضعیفی مانند یوسف پیامبر دیدیم در انتهای فیلم چه پیوند نا همگونی بین او و حضرت مهدی  قرار داده شد. تو گویی این از پیش تعیین شده بود این جملات باید در سریال قرار داده شود.

بسیاری از نکات گفته شده و گفته نشده ، همه و همه دست در دست هم داده تا سر بداران یکی از برترین آثار تاریخ سینمای ایران باشد. و عجبا که ، ما با این پشتوانه ی عظیم  تاریخ داستانی که ریشه در تاریخ واقعی ما دارد،  و با این شخصیتهایی که افسانه ها پهلو می زنند ، هنوز در پی آن هستیم که کشور های شرقی افسانه هایشان را برای ما سریال کنند و به خورد مردم ما بدهند. افسانه هایی که  شخصیتهای اصلیشان حتی مانند رستم دستان ، یلی در سیستان نیز نبودند.

خلاصه ای از ماجرای قیام سربداران را در ویکی پدیا ببینید

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 0:0  توسط عطا نويدی  | 


شجریان، مهره ی استعمار پیر + تصنیف

 حکایت ، حکایتِ مرحوم مدرس است و دم رضا شاه که هر جا پا می نهاد دم اعلی حضرت(!) آنجا بود . ما عهد کردیم به سیاست و کیهان و غیره کاری نداشته باشیم ولی گویا ما هر جا پا می گذاریم دم آقایان آنجا هم هست.

همین چند روزه در روزنامه ی کیهان مطلبی در مورد استاد شجریان نوشته شده و در آن ادعا شده که استاد شجریان مهره ی استعمار پیر است. چند روز پیش جمعی از اساتید موسیقی و آواز ایران که نامشان محفوظ است با کیهان تماس گرفته اند و گفته اند ما مثل شجریان وطن فروش نیستیم و ادعا کرده اند ما از دست شبکه های ماهواره ای تلفنهایمان را خاموش کردیم . این افراد که کیهان از آنها به عنوان اساتید آواز و موسیقی ایران نام برده همگی حرفشان این بود که شجریان وطن فروش و مهره ی استعمار است.

من به راستی چند سوال دارم:

اول  اینکه، این اساتید آواز چه کسانی هستند؟ چرا نامی ندارند ؟ مگر مسلمان و ایرانی بودن شرم دارد که نام خود را نگفته اند؟

دوم اینکه، چطور این دستگاه عریض و طویل کیهان که همه جا  دُمی در آتش دارد ، تا به حال سرسپردگی شجریان را به استعمار پیر و احیانا امریکا فاش نکرده بود ؟مگر نه اینکه لو دادن جاسوس کاری پسندیده است؟


سوم اینکه، چرا صدا و سیما همچنان صدای این مهره ی برجسته ی استعمار را پخش می کند؟ امیدواریم سفره های افطارمان امسال از صدای مهره ی استعمار پاک شود!!!

چهارم اینکه، آقای شریعتمداری ! انصافا شخصی مانده که شما به او تهمت نزده باشید؟ انصافا خودتان خنده تان نمی گیرد از این همه مهملات؟ من تعجب می کنم چرا مطالبی را که مختص مجله های فکاهی ست در روزنامه ی شما چاپ می شود؟

پنجم اینکه، آقا مگر شجریان نگفت من خس و خاشاکم ؟ شما چرا اینگونه از گفته های خس و خاشاک به تنگ آمدید ؟

نتیجه گیری:

اولی اینکه، اگر شما احساس کردید استاد مسلم آواز، پرواز ، داد ، بیداد ،ساز  یا هر چیز دیگر هستید می توانید بدون گفتن نامتان ، یهو، چند نفری (و احتمالا یه نفری با تقلید صدا های مختلف ) به مأمن همیشگی هنرمندان ایران ، یعنی کیهان زنگ بزنید و درد دل کنید و شک نکنید فردای همانروز مطلبتان با چند لقب قلمبه و سلمبه در کیهان چاپ می شود.

دومی  اینکه ، وقتی کیهان هست دیگر به گل آقا نیاز نداریم.

سومی اینکه ، هنوز هم تز مرحوم مغفور، دائی جان ناپلئون خوب جواب می دهد.

لینک نوشته ی کیهان


در ادامه تصنیفی را از دوست عزیز و هنرمند، آقای ابوسعید مرضایی تقدیم می دارم . هنگامی که آن را برای من می فرستادند تاکید کردند با ایمیل و بلوتوث پخش شود تا همگان آن را بشنوند. من هم بنا بر ظیفه این تصنیف را برای دانلود قرار دادم تا همگان آن را بشنوند.

آهنگساز تار و سه تار و بم تار: ابوسعید مرضایی
خواننده : بامداد فلاحتی
کمانچه : کاوه معتمدیان
دف : ارشاد واعظ تهرانی
تمبک : شایان یزدی زاده
شعر : استاد هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

تصنیف بهار غم انگیز

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 0:20  توسط عطا نويدی  | 


حمله ی انصار نیوز به استاد شجریان

 

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم

چند روزیست مطلبی مضحک و جسارت آلود در مورد استا شجریان در سایت انصار نیوز منتشر شده. نویسنده ی ناموزون آن در این نوشته واکنشی به سخنان استاد شجریان در بی بی سی نشان داده که همراه با بی ادبانه ترین الفاظ همراه است. البته این نوع نقد جسارت آلود را در حوزه ی سیاست ، در نوشته های همسر یکی از وزرا  دیده بودیم ولی گویا حرفهای خس و خاشاک اینان را چنان عصبانی نموده که همه اختیار از کف داده اند و سعی در بروز آنچه هستند دارند .

در ادامه از شما دعوت می کنم اصل مطلب و همچنین جوابیه ی دوست عزیزم، آقای صحافی را در لینک زیر ببینید:

ام‌کلثوم که نه؛ ساسی‌مانکن هم نیستید!

 

در ادامه ، مطلبی برای آرای تا نخورده نوشتم. آن را در ادامهی مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:20  توسط عطا نويدی  | 


غروب ...

با این غروب از غم سبـــــز چمن بگو...

 

 باصدای: شهرام ناظری / آهنگساز: فرخزاد لایق/ شعر: سایه

 با این غروب از غم سبز چمن بگو
 اندوه سبزه های پریشان به من بگو
 اندیشه های سوخته ی ارغوان بین
 رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
 آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
 آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو
 آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
 با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
 از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
 با خامشان غمزده ی انجمن بگو
 زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
 وین موج خون که می زندش در دهن بگو
 سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
 این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
 سرو سیاه من ز غروب چمن بگو

            از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 18:42  توسط عطا نويدی  |