تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

ادبستان بخوانید

ادبستان

 

حدود ۱۰ سال پیش  یکی از بستگان کتاب خوانم که دیگر از جور زمانه جایی برای آرشیو مجله هایش نداشت ،به من آرشیو مجله ای را هدیه داد که "ادبستان" نام داشت. در آن روزهای نوجوانی و عشق موسیقی و شعر فقط به صفحات موسیقی آن نگاه میکردم و چنان سرمست از دیدن این صفحات بودم که گذشت روزها را نمی فهمیدم . و آن  دوران گذشت تا "ادبستان" سد یکی از منابع فکری ام و بعد ها نیز فهمیدم آن مجله ی وزین روزگاری تنها همدم اهل معرفت بوده و امروز دست ما افتاده .

چندی پیش در سایت "دکتر امیر حسین سام " که اهل موسیقی و ادب است چرخی میزدم دانستم  "سید احمد سام" مدیر و مسئول و سر دبیر ادبستان پدر وی است. و باز خوشحال شدم یکی از"ادبستانی "ها را یافتم .

چندی پیش وقتی چرخی باز در این محیط مجازی میزدم ، این بار خود"ادبستان "را یافتم . از شوق آن نتوانستم طاقت بیاورم و آمدم به خطاب شمایی که آن را  نخواندید و ندیدید بگویم:

ادبستان بخوانید:  اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 18:57  توسط عطا نويدی 


سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

نگاهی دیگر به کنسرت همایون شجریان

سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

اولین کنسرت مستقل همایون شجریان در میهن خود یک اتفاق بسیار بزرگ برای موسیقی ایران زمین به شمار میرود . این روزها همه از همین اتفاق و حواشی آن سخن میگویند .

اولین نکته ای که باید مد نظر داشت گروهی است که همایون با آن به روی صحنه رفت ." دستان" یکی ار قدیمی ترین گروه های موسیقی است که به جر استاد شجریان تقریبا با اکثر خوانندگان مشهور امروزی کنسرت برگزار کرده . ساختار "دستان" از 10 نوازنده به همین 5 نوازنده رسیده که این دوجنبه دارد یک اینکه همدلی را بین این گروه که هریک از اعضا ی آن در کشور جدا گانه زندگی میکنند به وجود آورده و دو دیگر اینکه جای خالی سازهایی مانند سنتور و نی  در این اجرا ها حس میشود . به هر حال دستان با نوازندگان بزرگی کار کرده تا اینکه این چند سال اخیر به این ساختار رسیده .از طرفی "دستان" از معدود گروه هایی  است که تسلط کامل بر اجرای صحنه ای دارد و در روی سن با اعتماد به نفس مینوازد.

 همایون با شروع کار خود با گروه" دستان" عملا استقلال خود را از پدر اعلام کرد و با گروهی که پدر هیچ گاه با آن همکاری نگرده بود و همچنین بسیار حرفه ای  است کار را آغاز کرد. و این سیاستی  ست که همایون آن را در کار خود اعمال کرد وگرنه میتوانست باگروهایی همانند " آو" یا ترکیب "کلهر و علیزاده" شروع کند که در این صورت باز نمیوانست ادعای استقلال کامل کند.

آثار دستان با آنکه در میان آنها میتوان آثاری ضعیف را مشاهده کرد اما دارای شناسنامه شده . به طوری که شنونده ی نیمه حرفه ای با گوش دادن به آن میتواند بفهمد "دستان"نواخته اند. اما برای همایون شجریان تمام این تعاریف از دستان بس است تا یک سکوی پرتاب یا نقطه ی آغاز باشد .

کنسرت همایون اگرچه چند ماهی است که در کشور های مختلف آغاز شده ولی در ایران یک اتفاق بود .تمام شدن بلیط در چند ساعت و استقبال بیسابقه ی مردم از کنسرتی به غیر اتز "شجریان" یک امر درخور توجه بود که البته بدور از انتظار نبود . چون به هر حال همایون همچنان پسوند شجریان را یدک میکشد و این پسوند برای او معجزه میکند. از یاد نبره ایم که محمد اصفهانی هم در دلد اولین کاستش نام مکتب استاد شجریان را میبرد  تا مردم گمان کنند کسی که از این نام استفاده میکند شعور خواند دارد. دیگر همایون که جای خود دارد که هم شاگرد و هم فرزند شجریان است.

این اتفاق بدور از حواشی نبود حضور پدر در شب اول کنسرت همایون همانطور که خود استاد در مراسم منتقدان تاتر گفت یک دلگرمی برای فرزند بود .و بوسیدن دست استاد توسط همایون تصویری ماندگار را رقم زد.شب دوم به آرامی گدشت تا آنگه شب سوم کنسرت برق تالار برای مدتی طولانی قطع شد . این موضوع اگرچه شب سوم به یک اتفاق ساده میمانست اما تکرارش در شب آخر کنسرت به تعبیر استاد شجریان یک شیطنت بود .شجریان با چهره ای برافروخته روی سن میاید و اعتراض خود را ابراز میکند. شجریان خوب به یاد دارد در این سی سال چقدر بی مهری به او کردند و همایون نیز خوب میداند همانطور که امروز صاحب صدایی از جنس پدر شده باید آن بی مهری ها را هم تحمل کند. بر هم زندن کنسرت و توقیف مجوز  تنها کارهای کوچکی است که در حق پدر شد و اینک این قطعی برق تنها نشانه ای بود تا همایون را متوجه کند که:

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

 پرده ی آخر کنسرت از زیبا ترین اتفاقهای اجرایی بود . وقتی مردم از همایون درخواست مرغ سحرکردند ، همایون با اعضا مشورتی کرد ، از روی سن به پایین آمد ،در گوش پدر چیزی گفت و هر دو روی سن رفتند . تصویری خاطره انگیز که شجریان با با لباس تمام رسمی روی صحنه میرود .گره ی کراوات را شل تر میکند تا راحت بخواند . سالها بود با این شمایل روی صحنه نرفته بود . شاید از سال 55 در حافظیه . اما به افتخار پسر کنار اونشست و یک صدا مرغ سحر را با مردم خواندند. و بدین سان اولین کنسرت همایون به پایان رسید تا راهی سخت برایش پدیدار شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 0:41  توسط عطا نويدی