درود بر شما 
سه شنبه ، 12 تیر ، سالروز نولد استاد حسن ناهید بود .او در سال 1322در کرمان متولد شد . ولی اصلیتی شیرازی دارد . که از لهجه ی زیبایش هویداست . استاد نا هید از معدود هنر مندان نی نوازی است که به نت مسلط است . چنانکه در نواختن قطعات استاد پایور تبحری خاص دارد .استاد ناهید چندی پیش به عارضه ی قلبی دچار گشت که برای ایشان آرزوی سلامتی میکنیم .
در ادامه مصاحبه ی استاد را با برنا مه ی طلوع ماه سیما رابرای دانلود قرار میدهم :
شاد باشید /نویدی

ضمنا
" سایه روشن " هم بروز شد.
نوشته ای برمقاله ی ((شجریان زدگی)):

صد نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحبنظر شود
دوست فرهیخته جناب آقای فرید دهدزی
با ید عر ض کنم که از مصا حبت شماو همچنین از مطالعات مقالات ودست نوشته های شما مطالب بسیاری را آموختیم واذعان دارم که کار جناب عالی بی نظیر است.
بعد از خواندن مجموعه مقالات شما در سایت "سوره مهر"مقاله جنجال برانگیز شما با عنوان "شجریان زدگی" را مطالعه کردم . در هنگام مطالعه خود را نه به عنوان یکی از شیفتگان صدای استاد محمد رضا شجریان بلکه به عنوان یک مخاطب که سالهاست با شجریان وصدایش وزندگی اش آ شنایم قرار دادم .
بدیهی است نکاتی به نظر آمد که با توجه به شناختی که از شخصیت شما دارم، بر آن شدم تا آنها را بیان کنم . در ابتدا امیدوارم دراین نوشته هرگز دجار تعصبات کور که متاسفانه گریبان گیریبان گیر اغلب مردم وحتی صاحبنظران می باشد، نشوم .
همانطور که در سخنرانی ام در نشست شیراز بیان کردم ، اعتقادم بر این است که دولت ایران پس و حتی پیش از انقلاب آنچنان که باید و شاید به امر موسیقی توجه نکرده .
موسیقی امری است شنیداری و حتی امروزه شنیداری – دیداری ، که باید از رسانه خاص دولت که همان صدا و سیما ست تبلیغ و پخش شود که همانطور که مطلعید هرگز به پخش آن همت نگذاشته اند و تمامی توجهات قانونی که باید به این هنر چند هزار ساله بکنند را از خود سلب کرده اند که در قبل مفصلا به آن پرداختم . موسیقی در ایران و با وقوع انقلاب تابع شرایطی شد که فقط محض یادآوری آن را بیان می کنم .
در ابتدا به ان حکم حرام دادند ( کاری که آیات عظام نیز هنوز به آن تاکید دارند ).در برهه ای از زمان موسیقی را نوع بندی کردند ( به صورت خوب و بد ) و موسیقی خوب را آزاد گذاشتند . و حال معیار سنجش آقایان حکومتی برای ارزیابی موسیقی چه بود بماند ، که خود می دانند آنان در امور و مسائل هنری از جهل مرکب ( نه بسیط ) برخورداند . متاسفانه متاسفانه حکومت همواره سعی در زیر سلطه بردن موسیقی و هنرمندان بوده و خود نیز اشاره دارد که گروههایی مثل معارف و شیدا از طرف دولتمردان تشویق به ارائه آثار سفارشی می شدند تا ضامنی باشند برای بقای گروه و کارشان . پس از انقلاب جوانهایی که در گذشته از اوضاع فرهنگی نا راضی بودند اینک تنها بازماندگان بشمار می رفتند . گروههایی مانند " پایور" و " اساتید " که از هنرمندان طراز اول تشکیل شده بودند و برای ادامه کار و احتمالا برای همگامی برای جامعه ای مسخ شده در برابر اتفاقات انقلابی ، به ارائه آثار مردمی – انقلابی زدند . و همانطور که استاد شجریان در انتهای یک نوار خصوصی ( احتمالا در نوشهر ) بیان می کند همه در غم اشتباه جانسوز که گریبان همه را گرفته می سوزند ( قریب به مضمون ) . ابتهاج در ابتدا شخصی ( ! ) را به " خورشید خجسته " تشبیه می کند و لطفی برای آن شعر آهنگ می سازد و شجریان ان را می خواند اما چه زود دیدیم که اثری از آن یاران نماند .اشخاصی مانند عبدالوهاب شهیدی به خاطر مسائل سیاسی خود به خود از میدان موسیقی خارج شدند . هنرمندان بهایی مسلک از میان بر چیده شدند و هر یک به سویی از جهان گریختند . آنهایی که به احزاب سیاسی ( مانند توده و ... ) گرایش داشتند یا افکار کمونیستی در سر داشتند مانند ابتهاج و لطفی و چند تن دیگر جدای وطن کردند . ...
بقیه مقاله در ادامه ی مطلب
درود برشما یاران عزیز
وبلاگ دیگر من با عنوان " سایه روشن " افتتاح شد .اگر چه فعلا مطلب جدیدی برای آن ندارم اما با شعری از "احمد شاملو "بروز کردم . از آن دیدن کنید:

درضمن ، بزودی در همنوا با سوز " نی " بامطلب جدیدی بروز میشوم
باسپاس / نویدی