تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::
دست نوشته هاي يك نوازنده....(استادشجریان . شهرام ناظری .و...)

 

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم

چند روزیست مطلبی مضحک و جسارت آلود در مورد استا شجریان در سایت انصار نیوز منتشر شده. نویسنده ی ناموزون آن در این نوشته واکنشی به سخنان استاد شجریان در بی بی سی نشان داده که همراه با بی ادبانه ترین الفاظ همراه است. البته این نوع نقد جسارت آلود را در حوزه ی سیاست ، در نوشته های همسر یکی از وزرا  دیده بودیم ولی گویا حرفهای خس و خاشاک اینان را چنان عصبانی نموده که همه اختیار از کف داده اند و سعی در بروز آنچه هستند دارند .

در ادامه از شما دعوت می کنم اصل مطلب و همچنین جوابیه ی دوست عزیزم، آقای صحافی را در لینک زیر ببینید:

ام‌کلثوم که نه؛ ساسی‌مانکن هم نیستید!

 

در ادامه ، مطلبی برای آرای تا نخورده نوشتم. آن را در ادامهی مطلب بخوانید:


ادامه مطلب را حتما بخوانيد
+ نگاشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:20  توسط عطا نويدي  | 


با این غروب از غم سبـــــز چمن بگو...

 

 باصدای: شهرام ناظری / آهنگساز: فرخزاد لایق/ شعر: سایه

 با این غروب از غم سبز چمن بگو
 اندوه سبزه های پریشان به من بگو
 اندیشه های سوخته ی ارغوان بین
 رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
 آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
 آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو
 آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
 با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
 از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
 با خامشان غمزده ی انجمن بگو
 زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
 وین موج خون که می زندش در دهن بگو
 سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
 این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
 سرو سیاه من ز غروب چمن بگو

            از اینجا دانلود کنید

+ نگاشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 18:42  توسط عطا نويدي  | 


 صدای من ، همیشه خس و خاشاک خواهد ماند!

محمد رضا شجریان، استاد آواز ایران در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود."

استاد شجریان در میان مردم .26 خرداد88 .پایین پل پارک وی .عکس: وبلاگ خوابگرد

استاد شجریان همچنین گفتند هربار که صدای خود را از این رسانه می شنود احساس شرم می کند و بدنش می لرزد.

ایشان همچنین در نامه ای به رادیو و تلویزیون ایران نسبت به پخش آثارشان از این رسانه اعتراض کرده اند .

استاد شجریان در این نامه که خطاب به عزت الله ضرغامی رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته شده، از رادیو و تلویزیون که به گفته او مستمرا سرودهای میهنی او را پخش می کنند، خواسته از این کار خودداری کنند.

ایشان در این نامه نوشته اند، سرودهایی که خوانده به ویژه سرود "ای ایران ای سرای امید" متعلق به سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و "هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد".

استاد شجریان اعلام کرده اند سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند و باردیگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواست با پخش آثار او" به حق و حقوقش تجاوز نکنند" چون نمی خواهد صدایش را "در صورت او ومردم امثال او بزنند".

پیش از این استاد شجریان در سال ۷۴ هم همین در خواست را کرده بودند و صدا و سیما را ، که در آن وقت به وسیله آقای لاریجانی اداره می شد ، از پخش آثارشان منع کردند .

فایل صوتی سخنان استاد شجریان

با تشکر از دل آوازhttp://www.delawaz.blogfa.com/

+ نگاشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 16:32  توسط عطا نويدي  | 


جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران

اولین ایامی که به حوزه ی وبلاگ نویسی وارد شدم، برایم بسیار جالب بود آدمهایی که این مطالب را می نویسند ملاقات کنم. حتی وقتی برای اولین بار با چند تن از وبلاگ نویسان موسیقی تلفنی حرف زدم کلی شادمانی کردم که با یکی از همفکرانم در موسیقی صحبتی داشتم. بعدها فهمیدم می توان حتی با این آدمها با ایمیل و چت کردن بیشتر آشنا شد. نخستین دیدار با دوستان وبلاگ نویس دیداری مجازی بود. رضا زارعی مبتکر گفتگوی مجازی همزمان بسیاری از دوستان وبلاگ نویس بود. در این نشست ها که هر پنچشنبه برگزار می شد گاهی موضوعی پیش می آمد که همه دوست داشتند اظهار نظر کنند... واینگونه شروع شد. اولین نشست رسمی صاحبان پایگاهای مجازی در شیراز به ابتکار رضا زارعی بود که البته همراهی سجاد پورقناد به عنوان سردبیر هارمونی تالک هم ستودنی بود. با اینکه در آن نشست تنها سه چهار وبلاگ نویس حضور داشتند ولی همین تعداد به قول آقای صداقت کیش در واقع بنیان گذار این این رسم یا جریان  بودند. اردیبهشت 86 در شیراز فرصتی برای وبلاگ نویسان بود تا مخاطبان خود را ببینند. با آنها در مواردی بحث کنند. دقیقا پس از آن نشست بود که اکثر این دوستان خود را موظف دیدند تا حرفه ای تر عمل کنند. زیرا تا به حال بسیاری از ما گمان می کردیم مخاطبان نیز مجازیند اما تازه در یافتیم خود ما منبعی برای اخبار دیگرانیم. تجارب، افکار ، و دیدگاه های ما برای خیلی ها جذاب بود که خود تصورش را نمی کردیم. پس با دیدگاهی دیگر کارمان را ادامه دادیم. این نشست زمینه ای شد برای طرح نشستهای دیگر که البته دیگر با آن کیفیت انجام نشد. نشست دوم در خبرگزاری مهر بود در آخرین روزهای سال 87 که با استقبال کمی روبرو شد. دلیلش واضح بود. شب عید و  گرفتاری مردم. البته اصلاع رسانی هم در این امر تاثیر داشت. به هر حال اینبار نشست بسیار جدی بود ولی برخلاف شیراز که 3روزه بود مدت این جلسه 2 ساعت بیشتر نبود. اما حضور هنرمندانی همچون پیمان سلطانی، حسین علیشاپور و روزنامه نگاران با سابقه ای چون آقایان عاطفی و مختاباد و همچنین حضور و سخنرانی دکتر سریر به عنوان مدیر عامل خانه ی موسیقی آینده ی زیبایی را پیش روی ما متصورکرد. همانجا طرح اولیه ی جشنواره را دادیم. رای آورد و هیات داوران از همین افراد تعیین شدند. اما این که « چرا جشنواره؟ »، خود بحثی دیگر داشت.

اصولا برای پیشرفت در هر رشته نیاز به رقابت است. حتی اگر درس خواندن هم رقابتی باشد نتیجه اش جالب تر می شود چه برسد به نویسندگی. من معتقدم نسلی جدید از نویسندگان موسیقی در آستانه ی تولد است که بر خلاف  بسیاری از خبرنگاران و نویسندگان موسیقی پیشین(البته به جز چند تن) که حتی از موسیقی دریافت درستی نداشتند، این نویسندگان جدید آگاهی خوبی از کار خود دارند. فاکتورهایی مانند علاقه به موسیقی، نوازدگی، شنونده ی حرفهای بودن و قلم شیوا داشتن همه در این نسل به چشم می آید. این نسل از نویسندگان موسیقی بر خلاف دیگران برای دستمزد، مصاحبه نمی کنند، نمی نویسند، گزارش تهیه نمی کنند. بلکه حتی گاهی خود خرج و مخارج عجیب و غریبی برای مصاحبه با یک هنرمند انجام می دهند. این نسل خود را وقف موسیقی می کنند. مقاله هایی که اگر هر کدام در روزنامه قرار گیرد می تواند منبع در آمدی باشد، به وسیله ی وبلاگ نویسان در رسانه ای قرار می گیرد که حتی بازدیدش در خور این همه زحمت نیست. مگر وبلاگ رسانه نیست؟ چرا هیچ کس به آن استناد نمی کند؟ چرا بازدید آن کم است؟ چرا وبلاگها برای بسیاری یک زرد نامه اند؟ اینها سوالاتی ست که تمامشان یک راه حل مشترک داشت و آن برگزاری جشنواره ی وبلاگ ها و سایتهای موسیقی بود.

اهداف بسیاری در آیین نامه ی جشنواره ذکر شده. این که وبلاگها به عنوان یک رسانه لااقل در ذهن مخاطبان رسمی شوند و اینکه حرف صاحبان وبلاگهای هنری به گوش خود موسیقی دانان برسد می توانست بهانه ی کافی را برای ادامه ی کار به ما بدهد. جشنواره ای که از متن وبلاگ نویسان موسیقی برخواسته  و از هیچ نهادی خط نمی گیرد. تنها پشتیبانی معنوی و مالی خانه ی محترم موسیقی، برای عدم درگیری با ارشاد برای گرفتن مجوز و دیگر نامه نگاری های مرسوم است. خانه ی موسیقی، خط آزاد فکری جشنواره را ارج نهاده . دکتر سریر نیز پیشتر در نشست اسفند 87 گفته بود: « ما به دنبال تولید اندیشه ایم نه محدود کردن آن». این نگاه خانه ی موسیقی به جشنواره قوت قلبی برای برگزار کنندگان آن بود.

جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران می تواند فرصت خوبی باشد برای ارزیابی آرای مخاطبان موسیقی. مخاطبانی که خود یک رسانه اند، برای استفاده ی بهتر از این اندیشه ها تنها راه برگزاری با شکوه این جشنواره است و این محقق نمی شود بجز شرکت هر چه بشتر وبلاگ نویسان موسیقی در این جشنواره.

به امید همیاری همه ی دوستان

عطا نویدی

مسئول روابط عمومی جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران 

+ نگاشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:21  توسط عطا نويدي  | 


وبلاگها بر مدار انصاف بگردند

عطا نویدی و حمیدرضا نوربخش . 13 اردی بهشت 88 - خانه ی موسیقی

چندی پیش از طریق گاهنامه ی نسیما، نشریه ی محلی شهر قم، در زمینه ی مصاحبه با حمیدرضا نوربخش به من پیشنهاد همکاری شد. سیزدهم اردیبهشت در خانه ی موسیقی به دیدار او رفتیم. در پایان مصاحبه ی نیم ساعته، فرصت را مغتنم شمردم و چند سوأل در مورد وضعیت وبلاگها و سایتهای موسیقی و همچنین نظرش در مورد جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران، اختصاصا برای وبلاگم از او پرسیدم. با وجود اینکه دیر وقت بود با خوشرویی به سوالاتم پاسخ داد.

. جناب نوربخش با سلام و خسته نباشید. آیا شما  به وبلاگهای حوزه ی موسیقی ایران سر می زنید و آنها را مطالعه می کنید؟

بله، کمابیش این وبلاگها را مطالعه می کنم و در جریان کار آنها هستم.

. تاثیر این وبلاگها را در رشد موسیقی چطور می بینید؟ آیا توانسته اند از عهده ی رسالت خودشان بر بیایند؟

ببینید؛ اگر در وبلاگ نویسی انصاف رعایت شود می تواند به رشد موسیقی کمک کند. بعضی اوقات بالابردنهای بیهوده و یا کوبیدنهای بیهوده وجود دارد. من چیزی که گاهی در وبلاگها و سایتها و حتی در رسانه هاییی مانند نشریات می بینم، جهت گیری های غیر کارشناسانه است. اگر در واقع مدار انصاف وجود داشته باشد و همه بر آن مدار گردش کنند هیچ مشکلی پیش نمی آید. بالاخره وبلاگها محلی هستند برای تضارب آراء، محلی است که هر کسی بیاید و نظر خاص خودش را بدهد. ولی بعضی وقتها غیر کارشناسانه و بدون هیچ مأخذی نظری می دهند وبرخی دیگر هتاکی می کنند کسی دیگر می آید و جواب او را می هد...

. پس شما دقیقا در جریان کار وبلاگها هستید.

بله ، گاهی می بینم که این مسائل پیش می آید که متاسفانه فضا را خراب می کند. ولی اگر واقعا نظر منصفانه باشد خیلی خوب و به نفع موسیقی هم هست.

. می دانید  که قرار است در اواسط مرداد ماه سال جاری جشنواره ی وبلاگها و سایتهاتی موسیقی ایران برگزار شود. شما به عنوان یک هنرمند تأثیر این جشنواره را در روند کار وبلاگها چگونه می بینید؟

اگر این مسائل در جشنواره پررنگ باشد و گفته شود و در نهایت یک تعهد اخلاقی و کاری به وجود بیاید، به نظر من خیلی مؤثر خواهد بود.

. در پایان خوشحال می شوم  اگر توصیه ای به نویسندگان وبلاگها و سایتها و به طور کلی نویسندگان حوزه ی موسیقی دارید بفرمایید.

من همیشه نکته ای که به روزنامه نگاران می گویم این است که تعهد خیلی مهم است. تعهد کاری، یعنی اینکه ما به کاری که می کنیم، شناخت داشته باشیم و کارشناسانه به جلو برویم. تحت تأثیر اینکه اگر از کسی خوشمان می آید و یا برعکس اگر از کسی بدمان می آید نظر ندهیم. در واقع نظرات شخصی مان را در این کار دخالت ندهیم.

. در آخر از اینکه وقت خود را در اختیار وبلاگ « همنوا با سوز نی » گذاشتید سپاسگزارم.

من هم از شما متشکرم

توضیح:  مصاحبه ی اصلی بزودی (احتمالا شماره ی تیرماه) در گاهنامه ی نسیمای قم منتشر خواهد شد.

با تشکر از برادر گرامی، آقای حمیدرضا عاطفی که زمینه ی مصاحبه را فراهم نمودند


باز تاب

قسمتی کوتاه از سخنان آقای نوربخش به همراه عکس فوق با عنوان «گپ نویدی با حمیدرضا نوربحش» در روزنامه «اعتماد ملی» مورخ ۳۱ اردیبهشت در صفحه ی ۱۵ چاپ شد . ضمن تشکر از مسئول این بخش از روزنامه خواهشمندم از این پس لاقال منبع اصلی که همان وبلاگ شخصی هست را ذکر نمایند . البته این درست است که روزنامه های کثیرالانتشار از آوردن آدرس وبلاگها معذورند اما ایکاش لفظ وبلاگ را در این چند خط ذکر می نمودند تا اصالت مطلب که همانا بحث وبلاگنویسیاست حفظ شود.

لینک صفحه ی روزنامه

+ نگاشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:43  توسط عطا نويدي  | 



هرگونه برداشت یا استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و اطلاع مدیر سایت مجاز میباشد