اگه بارون بزنه
آخ..
اگه بارون بزنه

شاملورا از کودکی میشناسم
از آن روزهاییکه صدایش در خانه مان طنین میافکند و اشعار خیام را میخواند
و صدای آسمانی شجریان نیز تکمیل کننده ی آن لحظات بود . پدرم از جوانی
شاملو میخواند. بعدها فهمیدم شاملو جزیی ازفرهنگ این مرز و بوم است .
کتابهایش را میخریدم و هنوز میخرم .تمام نوارهایش را دارم .آخر شعر شاملو
را فقط باید باصدای شاملو شنید.راستی یادم افتاد شاملو دوست کودکیام هم بود.
((خروس زری پیرهن پری)) بهترین نوار قصه ی کودکی ام بود که بعدها دانستم
شاهکار شاملوست.میگفتم از صدای خودش … آری شعرش را وقتی میخواند
معنی میکند .چنان میخواند که در عمق جانت مینشیند .
راستش را بخواهید بیشتر باصدایش آشنایم تا باشعرش. من که روزی تنها شعر
کلاسیک را میپسندیدم . طوریشد که با شاملو و نیما شعر نوراشناختم و با آن نیز
عشق میورزم.
چند روزیست درهوای شاملو بودم و هستم . حیفم آمد دراینهمه مطلب از
شاملو یادی نکنم . مطلب کوتاه شد .چه کنم که از شعر زیاد نمیدانم که بتوانم
نقد کنم یا … . اما همین را بگویم که شاملو را باید دوست داشت .
آن پیر مردی که دیگر نیست ولی به قول فروغ:
((تنها صداست که می ماند))
شاملو را ارج مینهم . حتی اگر نظرش را درباره ی موسیقی سنتی بدانم!!
بامن همراه شوید و لینکهای زیر را دالنود کنید و از دیدن و شنیدنش لذت ببرید!
شعر درین بن بست باصدای احمد شاملو
و... شاملو از مرگ میگوید (تصویری)

یاران سلام
شاید دو ماه پیش بود که پست قبلی را نوشتم .
از شما چه پنهان آموزشی بد نبود یعنی خوب بود و عالی.
هر هفته دو روز مرخصی داشتیم و بیرون هم میآمدیم .
اما باور کنید دل و دماغ نوشتن نداشتم . جای شما خالی
کنسرت جناب شهرام ناظری هم رفتم . با سعید جعفرزاده
هم همانجا ملاقات داشتم .عجب پسر خوبی است . البته یک
برادر هم دارد که صدایی بسیار عالی و زیبا دارد .فردای کنسرت
محسن اصغر زاده آمد تهران و از صبح تا ظهر با هم بودیم .
این محسن از اون بچه هاست که آدم وقتی که می بینتش تازه
عاشقش میشه . چقدر اون روز باهم خوش بودیم بعد از اون با هم
یه دیزی خوردیم و اون رفت کنسرت و من هم رفتم پادگان .
چند بار هم اومدم لاهیجان . اما چه کنم که کامپیوترم ویروسی
شده بود و نتوانستم برایتان چیزی بنویسم . حالا هم که اومدم
مرخصی پایان دوره ویندوزم رو عوض کردم و براتون پست
جدید بنویسم .
در این مدت که نبودم اتفاقات موسیقی کم نبود .
اول کنسرت جناب ناظری بود که الحمدلله شخصا حضور داشتم
در مورد کنسرت نمینویسم زیرا از بابت آن ارضا نشدم.
کاری عجله ای بود و تاحدی بی نظم .اما باز هم ناظری با ترفندهایی
زیبا توانسته بود آن نقصها را پنهان کند . اما به هر حال جای
شکرش باقی بود که ایشان بایک گروه جدید کاری را اجرا کردند.
و 40 درصد از کارها که البته شامل آثار کردی میشد جدید بود.
ناظری اینبار ایستاده بود و الحق که حسش را اینگونه خوب منتقل
کرد . گرچه او در حال نشسته هم بارها نیم خیز میشود!
اما به هرحال برای جمعیتی چنین خواندن خود کاری ارزشمند
است.

اتفاق دیگر هم این بود که یکی دو هفته ی بعد، خانه ی موسیقی از
شهرام ناظری تجلیل به عمل آورد که البته ناظری لوح و تندیس
جشن را از دستان استادش محمد رضا شجریان دریافت کرد که
این خود اتفاقی بی نظیر بود.زیرا تابه حال این دو خواننده ی شهیر
موسیقی دریکجا دیده نشده بودند یا اگر هم دیده می شدند، چندین
صندلی باهم فاصله داشتند .اما این بار ناظری در آغوش استاد ،
دیده شد . نمی دانم و نمی دانیم شجریان از آواز راست پنجگاه که
ناظری در آنجا اجرا کرد راضی بود یا نه، اما هر چه باشد
شهرام ناظری از افتخارات موسیقی ایران زمین است و برای
همه از جمله استاد شجریان محترم است.
جالب این بود که استاد شجریان به همراه همسرش (کتایون خوانساری)
در ردیف اول تالار وحدت با یکی دو صندلی فاصله با وزیر ارشاد
نشسته بودند . تاجایی که به یاد دارم هیچ هنرمندی (چه موسیقی چه
سینما یا...) باهمسرش در مراسم در ایران ظاهر نمیشود . این
هم از خصوصیات استاد شجریان است که کارهای جالب میکنند.
از جمله کارهای جالب استاد ، جلسه غیر علنی با وزیر ارشاد بود.
وزیری که شاید نه تنها از موسیقی بلکه از هنر هیچ نمیداند.
من مانده ام استاد شجریان در پشت در های بسته، همراه با
شیرینی و آب پرتقال سن ایچ ، به وزیر چه گفتند . آخر وزیران
احمدی نژاد بیش از آنکه در کار محوله تخصص داشته باشند ،
در امور اطلاعاتی و سپاهی تبحر دارند . در هر حال امید واریم
استاد شجریان به وزیر فهمانده باشند که هنر یعنی چه!!
اتفاق دیگر هم انتشار اثری جدید از همایون شجریان بود!
باور کنید برایم بسیار تاسف برانگیز بود که چنین اثری را
از همایون میشنیدم.نمی دانم چرا نمیتوانم از همایون این
کارهای پیش پا افتاده را قبول کنم؟؟
اولین کار همایون چه از نظر تصنیف چه از نظر آواز بسیار
شنیدنی بود و بینظیر . آپار دوم و سوم او نیز زیبا و دلنواز بود
اما در دو کار اخیر شاهد افت شدید در کار های اوییم .
بخصوص در "باستاره ها" که تصانیف در حد بسیار معمول
قرار دارند. شعر و موسیقی همخوانی ندارند . و به قول
جناب زارعی در جاهایی آهنگ به زور چپانده شده!!
حال جای این سوال باقیست که آن پرچم که استاد شجریان
در کتاب "راز مانا" از آن گفته بود و امید داشت همایون آن
را بالانگه دارد از کجا سر در آورده؟؟و عاقبتش چه میشود؟؟
کاش همایون میدانست و پدر به او یاد میداد موسیقی این سرزمین
به تو و صدایت نیاز دارد پس آنگونه باش که باید باشی.
از دوستان عزیز به خاطر توجهشان به این نوشته
تشکر میکنم.
از شما که در نبودم چراغ این خانه را روشن نگه میدارید
سپاس گزارم!

تا مطلب بعدی
یاعلی
خاک راه اهل هنر
نویدی
لاهیجان آبان 85