با مدعي مگوييد اسرار عشق مستي
بگذار تا بميرد در درد خود پرستي
سلام
دوستان عزيزم
باور كنيد هيچگاه اين را نمي خواستم كه اين پست را بنويسم
اما دليلش را بخوانيد
من مدتها بود كه آرامش از زندگي ام رفته بود
به هر دري زدم تا بتوانم آرامش و دلمشغولي اي
براي خودم دست وپا كنم
تا بالاخره وبلاگ را نوشتم
در پی اعتراض استاد مشکاتیان به عرضه سی دی گروه عارف۸۳
عرضه ی این سی دی لغو شد ....
ادامه مطلب را بخوانید.
عرب را به جایی رسیدست کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
« فردوسی »
ببینید: اینجا کلیک کنید

مگر مي توان در مورد حوادث مملكت نشست وحرفي نزد؟
حال چه بگويند اين وبلاگ موسيقايي ست يا سياسي ،
من فكر خودم را دارم .
هر روز شما شاهد يك خبر جالب وتاسف برانگيز هستيد.
امروز هم خبر تعطيلي پروژهي « برره » اعلام شد .
چندي پيش در سايت رسمي و اختصاصي مهران مديري
اعلام شد كه برره تا 15 فروردين ادامه دارد( خودم مشاهده كردم)
اما اين صدا و سيما ي جمهوري اسلامي آن خبر را
شايعه اعلام كرد و گفت برره ديگر پخش نمي شود!!
تا امروز مرسوم بوده تا سريالي تمام مي شود جشن مي گيرند ،
قسمت آخر را اعلام مي كنند ، تكرار ميكنند ، پشت صحنه مي گذارند .
اما اتمام برره مثل خيلي از اتفاقات ايران كاملا بي خبر بود(اما قابل انتظار!)
شايد انتقادهاي آن ، حوصلهِ بعضي از ارگانها را سر آورده بود
مثل ارگان تازه تاسيس شدهي « پيگيري منتقدان رياست جمهوري » !!!!
در هر صورت نبايد از ياد برد كه فهم مردم ايران ، آنقدر
هست كه بفهمند چرا يك شبه ورق بر ميگردد.!!
تنيجه اخلاقي :
اگر كارگرداني اعلام كرد فيلم يا سريالش ادامه دارد
او شايعه پراكن است و دروغ گو !!
دروغگو هم كه دشمن .....
به اميد روزهاي بهتر
خاك پايتان
نويدي
نمیخواهم وارد بحث سياسي شوم
اما واقعا ناراحتم.
نميدانم چرا عدهاي نمي گذارند مردم آسايش داشته باشند
تعطيلي و يا تخريب خانقاهاي كشور همچنان ادامه دارد.
حرفي براي گفتن ندارم .اما حضرت خواجه فرموده:
در ميخانه ببستند خدايا مپسند
كه در خانهي تزوير و ريا بگشايند
يا حق
خاك پايتان
نويدي
: مسعود ابراهیمی از مشهد
سلام . نوشتید
این وبلاگ بازتاب
افکار و نوشته های شخصی
((عطا نویدی)) است
ما که افکاری ندیدیم فقط راجع به مامان بزرگت نوشتی و یه مشت اراجیف
من دیگه واقعا نمی فهمم!
شاید این دوستان به مقاصد دیگری می اندیشند
نظر شما چیست ؟؟
من با وجود این همه وبلاگ مبتذل و... ، من آمدم تا با ياري شما
كاري فرهنگي بكنم حتي از كپي كردن هم گريزان بودم وهستم
اين دوستان شايد هرگز به آرشيو سري نميزنند ،آن همه مقاله را
ناديده گرفتند.
بعد به مادر بزرگ مرحوم من هم « گير » میدهند.
شما ببخشید که نام ایشان در لیست حضرت عزائیل موجود بود
من را هم عفو کنید که به دلیل مسافرت به تهران ومراسم کفن و دفن
کمی از وبلاگ دور افتادم .
عزیزان اگر بازتاب افکار معنی اش این نیست که من دقیقا افکار
خودم را بیاورم و بنویسم ، معني اش چيست ؟؟
وشايد هم منظور از اراجيف افكار بنده است كه احتمالا درست گفته ايد!!
اي كاش نام وب سايت خودتان را مي نگاشتيد تا از شما آموزش
ميگرفتم .
با اميد به ياري و بزرگواريتان
خاك راهتان
نويدي

آخرین عکس مادر بزرگم در مهر ماه امسال (دوران بیماری)
روحش شاد باد !
به پیامی از سوی دوستی ارجمند رسیدم که اینگونه نگاشته شده بود :
« وبلاگتان چه ربطی به "نی" دارد؟
در ضمن مطالب آن فقط برای تلف کردن وقت بدرد می خورد »
|
نويسنده: مصطفی
|
يکشنبه 23 بهمن1384 ساعت: 13:36
|
البته اصلا وبلاگ ربطی به « نی » ندارد . « نی » یک استعاره یا
چه میدانم ، تشبیهی است .( مثل نی در مثنوی مولوي )
ثانیا من فکر می کردم این وبلاگ به هیچ دردی نمی خورد
وقتی ایشان نوشتند که بدرد وقت تلف کردن می خورد ،
من خوشحال شدم كه مطالبم بالاخره به درد چيزي خورد .
از همه شما سپاس گذارم
خاك پايتان
نويدي
با سلام
از تمامی دوستان و یارانی که از طریق پیام و ایمیل
در گذشت مادر بزرگم را تسلیت گفته بودند ،
بسيار متشكرم .
بي شك اين همدلي شما بود كه تحمل اين ضايعه را
بر ما آسان نمود.
دوستتان دارم . منتظر مطالب جديد باشيد.
نويدي
در غم از دست دادن مادر بزرگ عزیزم غمگین
خدا یش بیامرزد...
واین حادثه را به پدر عزیزم تسلیت می گویم
عطا
سلامي چو بوي خوش آشنايي ...
آري آشنايي عطري خوش وباطني خوشتر دارد
يك ماه ونيم پيش كه من اولين پست وبلاگ را مينوشتم ، هيچگاه تصور
نميكردم كه روزي برسد كه ياراني اينچنين از سراسر ايران زمين بيابم
آري ازين دنياي مجازي ، ياراني حقيقي يافتم ! وعجبا كه چه دلبسته ام بر
شما ياران .
آمدم تا طرحي نو دراندازم
در اين سراي بي كسي ، كساني را يافتم . از ابتداي امر خود را معرفي كردم
بي كم وكاست . آخر، اين اولين قدم اطمينان بخش بود. در روزگاري كه همه
در اين دنياي مجازي يك شماره اند ويك نام جعلي ، دل به دريا زدم آمدم تا
ياراني را بيابم كه لااقل همدل باشند با من .
وشما بوديد
كه دست ياري داديد و مرا تنها نگذاشتيد . وقتي شمارش كنندهي وبلاگ ،
عددهاي اعجاب آوري را مينماياند . من به شوق آمدم تا برايتان بنويسم
از درد دلم ، از سوز دلم ، از جور زمانه باشما بگويم خدا مرا دوست دارد
كه شنوندگاني فهيم و فرهيخته چون شما براي اين« سوز ني » قرار داده.
وگاهي كه مي بينم از آن سوي مرزهاي گهربارمان ياري مي آيد و مرا
دوست خود مي داند ، چه قدر به خودم مي بالم .
اين بودن شماست كه مرا به اين كار مشتاق كرده والبته كار را دشوار نموده.
ديگر نمي شود هر چيزي نوشت ، وقتي با جمعي فرهيخته چون شما روبريم
سخن گفتن سخت است . مي بينم كه شما ياران همهي نوشته ها را خط
به خط
شوق نوشتن ، شوق بودن با شما هر ساعت وهر روز در دل قراري
نگذاشته.
از ابتدا نه جنجال كردم ، نه كاري كه خداي نا كرده به كسي توهيني بشود
آري من با آن ذره از وجودم آمدم كه هنوز از گزند كثرت عالم هستي
در امان مانده .تنها آمدم واما بي شما طي اين راه برايم سخت و نا ممكن
مينمايد .
واين نكته را در خاطر نگه داريد ، كه :
بي شما اين« ناي نالان» بي نواست
اين نواها از نفس هاي شماست
از اعماق وجودم دوستتان دارم
خاك پاي شما
عطا نويدي
ياران سلام
امروز كه پيام هاي شما را نگاه ميكردم
به نكتهاي جالب بر خوردم.
دوستي از اينكه من به جناب آقاي ناظري لقب استاد دادهام ناراحت بودند
و نوشته بودند اين لقب مناسب ايشان نيست وخلاصه كلي شاكي بودند.
در جواب ايشان بايد عرض كنم من به شخصه خاك پاي اساتيد محترم هستم
وهر آنكه علم و دانشش از من بيشتر باشد براي من حكم استاد را دارد
آقاي ناظري هم از اين قاعده مستثنا نيستند . من چه براي ايشان چه براي
ديگر مفاخر موسيقي ايران زمين احترامي صد چندان قائلم ودستشان را ميبوسم.
مگر آنكه حضرت عالي با خود آقاي ناظري يا با نام استاد مشكلي داشته باشيد .
يا اينكه مثل ديگران در وبلاگهاي وزين ديگر بخواهيد جنجال درست كنيد .
كه البته من اهل جنجال نيستم ونخواهم بود .
براي من همهي اساتيد محترمند
چه استاد شجريان، چه استاد ناطري ، چه ... ، چه ديگر اساتيد برايم محترمند.
مگر آنكه آن موسيقي دان بخواهد فرهنگ ايراني را از بين ببرد ، كه البته استاد
ناظري اينگونه نيستند .
با سپاس
خاك پاي اهل هنر
نويدي
موسیقی ایران زمین هديه داده شده بود ،
دچار برگشت شده آن هم به دليل امضا نداشتن
و در همين راستا هم ، آقاي پيرنياكان از شوراي عالي
موسيقي استعفا دادند .
ياد حرف استاد شجريان مي افتم كه گفته بودند:
اين شورا و خانه ي موسيقي هم نمي توانند كاري از پيش ببرند .
باز هم تاسف براي دولت نه براي موسيقي
زيرا گفته اند كه:
غير از هنر كه تاج سر آفرينش است
دوران هيچ سلطنتي جاودانه نيست
يا علي
نويدي

با سلام
اینک هدیه ای جدید از این وبلاگ!!
«ردیف آوازی » اجرا توسط
استاد محمدرضا شجریان
در سه سی دی صوتی
قابل عرضه به سراسر كشور
موسیقی متن فیلم شهرآشوب ساخته محمد رضا درویشی
(با صدای همایون شجریان)
برنده سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر شد.
نميدانم كه چه شده كه نا گهان عده اي به فكر افتاده اند
تا خبر « فوت » را قبل از وقوع براي مردم صادر كنند.
گویا شایعه ای مبنی بر اینکه استاد « جلیل شهناز» فوت شده اند
بر سر زبانها افتاد . حال منبع شایعه کجا بود ، بماند.
فعلا مهم اين است كه استاد زنده وسلامت هستند و در منزل
در حال استراحت هستند.
انشاالله عمرشان دراز باد !
ياحق
۸بهمن روز تولد شهرام ناظری است.
او امروز ۵۵ ساله میشود .
او را دوست داریم وبا صدایش سالهای
درازی را سپری کرده ایم.
به هر حال باید بگوییم :
استاد ناظری تولدتان مبارک!
هو
سلام ياران
بازديدهاي مداوم شما عزيزان مرا شرمنده ميكند
كه نتوانسته ام چند روزي برايتان مطالبي جديد بنويسم
از اين آمار بازديدكنندگان كه همچنان سير صعودي ميگيرد هم
خجل هستم. مشكلي عارض گشته كه جز با دعاي ياران و
یاری پروردگار حل نخواهدشد.به محض فراغت خاطر وانشاءالله
حل مشكل ، در خدمتتان خواهم بود .
(البته در آينده اي بسيار نزديك)
به اميد سلامتي وبهروزيتان
خاك پاي اهل هنر
نويدي
5 بهمن 1384
يا علي
با انفجار مهیب ودردناکی که در اهواز اتفاق افتاد
جمعی از هموطنانمان به شهادت رسیدند.
این ضایعه ی دردناک را به همه ی ایرانیان
و اهوازیهای عزیز و دو دو ست وبلاگ نویسمان
فرشید احمدی و وب مستر وبلاگ آواز دل
تسلیت می گویم.
....چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
در پناه حق
نویدی
![]() |
|
| پیکر غلامرضا طباطبایی شنبه تشییع میشود پیکر غلامرضا طباطبایی، هنرمند فقید سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، شنبه هشت بهمن از مقابل خانه هنرمندان تشییع میشود |
یک مصاحبه ی تصویری با استادشجریان! حتما ببینید .
البته در آینده ای نزدیک متن مصاحبه نیز برای
آن عزیزانی که موفق به دریافت فیلم نشدند
نوشته میشود.
منبع(( سل ))
گویا « همایون شجریان »در یکی از فیلمهای امسال
جشنواره ی فجر ،به هنر نمايي پرداخته ، تاجايي كه
آنچنان كه مي شنويم، آوازش كل فيلم را تحت تأثير
قرار داده وآنطور كه خبر ها حاكيست ،اگر آواز همايون
را حذف كنیم (والبته آهنگسازي محمد رضا درويشي)
چيزي از فيلم نمي ماند .
البته به احتمال زياد خبر واقعيت دارد. بشنويد و بعد قضاوت كنيد.

هیچ!!!
محمد رضا شجريان،چهارشنبه شب ميهمان تالار فردوسي بود تا به تماشاي اپراي عروسكي رستم و سهراب بنشيند.استاد آواز ايراني بعد تماشا ساعتي را دركنار اعضاي گروه گذراند و عروسكها را از نزديك تماشا كرد.فرصتي كوتاه دست داد تا با محمد رضا شجريان به گفت و گو بنشينيم و نظرش را جويا شويم.
![]()
محمد رضا شجريان و رایان پشت صحنه اپرای عروسكی رستم و سهراب
*نظرتان راجع به اپرای عروسكی رستم و سهراب به عنوان يك بيننده حرفهاي كه در موسيقي فعالیت ميكنيد و اجرا را ديده است چيست؟
اولين بار بود كه من يك تئاتر عروسكی میديدم و لذت بردم. مخصوصاً تعجب من ازاين حركات نرم و قشنگ بود كه اين حركات چه زيبا و خوب پيش میرفت.صحنهها خيلی گويا ، زيبا ،عميق و خوب بود. از اين نظر خيلی لذت بردم. تنها اعتراضی كه داشتم اين است كه كلمات فارسی را به شكل اپرايی نمیشود خواند و مفاهيمش بيان نمیشود. اگر شعر فارسی و زبان فارسی است، همان موسيقی زبان فارسی و همان فرمی كه خوانندههای زبان فارسی میخوانند بايد باشد. منتها متون موسيقیاش میتواند با اركسترسمفونيك باشد ، اين دو میتوانند با هم ادغام شوند. كلمات فارسی را به شكل اپرايی بيان كردن، اصلا خوب نيست.
* يعنی اين تجربه به نظرتان تجربهی خوبی نبود؟
من قبلا هم يك بار ديگر در سال 1355 به همراه آقای برومند شاهد چنين برنامهای بوديم البته تئاتر نبود. موسيقی بود كه حالت اپرايی داشت و شعر حافظ را كار كرده بودند كه ايشان بسيار عصبانی شد. اين قدر عصبانی بود كه شب بعد سكته كرد و فوت شد. خيلی ناراحت بود میگفت نبايد با زبان فارسی اين كار را كرد. اتفاقا خواننده هم حسين سرشار بود. ولی چون به شيوهای بود كه زبان فارسی را آن طور نمیخوانند و بيان نمیكردند ايشان ناراحت شد. من هم از اين نوع خوانندگی در اين اجرا هيچ لذتی نمیبردم و بلكه ناراحت هم میشدم. نبايد زبان فارسی را اين طور بيان كرد. مهم اين است كه زبان فارسی با همان شيوهی خودش بيان شود. و موسيقی خودش باشد تا معانی و كلمات مفهوم پيدا كنند آدم بفهمد چه گفته ميشود. ا ز كلمات هيچ نمیفهميم فقط میفهميم كه دارند میخوانند اما از مفهوم هيچ دستگيرم نميشد. به خدمت آقای غريب پور هم همين را عرض كردم؛ گفتم كه بهتر بود كه خواننده نمیداشت، موسيقی به همراه حركات همه چيز را مشخص ميكرد و گويا بود. موسيقیاش موسيقی نسبتاًخوبي بودو حركات بسيار عالی.در كل از اجرا خوشم آمد.
* با توصيفات شما ما میتوانيم اپرای ايرانی داشته باشيم .اپرايي از شعرو موسيقی ايرانی با همراهي آواز ايرانی .
ما در قديم اپرای ايرانی داشتيم به نا م چيترا، منتها خوانندگی به اين شكل نبوده است.موسيقی ايرانی را داستان و شعر ايراني تكميل ميكرده و بيشتر شكل روايي داشته است . در تعزيه بخشی از آن ارائه می شود میتوان گفت تعزيه نماد كوچكی از اپرای ايرانی است ، در تعزيه اما فقط خواننده مطرح است. گاهی اوقات سازهايی نواخته ميشود كه هماهنگی ندارند ،كه اين ضعف كار است.
میشود موسيقی خوبي نوشت و با اركستر بزرگ اجرا كرد و همراه با خوانندگی ايرانی وبه زبان فارسی خواند كه كلماتش مفهوم باشد.
* آيا هماهنگی بين موسيقی و اجرا شكل اپرايیاش را حفظ كرده بود؟اجرا ازنظر كارگردانی وبه لحاظ طراحی عروسكهاچگونه بود؟
من هيچ ارتباطی بين موسيقی و آن حركات نمیديدم. فرهنگ رستم و سهراب كاملاً ايرانی است. بعضی جاها هم خيلی حس میكردم موسيقي با وضعيت صحنهها همخواني ندارد. موسيقی را نپسنديدم علاوه بر اينكه خوانندگیاش مردود است، موسيقیاش هم به من نمیچسبيد. ولی خود صحنهها به تنهايی بدون موسيقی هم میتوانست حرف خودش را بزند. كار اين قدر عميق بود كه خوب حركت میكرد. خود تئاتر زيبا بود.اجرا با موسيقي هماهنگ بود ولي موسيقي نميتوانست فرهنگ ايراني را نمايش دهد.
* درباره صحنه نظرتان چيست،با فاكتور گرفتن موسيقي.
صحنه به نظر من عظمت داشت. پيش خودم ميگفتم كه اين فضای بزرگ از كجا آمده بود. صحنه بسيار كوچك بود اما در حين اجرا با تمهيدات نور و اجراي فوفقالعاده عروسكگردانها آنقدر بزرگ مينمود كه باعث تعجب ميشد.
به نقل از سایت خانه هنرمندان