تبليغاتX
همنوا با سوز « ني »
دست نوشته هاي يك نوازنده....(استادشجریان . شهرام ناظری .و...)
     برای  شهریار

     استاد شهریار. عکس از آتلیه عکاسی پر- تهران- عکاس : مرحوم علی اکبر آقایی پدر( بزرگم)

هفته ای که گذشت آخرین قسمت از سریال استاد "شهریار" به پایان رسید. و پرونده ی این سریال بسته شد.

در طی پخش قسمتهای مختلف "شهریار" به لحاظ محتوایی و داستانی انتقادات وسیعی  به "کمال تبریزی" به عنوان کارگردان این پروژه شد.تا جایی که کار به خانواده ی استاد "شهریار " هم رسید و در صدد تصحیح سریال و زندگی نامه ی استاد بر آمدند . و جالب تر از همه اینکه بدون هیچ اصلاح و تغییری در سریال ، خانواده ی "شهریار" به تشکر از زحمات صدا و سیما پرداختند . چیزی که مبرهن است اینکه جناب "کمال تبریزی" با کوچکترین تیم تحقیقاتی و کمترین امکانات و همچنین بسته بودن دستش در به تصویر کشیدن شخصیتهای بزرگ سعی در اتمام سریال و ارائه ی تصویری آبرو مند از " شهریار " داشت . تاسف بار تر از همه رد پای ناهمگون و مخرب صدا و سیما در سکانس پایانی سریال که "شهریار" در بستر مرگ را نشان میداد، بود . اما هر چه باشد ما " کمال تبریزی" را نه به خاطر "شهریار" که به خاطر همتی که در این راه داشت و به سبب ساخت فیلمی چون " یک تکه نان " دوست داریم و همچنین "شهریار " بزرگ راکه شانه بر شانه ی حضرت حافظ زد و آن مضامین عرفانی و عاشقانه را با هم چنان آمیخت که شاید قرنها بعد اورا دریابند ، دوست داریم.

وقتی لا زمان و لا مکان را در جایی که ازل با ابد پیوند میخورد درمیابیم. بی پرده می بینیم  حافظ برای شهریار خوش سرود که:

" ترکان پارسی گو ، بخشندگان عمرند"

+ نگاشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:32  توسط عطا نويدي  | 


 

فرید اسدی دهدزی

faridfde@yahoo.com

          

1 – موسیقی ایرانی کمتر مولوی و اشعارش را به چشم دیده است. عوامل زیادی در عدم استفاده از اشعار مولوی در موسیقی آوازی ایرانی، می­توان برشمرد که مهم­ترین عامل آن بیگانگی سنت آموزشی ما با مولوی و آثارش بود؛ هم در سنت مدرسی دینی و هم نظام آموزشی ردیف دستگاهی، همواره از مولوی غفلت ورزیده می­شد. اگر به تاریخ صد ساله مصوت موسیقی ایرانی رجوع کنیم، استفاده از کلام مولوی بسیار محدود و معدود، آن هم با احتیاط صورت می­گرفت. شاید مهم­ترین بهره­گیری از کلام مولوی، استفاده «علی نقی وزیری» از ابیات وی در دو – سه مورد بوده است. سمفونی «شبان و موسی» (که از سرنوشت آن خبری نیست) و تصنیف «شکایت نی» که در برنامه گل­های رنگارنگ شماره 238 توسط عبدالعلی وزیری (پیشتر توسط روح­انگیز و بنان) خوانده شد. برجسته­ترین مولوی­خوانی قطعه معروف و خاطره­انگیز «بی همگان به سر شود» ساخته و خوانده «عبدالوهاب شهیدی» بود که به دفعات توسط وی از سال 1348 در رادیو و تلویزیون اجرا شد.  ...

ادامه ی مقاله را در ادامه ی مطلب بخوانید!


ادامه مطلب را حتما بخوانيد
+ نگاشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:8  توسط عطا نويدي  | 


با سلام

دوست عزيز و محقق ارجمند موسيقي استان گيلان در مطلبي جديد كه مربوط به سايت موسيقي گيل و گالش است ، نگاهي ديگر به شهرام ناظري و موفقيتهاي وي در سال اخير دارد  . اميد است با خواندن نقد اين دوست فرهيخته و با تجربه مان به مسائل موسيقي از منظري ديگر بنگريم.

nazeri صفر علي رمضاني

نوشته ي جناب آقاي صفر علي رمضاني  ، در باره ي شهرام ناظري را در اينجابخوانيد.

+ نگاشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:59  توسط عطا نويدي  | 


 

  پس از تحولاتی که در طول انقلاب اسلامی در حوزه ی فرهنگ و هنر رخ داد ، دیگر از برنامه های تلویزیونی موسیقی- به جهت شبهه ی شرعی  که در این بخش وجود داشت- خبری نبود . و مسلما علاقمندان به موسیقی ایرانی برای دیدن یک کنسرت موسیقی - که تا آن زمان از تلویزیون پخش میشد- راهی بجز رفتن به کنسرت نداشنتد . در این میان تنها یک راه برای این دسته به غیر از شرکت در کنسرت وجود داشت آن هم تهیه ی فیلم کنسرت ها بود . تا آنجایی که اطلاعات مرا یاری میکند اولین فیلمهای کنسرت  مربوط به اجراهای آقایان " شجریان  " و شهرام ناظری" در آمریکا میباشد . که از آن میان میتوان از" دل مجنون" و "پیام نسیم" اثر محمد رضا شجریان به عنوان اولین اثر تصویری موسیقی ایران که دارای مجوز ارشاد بود نام برد . این آثار با چهار یا پنچ دوربین فیلمبرداری شده بود و توانست نظر مخاطبان را جلب کند . آثار شهرام ناظری مجموعه کنسرتهایش با گروه تبور شمس و جلال ذوالفنون بود که البته از نظر صدابرداری و فیلمبرداری  در درجه ی پایین  قرار داشت . نکته ی قابل توجه این بود که تمامی کنسرتهای موسیقی که در سالهای پس از انقلاب اجرا میشد توسط یک دوربین ناظر ارشاد فیلم برداری میشد و گاهی فیلم همین دوربینها به صورت قاچاق و بدون اطلاع هنرمندان به بازار میآمد که موجب خوشحالی مخاطبان موسیقی و تعجب و افسوس و گاهی شکایت صاحبان حقیقی آثار را فراهم می نمود .

  در اینجا نکته ای وجود دارد و اینکه آثار تصویری موسیقی در حفظ و اعتلای موسیقی ایران یا هر نوع موسیقی چقدر اهمیت دارد . تا آنجایی که من خبر دارم هر کنسرتی که توسط گروهای موسیقی اجرا میشود متعاقبا فیلمش هم به بازار میآید . در ایران به دلیل امتنای صدا و سیما از نشان دادن ساز این نیاز بیشتر احساس میشود . زیرا کودکان با کمک ماهواره و – در قدیم – به کمک شوهای مختلف با ارگ و تمپو بیشتر آشنا بودند تا سه تار و سنتور .بارها دیده شد که تشخیص  ساز نی با سنتور توسط عوام بسیار مشکل بوده . که البته این را نمیتوان خطای دید افراد دانست زیرا کسی که تا به حال در عمرش نی را ندیده چطور میتواند با سنتور تشخیص دهد . اما گمان میشود بسیاری از آثار تصویری موسیقی بیشتر به شناساندن چهرای خواننده کمک میکند تا شناخت ساز . لازم است نگاهی اجمالی به فیلم کنسرت گروه شیدا و عارف  در تالار وحدت با سرپرستی حسین علیزاده و خوانندگی شهرام ناظری بیاندازیم . در طول دو ساعت برنامه هیچ سازی نمایش داده نمیشود و حتی در هنگام تکنوازی علیزلده در ابتدای کنسرت طوری فیلم برداری شد که فقط سر و ریش هنرمند وقابل مشاهده بود ! و اگر ما ندانیم این شخص ساز میزند تعجب خواهیم کرد چرا دائم تکان میخورد و چشمهایش را باز و بسته میکند . ولی با فرض ساز زدن،  این شبهه برایمان رفع میشود . یا در فیلمی که بطور قاچاقی از کنسرت ارکستر ملی ایران و خوانندگی شجریان در چهل ستون اصفهان به بازار آمد ،هیچ اثری از نوازندگان نیست و تنها به چهره ی شجریان و گاهی فخرالدینی پرداخته می شود .

  پس از وقوع زلزله ی بم ، اجرای  کنسرت" همنوا با بم"  توسط شجریان و علیزاده و کلهر و همایون را میتوان نقطه ی عطفی در فیلم برداری و اجرا های تصویری موسیقی دانست . " همنوا با بم" با 12 دوربین فیلم برداری شده بود و توسط کارگردانهای خبره ی تلویزیونی  هدایت شده بود . با وجود نور پردازی ضعیف و دور از انتظار  ، این نقص با کمک افکت های مخصوص کامپیوتری رفع شد . این اثر با خوشنویسی عنوان " همنوا بابم " توسط محمد رضا شجریان شروع میشود و به زلزله بم میپردازد . از تمرینهای  فردی و گروهی تصاویری وجود دارد و همچنین حواشی کنسرت هم دیدنی ست .  در بین دو قسمت برنامه ی اصلی مصاحبه ای با مردم در خصوص برگزاری این کنسرت وجود دارد که در نوع خود جالب است . و مصاحبه ی مطبوعاتی شجریان پس از کنسرت نیز یکی از نقا قوت این اثر به شمار می آید  . این ساختار الگویی شد برای آثار تصویری بعدی مانند کنسرت محمد رضا لطفی در سال 86 که دقیقا از نظر ساختار شبیه به "همنوا با بم "بود.

  در این میان آثاری وجود دارد که مدتهاست قرار است به بازار عرضه شوند . به طور نمونه میتوان از "کنسرت شور رومی" اثر شهرام ناظری اجرا شده در کاخ سعد آباد تهران که مدتهاست بر روی میز تدوین باثقی مانده . یا کنسرت سال 84 گروه عارف  به خوانندگی شهرام ناظری که در زمان خود از طرف پرویز مشکاتیان بارها  اعلام شد به زودی به بازار میآید اما شبکه ی قاچاق که منشا آن یکی از نوازندگان همین گروه بود بسیار زود دست به کار شد و کار را با کیفیت خوب که با یک دوربین فیلم برداری شده بود ، به بازار فرستاد . هنوز هم حرفهایی از انتشار قریب الوقوع اثر تصویری این کنسرت به گوش میرسد !

  کنسرت "ساز خاموش " اثر شجریان و همان گروه چهار نفری که در تالار وزارت کشور اجراشد با کارگردانی "محمدرضا هنرمند" و دوربینهای متعدد فیلم برداری شد و قرار بود به زودی به بازار بیاید اما هرگز چنین نشد . صدا و سیما چند قطعه ی کوتاه از این کنسرت را در اخبار به نمایش گذاشت بعد ها همین چهار قطعه  با عنوان کنسرت ساز خاموش به بازار عرضه شد . جالب اینجا بود که این قطعات توسط دوربینها خود تالار وزارت کشور فیلم برداری شده بودند نه توسط گروه حرفه ای انتخاب شده توسط شجریان .

  کنسرت سال 86 گروه عارف و کنسرت "غوغای عشق بازان" محمد رضا شجریان در همین سال نیز با گروهای بسیار حرفه ای فیلم برداری شده است و طبق اظهارات عوامل کنسرت  قرار است به زودی به بازار عرضه شود که با سابقه ای که هنر مندان سراغ داریم این امر به لحاظ عملی شدن  بعید به نظر میرسد .

   از میان کارهایی که به صورت غیر رسمی به بازار عرضه شده میتوان به کنسرتهای ارکستر ملی ایران در سالهای 79 و 80 ، کنسرت ارکستر ملی به رهبری پیمان سلطانی ، کنسرت 77 شهرام ناظری، کنسرت ارکستر ارمنستان به رهبری چکناوریان و خوانندگی ناظری ، کنسرتهای ایتالیا و بال در بال محمد رضا لطفی ، کنسرت گروه مولانا و خوانندگی علیرضا افتخاری، کنسرتهای شجریان در سال 67 با محمد موسوی – ذوالفنون – پیرنیاکان و تعداد معدودی دیگر اشاره کرد که تمامی این آثار با کیفیت فیلم برداری و صدابرداری مطلوب  به بازار عرضه شدند اما منبع انتشار اصلا معلوم نیبست . اما کار های غیر رسمی که با دوربینهای شخصی فیلم برداری گرفته شندند بسیار زیادترند . تقریبا از هر کنسرت ، تصویری  به همت همین دوربینها  قابل مشاهده است . ولی از میان کارهای رسمی که دارای مجوز ارشاد باشند تنهای میتوان به همان کنسرت 69 شجریان در آمریکا ، کنسرت "همنوا با بم" ، کنسرت شهرام ناظری و گروه کامکارها، " یاد ایام و افتخار آفاق" شجریان ، کنسرت ناظری در دانشگاه برکلی، کنسرت کامکارها در تالار وحدت ،و کنسرت سال 86 محمد رضا لطفی اشاره کرد . که در این میان" همنوا با بم " اثری درخور و شایسته در موسیقی ملی ایران است .

  حال این سوال پیش می آید که آیا اتنشار آثار تصویری موسیقی ، منفعتی در جهت پیشرفت موسیقی دارد یانه. و مگر نه اینکه موسیقی امری شنیداریست آیا انتشار آثار تصویری امری بیهوده به نظر نمیرسد؟

  جواب این سوالها هر چه باشد و اگر شما به عنوان یک علاقه مند مخالف یا موافق انتشار این آثار باشید باز هم آثار تصویری موسیقی از جذابیت خاصی برخوردارند و علاقه مندان خاص خود را داراهستند . گاهی بهتر است اثر به طور شنیداری باشد و هرگز تصویری از آن عرضه نشود . گاهی شنونده با شنیدن یک اثر فضای خاصی را برای خود تصوّر میکند . نوعی فضای رویایی که خاص خود اوست و موسیقی خود به عنوان حرف اول آخر هم تصویر سازی میکند هم مقصود خود را بیان میکند . اما با انتشار تصویر همان موسیقی تمام ذهنیت مخاطب به هم میخورد و حتی امکان دارد تاثیر پیشین را از ذهن مخاطب پاک کند . به هر حال برای آرشیو داران موسیقی آثار تصویری ارزش خاصی دارد .

  اما برخی از آثار هم ارزشی وصف ناشدنی دارند . آثاری که به صورت تصادفی به تصویر کشیده شده اند . همانند فیلم کنسرت "استاد شجریان " به همراه " هابیل علی اف "که  شاید در تاریخ موسیقی یک بار رخ دهد و بی شک یکی از نمونه های تاریخی آثار موسیقی ایران است .

+ نگاشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:33  توسط عطا نويدي  | 


 

دیروز ، ۱ اردیبهشت ، یاد روز استاد سخن سعدی بود .  گرامی داشت بزرگان ادب و هنر ایران کاری بس نکوست اما نمیدانم چرا هر چه این صدا و سیما سعی میکند خود را فعال در این عرصه نشان دهد باز هم کارشان جایی لنگ میزند . ۱ اردیبهشت در برنامه ای موسوم به "منظر " به اشعار زندگی و دیگر مطالب راجع به شیخ اجل پرداختند . در این برنامه بزرگانی سخن گفتند و سعدی را بیشتر شناساندند . اما جالب تیتراژ یا همان عنوان بندی پایانی برنامه بود . با کلی افتخار یک تصنیف از استاد شجریان پخش کردند و نوشنتد  "جان جهان با صدای استاد محمد رضا شجریان و شعر سعدی". من نیز تعجب کردم جون میدانستم این شعر از مولاناست . ولی آنقدر شک کردم که جلد نوار را نگاه کردم . دیدم بله .. این صدا و سیما باز هم از آن اشتباهات همیشگی کرده . از این اشتباهات چند چیر دریافت میشود . یکی اینکه کارکنان صدا و سیما که در عرصه ی برنامه های  فرهنگی فعالیت دارند حتی شعور تشخیص شعر مولانا از سعدی را ندارند . باور کنید اگر این شعر مولانا را به یک نوجوان سال اول ادبیات دبیرستان بدهیم میفهمد شعر از سعدی نیست . این نشانهی بارز بی سوادی کارمندان این رسانه ی ملی است . دوم اینکه این دوستان حتی جلد سی دی یا نوار مربوطه را نگاه نمیکنند که ببینند شعر تصنیف از کیست . امیدوارم این اشخاص در بهبود سواد خود بکوشند و دیگر از این اشتباهات نکنند .

       این هم تصویر این اشتباه

+ نگاشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:32  توسط عطا نويدي  | 



هرگونه برداشت یا استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و اطلاع مدیر سایت مجاز میباشد
 


irLearn.com